«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ مرداد ۱۶, پنجشنبه

چنان «ولایت کیر خری» به چنین «اقتصاد مقاربتی» نیازمند است ـ بازپخشش

«ولایت کیر خری» همین است دیگر! همین بس که یک کیر خر اندرزگو و ساده زیست در آن بالا بکاری تا پشت سر هم، برای «دشمن» و «استکبار جهانی» و اینا خط و نشان قرمز و قهوه ای و نارنجی و اُخرایی بکشد و در پناه و پیرامونش هر جَک و جانوری از اسیدپاش و ششلول بند گرفته تا بچه باز بیت رهبری و نانِ مردم خور به شیرینکاری های ولایت پسند خویش سرگرم باشند. خوب! در چنان ولایتی، چرا سر «مَش قربونعلی» بی کلاه بماند؟ درست است که او به اندازه ی آن بزرگ ترها نمی تواند از باز شدن دروازه های اقتصادی کشور سود ببرد؛ ولی این اندازه هست که از نَمَد این گشایش به بهانه ی خرید کالا از بازار جهانی و فروش آن در ایران، ارز دولتی ارزان تر از «دولت زهدان اجاره ای» بستاند و درجا به بهای آزاد در "باراز آزاد" بفروش برساند؛ سپس با سود هنگفت بدست آمده، بی آنکه کالایی در کار باشد، برای خرید «ماشین سازی تبریز» دندان تیز کند و آن را نیز به یاری همان دوستان که به وی ارز دولتی داده اند، بخرد! چه باید گفت جز آنکه:
چنان «ولایت کیر خری» به چنین «اقتصاد مقاربتی» نیازمند است!*

ب. الف. بزرگمهر   ۲۷ تیر ماه ۱۳۹۸


* تا اندازه ای بسانِ زبانزدِ «بِلَه دیگ، بِلَه چغندر»

ویدئوی پیوست (برگرفته از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران» با نامگذاری اینجانب: ب. الف. بزرگمهر): چنان «ولایت کیر خری» به چنین «اقتصاد مقاربتی» نیازمند است.

یک بازنمایی (توضیح) بایسته!

یکی دو سالِ گذشته با همه ی پیش بینی ها و پیشگیری های بایسته، رایانه ام چندین بار از کار افتاد بگونه ای که هر بار، ناچار به جایگزینی سخت ابزار تازه شدم؛ واپسین بار، ده یازده روز پیش بود که به شَوَندِ  نداشتن رونوشتِ پشتیبان (backup) از پوشه هایم، نوشتارها، تصویرها و فیلم های گاه بسیار ارزشمند بارگیری شده بدرازای نزدیک به یکسال را برای همیشه از دست دادم؛ ویدئوی پیوست یاد شده در بالا یکی از آن هاست که شکیبی برای جستجوی آن در جاهای دیگر ندارم. از همه بدتر، بایگانی نوشتارهای منتشر نشده و نیمه کاره بر جای مانده ام در این بازه ی زمانی بود که بازیابی آن از سخت ابزار از کار افتاده، نشد که نشد.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۶ امرداد ماه ۱۳۹۹

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!