«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ خرداد ۶, سه‌شنبه

خرکردن مردم با پریشانگویی های مذهبی کم کم به سر می رسد! ـ بازانتشار

به گزارش کوتاه زیر باریک شوید! گفته های آخوندی چابلوس است که به نوبه ی خود از «نشانه ی خدای» مالیخولیایی دیگری که به هنگام خود، بسیار خواب نما می شده، وام گرفته و بر زبان رانده است.

چنانچه شیفتگی این آخوند به یکی از واپسگراترین آخوندهای تاریخ ایران و انقلاب مشروطه را کنار نهاده و آن را نادیده بگیریم، این نکته که در دوران انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بسیاری از آخوندهای به نان و آب رسیده و از همه آن ها بالاتر، خودِ روح الله خمینی، دیدگاه هایی بس واپسگرایانه درباره ی انقلاب مشروطیت، پیشرفت و هرگونه نوآوری در بالا رفتن آگاهی توده های مردم ایران به منافع اقتصادی و اجتماعی خود داشتند و همه ی این ها با خوش بینی بیش از اندازه و گاه ساده انگاری از سوی نیروهای چپ نادیده گرفته شد، چشمگیر و پندآموز است؛ گرچه پندی که بسی پیش تر می بایستی گرفته می شد و چشمی که بسی دورتر باید می دید! افسوس ...

ب. الف. بزرگمهر   ششم تیر ماه ۱۳۹۳


***

پيکر فضل‌الله نوری پس از مرگ قرآن تلاوت می‌کرد

کاظم صديقی٬ امام جمعه موقت تهران گفته، «پيکر» شيخ فضل‌الله نوری پس از به دار آويخته شدن قرآن تلاوت می‌کرده است. به گزارش خبرگزاری«رسا»٬ آقای صديقی اين ادعا را شامگاه چهارشنبه (چهارم تير) در جمع گروهی از مردم تبريز به میان آورده است.

وی به نقل از آيت‌الله بهجت گفته «فردی که از شب تا صبح کنار پيکر شيخ فضل الله نوری مانده بود تا بدنش را صبح دفن کنند، صدای تلاوت قرآن از پيکر شيخ می‌شنيد.» صديقی افزوده که پيکر شيخ‌ فضل‌الله نوری با گذشت سه سال از زمان به دار آویختن وی همچنان در قبر «سالم» مانده بود.

کاظم صديقی پيشتر نيز گفته بود علی خامنه‌ای شبانه در بيايان‌های اطراف قم با «امام زمان» ديدار و در مورد شیوه های اداره کشور از وی راهنمایی می‌گيرد.

شيخ فضل‌الله نوری يکی از روحانيون شيعه بود که در جريان انقلاب مشروطه در تهران به دار آويخته شد.
از وی به عنوان يکی از مخالفان انقلاب مشروطه نام برده می‌شود که از سوی محمدعلی شاه نيز پشتیبانی مالی می‌شد.

برگرفته از «دیگربان»  ۵ تیر ماه ۱۳۹۳

این گزارش از سوی اینجانب تا اندازه ای ویرایش و پارسی نویسی شده است.    ب. الف. بزرگمهر

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!