«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۱ خرداد ۱۹, جمعه

چرا آنها باید به دار آویخته شوند؟


در کشور ما روزانه شماری از بزهکاران اجتماعی، افزون بر کوشندگان و رزمندگان سیاسی بویژه از خلق های غیر پارس، به دار آویخته شده یا تیرباران می شوند.

شمار بسیاری از این بزهکاران دربرگیرنده ی نوجونان و جوانانی است که به دلیل های اجتماعی و از همه مهم تر، بیکاری و گسترش فزاینده تنگدستی به بزهکاری روی می آورند. آیا آنها آفریننده و پدید آورنده ی چنین اوضاعی هستند که سزاوار به دار آویخته شدنند؟ بی گفتگو، نه! بجای آنها باید همه ی کسانی که چنین اوضاع بسیار بد اجتماعی ـ اقتصادی را برای توده های مردم و خلق های میهن مان پدید آورده اند به دار مجازات آویخته شوند؛ کسانی چون آن رهبر نیرنگباز، آن رییس جمهور دروغگو و کارچاق کن داد و ستدگران هستی و نیستی مردم، آن رییس «مصلحت نظام با شیطان بزرگ» که خود و خانواده اش کشورمان را چاپیده و با «شیطان بزرگ» داد و ستدهای شیرین و پربهره دارند و همه ی دزدان و تبهکاران سرمایه های ملی ایران در هر جامه ی که هستند.   

در تصویر دو تن از به دار آویخته شدگان در شیراز دیده می شوند:
قربانیان رژیمی تبهکار

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!

ب. الف. بزرگمهر   ١٩ خرداد ماه ١٣٩١

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!