«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ شهریور ۱۷, چهارشنبه

ار علی یابد، چه سیّد چه عامی، چه گدا چه سلطان، گاید! ـ بازپخشش

آقا بیشعور، نمی دانم مانند بار پیش «نرمش قهرمانانه» را به انجام رسانده ای یا در آستانه ای انجام آن هستی؛ برخی گفته هایت با همه ی آبزیرکاهی نهفته در آن ها نشانه هایی از انجام آن را دربردارد. به هر رو، اگر هنوز کار بجای باریک نکشیده، حواست را خوب جمع کن! برنام خوشایند و مردم گولزنکی هم بر آن گذاشته اند: پاسداری از «برجام»! دلت را به این برنام خوش نکن! آن لات بی سر و پای «یانکی» هم که می دانی، پند و اندرز و اینا سرش نمی شود. پیش تر به بهانه ای دیگر، درباره اش نوشته بودم:
«... برای وی، ملانیا و جیمز [کومی] و بَرَک و و گداعلی و میشِلَن با همه ی گُندگی اش، یکیست و با سوراخ دیوار چندان تفاوتی ندارد!»* و یادم رفت با اشاره به پیشینه ی "درخشان" خودمان در این زمینه که هماوندی تنگاتنگی نیز با اسلام زدگی میهن بخت برگشته مان در دوره هایی از تاریخ دارد و تو نیز با آن بخوبی و از نزدیک آشنایی، بگویم که وی همانندی بسیاری با «مولانا شرف الدین» نامبرده در کتاب دلگشای جاودانه عُبید زاکانی نیز دارد. آن نوکر نابخرد، اَربُز نام، تنها یک پرسش زشت و نابجا از وی نموده بود:
مولانا تو خر گایی؟

و مولانا پاسخ داده بود:
من ار گاو یابم، گایم؛ ار خر یابم، گایم؛ ار بُز یابم، گایم.**

یادت باشد آقا بیشعور! آن بار، زبانم مو درآورد از بس گفتم و شَوَندهای گوناگون آن را یادآور شدم که: «شیطان بزرگ»، کلاه سرتان می گذارد و خودتان به دوزخ، مردم ایران را سرافکنده می کنید؛ بگوش نگرفتی و خود در نقش کارگردان به انجام کاریایی ننگین سرگرم شدی که سوژه اش از آنِ دیگران بود. این بار نیز هشدار می دهم:
آن لات بی سر و پا، کار و بارش حساب و کتاب درستی ندارد. نیازی به اَربُز نام یا کسی دیگر نیست که چنان پرسشی با وی در میان نهد؛ فشرده گزارش زیر گواه آن است.

ار علی یابد، چه سیّد چه عامی، چه گدا چه سلطان، گاید!

از ما گفتن و از تو شنیدن یا نشنیدن! خود دانی!

ب. الف. بزرگمهر    نهم فروردین ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/03/blog-post_98.html

* برگرفته از یادداشت «بیعت کن! وگرنه، نه تنها برکنار می شوی که سرت را نیز به باد می دهی!»، ب. الف. بزرگمهر  ۲۵ اردی بهشت ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/05/blog-post_15.html

** «خواجه علی الدین محمد، غلامی داشت ترک و خوب صورت، اَربُز نام. روزی در مجلس شراب، مولانا شرف الدین را گفت: مولانا تو خر گایی؟

گفت: من ار گاو یابم، گایم؛ ار خر یابم، گایم؛ اربُز یابم، گایم.   جاودانه عُبید زاکانی 

***

«استورمی دانیلز»، هنرپیشه ی فیلم های «پورنوگرافی» که می گوید در گذشته با دونالد ترامپ، هماغوشی داشته، خواهان آن شده که رییس جمهوری «ایالات متحد» [بخوان: «یانکی» ها!] در این باره گواهی دهد.

«مایکل آوناتی»، وکیل «استورمی می دانیلز»، روز چهارشنبه (۲۸ مارس)، خواهان آن شد که «دونالد ترامپ» در مورد یک توافق "سکوت" که «مایکل کوهن»، وکیل آقای ترامپ در آستانه ی برگزاری گزینش سال ۲۰۱۶ ترسایی «ایالات متحد» با «استورمی دانیلز» دستینه نموده بود، در بیرون از دادگاه، همراه با ادای سوگند، گواهی دهد.

«استورمی دانیلز»، یکشنبه ی گذشته، در گفتگویی با برنامه ی «۶۰ دقیقه» از رسانه ی «سی بی اس»، خرده ریز ماجرای هماغوشی ادعایی در سال ۲۰۰۶ را بازگو نمود. بانو «دانیلز»، ۳۹ ساله، به «سی بی اس» گفت که او درست پیش از گزینش سال ۲۰۱۶ پذیرفته بود تا در برابر خاموش ماندن درباره ی آن هماغوشی ۱۳۰ هزار دلار از «مایکل کوهن»، وکیل آقای «ترامپ»، دریافت کند.

بانو «دانیلز» یکی از سه زنی است که رسما از آقای «ترامپ» شکایت کرده اند.

برگرفته از گزارش «بازیگر پورن خواهان ادای شهادت دونالد ترامپ شد»، رسانه ی مزدور امپریالیست های انگلیسی: «بی بی سی»، هشتم فروردین ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از سوی اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!