«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ اردیبهشت ۵, جمعه

برای ما نیز چنین آینده ای خواب دیده اند! ـ بازانتشار

ولی، سرنوشت مان در دستان خود ماست؛ چنانچه بخواهیم ...  

این ها نفرین شدگان تاریخند! سرمایه دارهای اروپایی و آن سوی اقیانوس له شان کرده اند؛ همه چیزشان را از آن ها گرفته اند: معدن هایشان، زبان و فرهنگ بومی شان و حتا شخصیت تک تک شان! آنچه برجای مانده، در چهره های ستم دیده و کوچک شمرده شان می بینی و خود از این همه پستی و تبهکاری رنج می بری؛ جلوی شان گرفته نشود، نوبت دیگران و ما نیز می رسد؛ گرچه، در جاهای دیگر به روش هایی دیگر آماج های پلید خود را پی می گیرند. به کشور خودمان بنگرید که چگونه تاریخ و فرهنگ پرشکوه آن را به بهانه ی دین و مذهب زیر پا می گذارند! نوکران و چاکران همان سرمایه داران جهانخوار و نفتخوار که پوستینی "اسلامی" بر دوش دارند و تاکنون میلیاردها دلار و یورو از درآمدهای نفتی و دسترنج مردم ایران را بار زده و به بانک های «ینگه دنیا» سپرده اند، همه ی زمینه های درخور برای گام های پسین را فراهم کرده و می کنند.

باید یگانه شد! دست در دست هم، صف خودی و ناخودی ساختگی را شکست و جبهه ای خلقی از همه ی ستمدیدگان و زحمتکشان همه ی خلق های ایران زمین، آن ها که سند دست های پینه بسته شان است، پدید آورد!

باید صورتک ها را درید و بر چهره های پلیدشان تُف کرد؛ باید دست های دزد و آلوده به خون شان را از ثروت های ملی کشورمان کوتاه نمود و برید؛ باید سرنگون شان نمود؛ وقت تنگ است ... باید جُنبید!

ب. الف. بزرگمهر    هفتم خرداد ماه ۱۳۹۲

http://www.behzadbozorgmehr.com/2013/05/blog-post_794.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!