«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ خرداد ۲, جمعه

راهنمای کُس اندیشان ناآشنا در پناه اسلام! ـ بازانتشار

چند روز پیش داشتم در «واژه نامه ی دهخدا»، دنبال آرش باریک تر واژه ی از ریشه عربی: «شُبهه» می گشتم که به این برخوردم:
«شبهه ی فاعل ؛ چون زنی را در فراش خود ببیند و به گمان اینکه زن خویش است با او مجامعت کند؛ در این صورت، اگر ادعای شبهه و گمان کند، حدی بر او جاری نیست (از کشاف اصطلاحات الفنون، جلد یکم، ص. ۷۹۰)

اندکی با خود بیندیشید! آدم باید یا بیش از اندازه گاگول باشد که زنی دیگر را بجای زن خود در رختخواب، جابجا بگیرد یا بسان کمابیش همه ی دزدان اسلام پیشه ی رژیم فرمانروا بر ایران از بالا تا پایین، عوضی و مادر به خطا که دست به هر دله دزدی و هیزی بیازد و برای هر کدام بهانه ای دینی بتراشد!

این نیز بماند که به چه انگیزه ای یا چگونه، زنی در رختخواب یا همانا «فراش» چنان مادر به خطایی راه یافته و در آن خزیده است و اگر برعکس آن روی داده باشد و زنی، مردی را در فراش خود ببیند و بگمان آینکه شوی خویش است با وی همخوابه شود، باز هم حدی بر او جاری نخواهد بود یا در اینجا پای شیطان در کار است؟!

خوب! به این «شبهه ی فاعل»، چه نامی می توان نهاد که پیام آن را باریک تر به گوش خواستاران آن برساند؟ بگمانم، چیزی در این مایه:
راهنمای کُس اندیشان ناآشنا در پناه اسلام!

ب. الف. بزرگمهر    ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۵   


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!