«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

ما که ماست ها را کیسه کرده ایم؛ دیگر چه جای بجان هم افتادن؟! ـ بازانتشار

«حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (پنج‌شنبه) در دیدار نمایندگان منتخب ملت در مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر ضرورت ایجاد یک گفتمان و فهم عمیق عمومی درباره ی ”نوع و چگونگی مواجهه کشور و افراد مؤثر با چالشها و حوادث“ به تبیین یازده دوگانه ی مطرح در این زمینه پرداختند ...»*

«برخی گفته اند تأکید اینجانب بر ”جوانگرایی“ به معنای ”پیرزدایی“ است؛ اما این برداشت، غلط است و باید درباره معنای جوانگرایی فکر و تعمق کرد!»*

«یک نوع دیگر مواجهه، دوگانه ”بهره گیری از تجربه ها“ در مقابل ”دو بار از یک سوراخ گزیده شدن“ است.»* در این چهل سال، آیا توانسته ایم خودمان را به جایگاه «الاغ  دهخدا»** برسانیم؟ باید در این باره، فکر و تعمق کرد!

«تجربیات ما از نحوه عملکرد آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها بسیار زیاد است؛ اما تجربه اخیر مربوط به برجام و تعهداتی که آمریکایی‌ها باید انجام می دادند، اما زیر آن زدند، در برابر دیدگان ماست و باید در برخورد با آمریکا و جبهه مقابل از این تجربیات استفاده شود.»* اگر الاغ دهخدا بود، آیا دوباره به چیزی چون برجام تن می داد و پایش را در همان چاله فرو می کرد که پیش تر فرو کرده بود؟! نه والله! ولی ما بارها و بارها در موارد متعددی پای مان را در همان چاله ای فرو کردیم که پیش تر فرو کرده بودیم؛ تنها به این دلیل که شاید دشمن، دور و برِ آن، سبزی ها و هویج خوشبو و اینا کاشته بود تا حواس مان پرت شود.

«وقتی فلان کنوانسیون یا معاهده در کشور مورد بحث است و موافقان و مخالفان استدلالها و دیدگاههای خود را مطرح می کنند، دو طرف نباید یکدیگر را به همراهی با دشمن متهم کنند و به جان هم بیفتند.»* بخصوص، اگر ما پیش تر ماست ها را کیسه کرده باشیم.

دوازدهمین دوگانه را یواشکی برای تان می گویم. آهای برادر! این ها را نوار نکن! بدست دشمن بیفتد، براه می افتد و جان مان را می گیرد. داشتم می گفتم:
به عنوان مثال، فرض کنید که برادری در جایی دفینه ای (گنج) عظیم می یابد که برای دستیابی به آن به همکاری برادران دیگر نیاز دارد. یک راه این است که طمع کنی و با تکروی بخواهی همه ی آن دفینه را از آن خود کنی و دماغ دیگران را بسوزانی. چه بسا در جریان کار، پای خودت را هم بشکنی و در کنار همان دفینه دفن شوی، بی آنکه از آن متمتع شده باشی. کار خداست دیگر؛ پیش می آید. آنگاه ناچاری در بدترین وضع با داد و فریاد، دیگر برادران را به یاری فراخوانی. خوب! آن ها که کور نیستند و بحمدلله به اندازه ای تجربه کسب کرده اند که با دیدن صحنه، ماجرا را بفهمند و شلوغ بازی راه بیندازند. اولین نتیجه ی بد آن، بو بردن رسانه هاست که هیچ فرقی با رسانه های دشمن ندارند. همینجا این را هم بگویم که در این زمینه ما حتا از دشمن بزرگ خودمان: جناب آقای ترامپ هم می توانیم بیاموزیم که با چه ترفندهایی رسانه ها را به حاشیه می رانند. شما را نمی دانم تا چه اندازه بصیرت دارید که کُنه مطالب را دریابید؛ ولی ما که این ها را می خوانیم، براستی محظوظ می شویم. کمی حاشیه روی کردم و از اصل مطلب دور افتادم. اگر آن برادر از همان ابتدا برادران دیگر را به همکاری برای بیرون کشیدن آن دفینه فرامی خواند، آیا چنین می شد و آن گندکاری ها پیش می آمد که دامن نظام مقدس مان را آلوده و خودمان را انگشت نمای این و آن کند؟

ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ اسپند ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/03/blog-post_96.html

* برگرفته از «تارنگاشت کیرِ خرِ نظام»  ۲۳ اسپند ماه ۱۳۹۷

** «الاغ هم دو بار دستش به یک چاله نمی رود »، «امثال و حِکَم» علی اکبر دهخدا:
«یک بار شکست خوردن یا سر به سنگ آمدن در موردی ویژه، برای پند گرفتن آدمی بس است؛ به هر اندازه که نابخرد (کم عقل) و ناهوشمند باشد.»، زنده یاد احمد شاملو، کتاب کوچه، حرف الف، دفتر سوم (با اندک ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!