«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۱۰, دوشنبه

با این حساب، همگی در یک بیمارستان گرفتاریم ... ـ بازانتشار

«در بیمارستان ها هنگامِ شام و ناهار ، خوراک ها جورواجور است؛ به یکی سوپ، چلوكباب و دِسِر می دهند و به دیگری، تنها سوپ می دهند؛ به کسی دیگر حتا سوپ هم نمی دهند و می گویند، تنها آب بخور! به آن دیگری می گویند، حتا آب هم نخور! با این همه، هیچیک از این بیماران، زبان به پرخاش نمی گشایند؛ زیرا آنها پذیرفته اند، كسی كه این سپارش ها را نموده، پزشک است و او بیگمان حكیم نیز هست .بنابراین، چنانچه خدا به كسی كم تر یا بیش تر داده، زبان به پرخاش نگشایید؛ زیرا حکمتی در کار است.»

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

این ها را که می خواندم بگمانم رسید، نکته ی زیر را نیز بر آن بیفزایم:

با این حساب، همگی در یک بیمارستان گرفتاریم؛ بحمدلله بخش روانی اش را از هر سو میخکوب کرده اند تا دیگران را به پرخاش و آشوب واندارند!

ب. الف. بزرگمهر    هفتم اسپند ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/02/blog-post_77.html


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!