«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ اردیبهشت ۸, دوشنبه

سخنانی درست؛ ولی همچنان بسته در چارچوب دین اسلام و در نتیجه، ناپیگیر ... ـ بازانتشار

گفته هایی از رهبر جمهوری اسلامی درباره ی یگانگی میان «شیعه» و «سنی» را برگرفته و درج نموده است:
«آن كسى كه نداى تفرقه‌ى بين شيعه و سنى را سر مي دهد و به بهانه‌ى مذهب، مي خواهد وحدت ملى را به هم بزند، چه شيعه باشد و چه سنى، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند! گاهى بعضي ها مزدور دشمنند و خودشان نمي دانند.

افرادی را هم از بین شیعیان می شناسیم که فقط مساله‏شان مساله‏ی نادانی نیست؛ بلکه مأموریت دارند، برای اینکه ایجاد اختلاف کنند؛ ـ به مقدسات اهل سنت اهانت می کند؛ عرض میکنم:
رفتار هر دو گروه حرام شرعی است و خلاف قانونی است.» (از سخنان علی خامنه ای)

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش درخور بویژه در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر

می نویسم:
بیگمان، سخنان درستی است؛ ولی همچنان بسته در چارچوب دین اسلام! و در نتیجه، سخنانی ناپیگیر، هم در چارچوب منطق درونی آن و هم در پهنه ی کردار به آن! بهتر این بود و هست که گفته شود:
آن كسى كه نداى پراکندگی میان دین باوران از یک سو و نیز میان دین باوران با ناباوران به دین و مذهب از سویی دیگر سر مي دهد و به بهانه‌ ى دین باوری یا ناباوری به دین مي خواهد یگانگی ملى را به هم بزند، چه شيعه باشد، چه سنى، چه ارمنی باشد یا یهودی و چه ترک باشد یا پارس یا کرد و ترکمن و بلوچ و لُر، مزدور دشمن است! زیرا آنچه براستی میان آدمیان جدایی می افکند و صف آن ها را از یکدیگر جدا می کند، نه دین باوری یا بی باوری به این یا آن دین که داشتن منافع طبقاتی آشتی ناپذیر با یکدیگر است. به این ترتیب و به عنوان نمونه، همه ی برده داران مسلمان در جمهوری اسلامی موریتانی، همه ی اربابان و فئودال ها و بزرگ مالکان در بسیاری از کشورهای وامانده از دیدگاه اقتصادی ـ اجتماعی و نیز همه ی سرمایه داران بزرگ و کوچک ترسایی و یهودی و مسلمان و بودایی و بی دین که ویژگی همه ی آن ها بهره کشی از نیروی کار و کشیدن تسمه از گرده ی آدمیان دیگر است، در یک صف و همه ی بهره دهان از بردگان کشورها و جاهای بسیار وامانده گرفته تا رعیت ها و کارگران و بخش عمده ی توده ی مزدبگیر که خوشبخت ترین شان، یکماه از حقوق ماهیانه ی خود جلوتر و بدبخت ترین شان یک ماه یا بیش تر از حقوق ماهیانه ی خود وامانده اند، در صفی دیگر قرار می گیرند.

اگر چنین گفته شود، درونمایه منطق گفتار آن «آقا»، چه «نمودار اسلام» («حجت الاسلام») یاشد یا «نشانه ی خدا» («آیت الله») تا بی نهایتِ چشم انداز رویش و پیشرفت اقتصادی ـ اجتماعی جامعه ی آدمی در شرایط کنونی کِش یافته و چارچوب تنگ ملی را نیز خواهد شکافت!

ب. الف. بزرگمهر    ۱۷ دی ماه ۱۳۹۲


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!