«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ خرداد ۱۶, چهارشنبه

به همان اندازه که ما تفاوت میان گوشت کوبیده با تاپاله ی گاو را تشخیص می دهیم ... ـ بازپخشش

به شوخی لوس و بیمزه ای می ماند که با گستاخی آمیخته به خرّیت یا خود را به خریّت زدن بر زبان آمده است؛ گونه ای آمیختگی که نمونه های آن را تنها در دَم و دستگاه بی سر و سامانِ خرموش های همچنان فرمانروا بر ایران می توان یافت؛ از نمونه وارترین شان، "رهبر" جان ننه اش: «عظیم الشأن» و آخوند پفیوز و بی آبروی امنیتی به نام حسن فریدون روحانی شده گرفته تا آن مردک پیزُریِ ویژه کارِ «زدودن صورت مسأله»: «بز عَزازیل نظام» و این "سردار" چاخان که در گفتگویی رسانه ای از آن میان، گفته است:
«پدافندهای هوایی ما امروز دقیق‌تر از پدافندهای کشورهای پیشرفته در این حوزه هستند.»* به این ترتیب، تنها کاری که می ماند، پیگیری دنباله ی گفتگو از زبان وی بگونه ای است که نمک آن اندکی افزایش یابد:
... به همان اندازه که ما تفاوت میان گوشت کوبیده با تاپاله ی گاو را تشخیص می دهیم، پدافندهای هوایی مان نیز هواپیمای شکاری را از هواپیمای مسافربری بازمی شناسند.

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ بهمن ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/02/blog-post_28.html

* برگرفته از «تسنیم» ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۸

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!