«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۳ آبان ۲۰, سه‌شنبه

ما از روی نمونه ی خودمان، ارباب ها را روی زمین آفریدیم!


می نویسد:
خدایا تو مرا آفریده ای که تنها از خودت فرمان ببرم، نه از خلق خودت! درسته؟!

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

برایش از زبان خداوند می نویسم:
نه جانم! ما از روی نمونه ی خودمان، ارباب ها را روی زمین آفریدیم و در کنارشان، آخوندها، خاخام ها و کشیش ها را نیز آفریدیم که به  رعیت ها راه بندگی و فرمانبرداری را از راه نمونه های زمینی بیاموزند. تنها به اینجای داستان، نیک نیندیشیده بودیم که ممکن است روزی یکی از آخوندها خود ارباب از کار درآید. ما این را نمی خواستیم؛ ولی خوب! چه می شود کرد؟! همه چیز که دست من نیست. این را پاپ فرانسیس بهتر از همه دریافته که به تازگی گفته است:
«نباید خداوند را جادوگری ببینیم که با عصای جادویی‌اش می‌تواند دست به هر کاری بزند.»

ب. الف. بزرگمهر    ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۳

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!