«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۶ تیر ۲۱, چهارشنبه

خدا را چه دیدی؟ فردای روزگار شاید کون مان را هم آماج موشک های شان کنند!

امیدوارم کوچک ترین برداشت نابجایی نشود؛ من نیز چون کمابیش همه ی ایرانیان دلبسته به سرنوشت میهن مان، نه تنها کم ترین ناهمداستانی با نیرومندی نظامی و بهبود فن آوری های هماوند و از آن میان، سامانه ی موشکی ندارم که خواهان پیشرفت در این زمینه در چارچوب پشتیبانی و پاسداری از ایران زمین هستم؛ پاسداری از ایران زمین، برای کسانی چو من، تنها پاسداری از آب و خاک و سرزمین یا پشتیبانی از اندیشه و باوری جدایی فکنانه میان توده های مردم و خلق های ایران و جهان نیست و تا آنجا که با میهن مان هماوند است، پاسداری از همبستگی خلق های ایران در چارچوب چنان سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی است که همپیوندی سده ها و هزاره ها میان شان را از هرباره و از آن میان، نیروی پشتیبانی از خویش، بهبود بخشیده و همواره نیرومند کند. چنین بینشی با سیاست ستیزه جویانه، ناخنک زدن به چالش های دیگر کشورها و چنگ اندازی به سرزمین و حقوق دیگر ملت ها به هر بهانه ای که باشد از بنیاد، ناسازگار است و با آن به ناگزیر، درمی افتد. از این گوشه چشم، چنانچه به سیاست های در پیش گرفته شده بدرازای نزدیک به چهار دهه از سوی رژیم دگردیسه شده ی «جمهوری اسلامی» به «جمهوری دزدان اسلام پیشه» بنگریم به واقعیت های به تاریخ پیوسته ی ناگوار، تلخ، بیم برانگیز و ایران برباددهی برمی خوریم که چون خوره، اقتصاد ملی را سست و بی بنیان نموده، جان و روان خلق های ایران را خراشیده و تراشیده است:
خوره ای به نام و به بهانه ی اسلام که می رود تا واپسین برجای مانده ی ایران پهناور گذشته را تکه تکه نموده، تبهکاری برجای مانده ی تازیان ۱۴۰۰ سال پیش را به فرجام برساند!

با پلشتی و پلیدی گسترش یافته در سال های کنونی که همه ی پهنه های اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی کشور را درنوردیده، تن به ننگ قراردادی ننگین دادن و زیر بار امپریالیست ها رفتن دزدان اسلام پیشه ی فرمانروا که برای پایوری هستی ننگینِ خویش، بیش از گذشته ناگزیر به جهیدن از ستونی به ستون دیگرند، بیش از پیش با گفته ها، رفتارها و رخدادهایی گمان برانگیز روبرو شده و می شویم:
از گمانه زنی های ترس برانگیز درباره ی پیشامد زمین لرزه ای سهمناک در تهران۱ و برخی یاوه های جنجال آفرین «آقا بیشعور نظام» گرفته تا ریزش ساختمان پلاسکو، «داعش بازی» و ده ها و سدها گفته و رفتار یا رخدادی بگمان نیرومند، ساختگی در اینجا و آنجای کشور که از دید من، برخی از آن ها آشکارا برای کژدیسه نمودن و پاره پاره کردن جنبش رو به گسترش اجتماعی که این بار با پرخاش های بیشمار کارگری و سندیکایی نیز همراه شده، ساخته و پرداخته شده و می شوند.

جنبش رو به گسترش اجتماعی، چه در ایران، چه در ترکیه و جاهای دیگر، ترس امپریالیست ها بویژه امپریالیست های «یانکی» را نیز برانگیخته و با همه ی نیرو به یاری رژیم های مافیایی و سگ های زنجیری شان در منطقه می شتابند. به عنوان نمونه، تهدیدهای هر از گاهی و حساب شده ی «یانکی»ها، تنها در همین دوره و از زمان روی کار آمدن لات بی سر و پایی به نام «ترامپ» و دار و دسته اش در «ایالات متحد»، تاکنون دستِکم دو بار از گسترش جنبش اجتماعی در ایران جلو گرفته و ناسرراست به رژیم تبهکار و پوشالی اسلام پیشگان یاری رسانده است؛ افزون بر آن، سیاست های زیرکانه ی امپریالیست ها به چنین رژیم ورشکسته ای کمک می کند تا نمایش ریشخندآمیز و دروغین «ضد آمریکایی» و «ضداستکباری» خود را پی گیرد. نمونه ای از چنین نمایشی دل بهمزنی، یاوه های بیمایه، ستایش آمیز و کوته بینانه ی «آقا بیشعور نظام»، پس از پرتاب موشک از سوی «سپاه پاسداران سرمایه» به «مرغداری داعش» در میان بیابان های سوریه یا عراق بود:
«کارتان خیلی عالی بود؛ خداوند از شماها قبول کند. این، عبادت ماه رمضان است ... همگی می‌توانید و تا می‌توانید و امکان دارید کار کنید؛ دشمن باید سیلی بخورد ... هر چه می‌توانید روی موشک کار کنید؛ ببینید دشمن چقدر روی موشک حساس است، پس بدانید که چقدر کارتان مهم است»۲؛ رژیمی که برای خرید یک آب نبات چوبی هسته ای نیز نیازمند همداستانی کشورهای امپریالیستی باخترزمین و ریزه خواران شان در گروه «۵ + اَن» («5+n») است۳ و پادوهای آن به این بهانه و بهانه های دیگر از اینگونه، هر بار با پول بادآورده ی مردم ایران به وین یا جاهای دیگر می روند تا پاسخِ: «نه! اجازه نیست ...» بشنوند و سپس با دریدگی نمونه وار بگویند:
«در نشست وین، همه بر اجرای تعهدات خود تاکید کردند و این پیام مهمی بود»!۴

با آنچه در بالا، مشت نمونه ی خروار، یادآور شدم به همه ی برخوردهای کودنوار و چندین باره ی قایق های «سپاه پاسداران سرمایه» در شاخاب پارس که برای خودنمایی و خبرسازی به ناوهای «یانکی»ها نزدیک می شدند، موشک بازی در اینجا و آنجا و سایر بزرگنمایی هایی از این دست که با شتاب و گاه گستردگی بسیار در رسانه های امپریالیستی ـ سیونیستی بازتاب می یابند با بدگمانی می نگرم؛ زیرا واقعیت های سرسخت گواه سرشکستگی همه سویه ی نظام سگ مذهب اسلام پیشگان و خوار و ناچیز شمرده شدن شان در چشم هر کشوری و از آن میان، عربستان زیر چکمه ی خاندان سعود است که در گذشته ای نه چندان دور، بر چکمه ی شاه گوربگور شده در نقش ژاندارم منطقه ای «یانکی»ها بوسه می زد. همین بس که به عنوان نمونه ی پندآموز و تلخ دیگری به «بیانات» نیرنگبازانه و دورویانه (با نوای عرعر زنگدار خری بخوانید، بهتر است!) "رهبر" دَبَنگ نظام و همپالکی دود و دَمَش اشاره کنم:
«در همین قضیّه‌ی برجام، ما در موارد زیادی ـ به‌خاطر اعتماد به حرف آن طرف مقابل، مذاکره‌کننده‌ی مقابل ـ از یک نقطه‌ای صرفِ­‌نظر کردیم، به یک چیزی اهتمام نورزیدیم، یک خلأیی باقی ماند؛ دشمن همین الان از همان خلأ دارد استفاده می کند؛ اینها واقعاً مسائل مهمّی است. وزیر محترم خارجه‌ی ما، آقای دکتر ظریف، یک نامه‌ی گویایی به مسئول اروپایی می نویسند ـ البتّه این بارِ چندم است ـ و موارد نقض روح برجام و جسم برجام [ را مطرح می کند]. گاهی می گفتند روح برجام نقض شده، ایشان می گوید که فقط روح برجام نیست، [بلکه] یک جاهایی هم خود برجام ـ یعنی جسم برجام ـ هم نقض شده به­‌وسیله‌ی آمریکایی‌ها؛ ایشان فهرست کردند فرستادند برای آنها. یعنی این [شخص] دیگر کسی نیست که بگویند مخالفین این مذاکرات هستند که این حرف را می زنند؛ نه، خود وزیر محترم خارجه، چون انسان متدیّنی است، انسان باوجدانی است و انسان صاحب احساس مسئولیّت است، خود ایشان هم این اعتراض را دارد می کند. این به‌خاطر آن است که آنجا یک مسامحه‌ای انجام گرفته از ناحیه‌ی ما؛ اگر این تسامح انجام نمی گرفت، اعتماد به دشمن نمی شد، راه دشمن بسته بود و نمی توانست این کار را انجام بدهد. الان هم ما نمی خواهیم بحث برجام را مطرح کنیم لکن آن جمعی که معیّن شده‌اند برای نظارت بر برجام ـ که رئیس محترم جمهور است، رئیس محترم مجلس است، وزیر محترم خارجه است و چند نفر دیگر هستند ـ واقعاً در این مسئله دقّت کنند؛ یعنی باید دقّت کنند، باید مراقبت بکنند ببینند چه اتّفاقی دارد می‌افتد. بالاخره ما یک مواردی را ذکر کردیم؛ بنده در قبول برجام یک شرایطی را به‌طور صریح ذکر کردم، مکتوب هم کردم ـ زبانی نبود؛ مکتوب فرستادم ـ اینها باید رعایت بشود؛ به‌طور دقیق باید اینها رعایت بشود. وقتی طرف مقابل با وقاحت می‌آید می‌ایستد و یک چیزی را می گوید، ما هرچه در این زمینه کوتاه بیاییم، حمل بر ضعف خواهد شد؛ حمل بر این خواهد شد که ما ناچاریم، ناگزیریم؛ احساس ناچاری در ما، دشمن را تشجیع می کند به اینکه بر فشارهای ناحقّ خودش بیفزاید. این­ هم یک مسئله.»۵

مات می مانی که چه بگویی! دیگر چه چیز مانده که دقت کنند؟! کجا را باید مراقبت کنند که خدای ناکرده اتّفاقی روی ندهد؟! اینکه پایت را از دایره ای که دورت کشیده اند و همزمان به یاری «دولت زهدان اجاره ای» شان، توده های مردم ایران که از تنگدستی نوزاد و بچه می فروشند را می گایند، بیرون نگذاری؟!۶

مردک بی همه چیز، مگر نگفته بودی:
«ما برجام را نقض نمی‌کنیم؛ لکن اگر طرف مقابل نقض کند که الان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا دارند تهدید می‌کنند که برجام را پاره می‌کنیم؛ ما آن را آتش می زنیم.»۷

مگر میان «نقض برجام» با پاره کردن آن، جداگانگی بزرگی است؟ یا شاید در یک آن، فیلت یاد سینما رکس آبادان کرده بود که دهنه ی الاغ چموش سخنوری را رها کردی تا هرچه دل تنگش خواست، عرعر کند؟!

این ها بخشی از یاوه های آن پفیوز دو ملیتی سال ها تمرگیده در کرسی ریاست «کمیسیون امنیت ملی مجلس» است:
«به نوشته ایرنا، آقای بروجردی درباره احتمال زیر پا گذاشتن برجام از سوی آمریکا گفت این توافق یک ”تعهد بین‌المللی رسمی“ و با ”پشتوانه قطعنامه سازمان ملل“ است که شش کشور آن را امضا کرده‌اند. اگر یک کشور از شش کشور این تخلف را انجام دهد که تا به حال نیز انجام داده است، در روند اجرایی در واقع در همان محدوده یک کشور اثر منفی می‌گذارد.»۸

بر بنیاد یاوه گویی بالا، آیا می توان به عنوان نمونه، یک ششم و یا حتا همه ی بِتُن پر شده در قلب نیروگاه اتمیِ برای همیشه از کارافتاده ی اراک را برداشت و آن را دوباره راه اندازی نمود؟!

می بینی مردک، چه شعر و ورهایی برای ماله کشیِ روی زنهارخواهی بزرگ و سزاوار دار و گلوله ی انجام شده، تو و دیگر پاچه ورمالیده های رژیم سزاوار سرنگونی سر هم می کنید و به خورد مردم ایران می دهید؟!

این هم سخنان کم تر یاوه گویانه و رُک و پوست کنده تر مشاور و همپالکی دود و دَمَت:
«ولایتی مصوبه اخیر سنا را ناقض بندهای مختلف برجام دانست و افزود: این در حالی است که آمریکا و دیگر اعضای ۱+۵ متعهد شده‌اند که از هر کاری که مستقیم یا غیرمستقیم برجام را دچار مشکل کند بپرهیزند و حال آنکه کشورمان به تعهداتش عمل کرده است؛ مصوبه سنا قطعاً با روح و متن برجام مغایرت دارد و مستقیم و غیرمستقیم با بندهای ۲۶، ۲۷ و ۲۸ مغایر است ...»۹

خوب! چنانچه راست می گویی و در سخن خود پایداری، چرا آن قرارداد ننگین و فراقانونی را همچنان بی کم و کاست پی می گیرید و با ترس و وسواس هرچه بیش تر، موبمو به انجام می رسانید؟!

می بینی؟! با واژه ها بازی نکن، مردک بی آبروی دَبَنگ که حتا یک نانوایی را نیز نمی توانی بچرخانی! رُک و پوست کنده بگو، ناچاریم! همه ی این ها و بیش از این ها را در «بسته شفاهی» (شاید همان روح توسری خورده و منگ شده ی «برجام»؟!) از همان نخست به گردن گرفته ایم و «استکبار جهانی»، «شیطان بزرگ» یا هر نام دیگری که بر آن می نهی، تنها کاریایی که بر دوش گرفته، مهار و بازرسی های همه سویه ی این هاست و بس! حتا پایوری نیز در کار نیست و هر آن، «شیطان بزرگ» بخواهد، می تواند چوب توی نابدترمان کند و خواهر و مادرمان را چون خاوندهای تا پیش از انقلاب مشروطیت ایران به خر بکشد.

می بینی؟! بجای شعر و ور سر هم کردن درباره ی سیلی به دشمن و موشک پرانی و اینا، همین ها که در بالا نوشتم را رُک و پوست کنده به مردم ایران بگو! بویژه از این رو که آن ها بسیاری چیزها را بیش از تو دَبَنگ می دانند و دریافته اند. بماند که دروغگو دشمن خداست و بار گناهانت در آن جهان را هنگامی که با کون لخت به پیشگاه الله شرفیاب می شوی، سنگین تر می کنی.

در اینجا برای به پایان رساندن این یادداشت، چیزی بهتر از نوشته ای کوتاه نیست که چندین ماه پیش در سال گذشته از زبان آن سردار فرمانده نیروی دهان پر کن «هوافضا»، پس از رو شدن یورش موشکی «یانکی»ها به پایگاه و کارخانه ی فرآوری موشک زمین به زمین و با خاک یکسان نمودن آن که با پول مردم نگونبخت ایران پیرامون حلب ساخته بودید، نوشته ولی از درج آن خودداری ورزیده بودم:
خدا را چه دیدی؟ فردای روزگار شاید کون مان را هم آماج موشک های شان کنند!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ تیر ماه ۱۳۹۶

برجسته نمایی های متن همه جا از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر

پی نوشت:

۱ ـ در این باره، یادآوری خاطره ای از دانشمندی گرانمایه را سودمند می دانم. بگمانم سال ۱۳۵۹ یا ۱۳۶۰ خورشیدی بود. تب و تاب انقلاب همچنان رو به اوج داشت؛ میوه چینان اسلام پناه سر از پا نمی شناختند و الاغ های هرج و مرج جوی اسلامی، همه جا خوش خوشان جولان می دادند. در اتاق رویهمرفته کوچکش، انباشته از کتاب و کاغذ و نقشه و تا اندازه ای شلخته، سرگرم گفتگو با وی هستم. یادم نیست درباره ی چه؛ ولی بیگمان، جُستاری هماوند با زمین لرزه و نهشته های دوران چهارم زمین شناسی ...

همان آن که شلواز از کمر افتاده اش را چون همیشه با تردستیِ چشمگیر، دور کمرش جابجا می کند و من زیرزیرکی می خندم، می گوید:
صبر کن! الان پیدایش می کنم ...

... و از میان آن همه کتاب و نقشه ی تلنبار شده اینجا و آنجا، بسوی کمدی می رود و پیش نویس گزارشی رسمی، ولی چاپ نشده در دوره ی رژیم گذشته را درمی آورد. گزارش را با شتاب ورق می زند و جمله یا بندی که می خواست آن را نشانم دهد، می یابد:
ببین! اینجاست. برای همین جمله [یا بند] از چاپ و انتشار آن خودداری کردند، بخاطر اینکه نگرانی و ترس به جان مردم تهران می انداخت ...

آن جمله یا بند را بدرستی به یاد ندارم؛ ولی درونمایه ی آن، اشاره به گُسل بزرگی داشت که شاخه ای از آن از تهران می گذشت و چنانچه دچار کنش می شد، ویرانی بزرگی به بار می آورد. یکی دو ماه پس از آن گفتگو، آن گسل را در ترانشه ای گود که برای ساخت زیربنای ساختمانی بلند کنده بودند به من نشان داد. یادش گرامی که یکی از انگشت شمار کسانی است که همواره کمبودشان را در جان و روان خود دارم.

از چندی پیش به این سو، چنان زمین زیر پای دزدان اسلام پیشه لرزیده و می لرزد که هر بار به ریسک بزرگ تری برای کژدیسه نمودن اندیشه ی توده های مردم بجان آمده و جلوگیری از یکپارچگی بیش ترشان دست می یازند؛ یکی از نمونه های آن، ولی نه تنها نمونه از این دست، یاوه گویی "سردار" مشنگ از جبهه گریخته ای در جایگاه مشاور نظامی "رهبر" سراپا آغشته به گند و گه است:
«باید آرزو کنیم در تهران زلزله نیاید. من ساخت و سازهای اتوبان همت را می‌بینم، تنم می‌لرزد. اگر روزی زلزله بالای هفت ریشتر بیاید، همه ی ساختمان‌ها و پل‌ها فرو می‌ریزد و لوله‌های گاز منفجر می‌شود.» (یحیی رحیم صفوی، نهمین «همایش ملی فرماندهی و کنترل»، ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۵، «ایلنا»)

۲ ـ برگرفته از گزارش «کارتان در حمله موشکی خیلی عالی بود/هر چه می‌توانید روی موشک کار کنید/ دشمن باید سیلی بخورد»، «ایلنا» ۱۴ تیر ماه ۱۳۹۶

۳ ـ «... عباس عراقچی گفته است که مذاکرات در کمیسیون مشترک برجام برای خرید کیک زرد از قزاقستان نتیجه‌ای در بر نداشته است.
...
بهرام قاسمی،سخنگوی وزارت خارجه ایران، پیش از این گفته بود که مخالفت بریتانیا با درخواست ایران برای خرید ۹۵۰ تن کیک زرد از قزاقستان احتمالا در جلسه کمیسیون مشترک در پنجم اردیبهشت مطرح می شود. پیش از آن نیز علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، خبر داده بود که جمهوری اسلامی درخواست خرید ۹۵۰ تن کیک زرد از قزاقستان را به دبیرخانه کمیسیون مشترک برجام ارجاع داده و اجرای این توافق تنها در انتظار اعلام موافقت بریتانیا است.»

برگرفته از گزارش «عراقچی: آمریکا کماکان به تعهدات خود در مورد برجام پایبند است»، ششم اردی بهشت ماه ۱۳۹۶، تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»

۴ ـ همانجا

۵ ـ بیانات «آقا بیشعور پادرهوای نظام»، ۲۲ خرداد ماه ۱۳۹۶
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=36824  

۶ ـ «... بسان آن دزد از دیوار فرود آمده در داستان های سده های میانی ایران، دور ”آقا بیشعور نظام“ دایره ای نه قرمز که بگمانم با ذغال برنگ دستارش کشیده و تهدیدش کردند که اگر از این دایره پایت را اندکی بیرون بگذاری، تخمت را بیرون می کشیم و سپس کار خویش را کردند و همچنان نیز می کنند؛ بماند که ”آقا بیشعور نظام“ با خرسندی خریّت آمیزی از اینکه گاه گداری پایش را از دایره بیرون نهاده به عنوان پیروزی یاد می کند و نوکر پاچه ورمالیده اش: ”حسن آقا“ حتا به آن می بالد؛ ولی مردم سرافکنده ی ایران که همه چیز را می دانند!»

برگرفته از نوشتار «گر وقت شود که دزد گیرند، در خیمه هر آنچه هست گیرند!»، ب. الف. بزرگمهر، دهم اردی بهشت ماه ۱۳۹۵
http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/04/blog-post_170.html

«دزدی به خانه ای درآمد. مردی ترسیده دید و زنی سخت زیبا. مرد را به کنج سرا برده با دشنه ی خود، خطی گِرد وی کشید و تهدید کرد که اگر پای از آن بیرون نهد، شکمش را خواهد درید. آنگاه دست زن را گرفته به خوابگاهش برد.

چون دزد پس از رسوایی با زن و گرد آوردن اموال برفت، زن به حیاط خانه آمد و شوی خو را دید همچنان میان دایره ایستاده. شگفت زده فریاد برآورد که:
«ای بزدل! در برابر چشمانت، پاکدامنی همسرت را بر باد می دهند و مردانگی از خود نشان نمی دهی؟!

گفت:
دور باد (حاشا) که بزدل باشم! تو چه دانی که در آن حال که مردک با تو در بستر بود، من چند بار پا از خط بیرون نهاده ام؟» از «کتاب کوچه»، حرف «ب»، دفتر سوم، زنده یاد احمد شاملو با همکاری آیدا سرکیسیان، چاپ نخست، ۱۳۷۷ (با ویرایش و پارسی نویسی از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

برگرفته از نوشتار «آیا دانایی و بینشِ مردم ایران را دستِکم می گیرند یا سرِ خود شیره می مالند؟»، ب. الف. بزرگمهر، پنجم تیر ماه ۱۳۹۳
http://www.behzadbozorgmehr.com/2014/06/blog-post_26.html  

۷ ـ برگرفته از گزارش «اگر آمریکائی‌ها برجام را پاره کنند ما آن را آتش می‌زنیم»، «خبرگزاری مهر»، ۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۵

۸ ـ برگرفته از گزارش «امیدوارم سیاست‌ ترامپ درباره ایران چرخش محسوس داشته باشد»، ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۵، تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»

۹ ـ برگرفته از تارنگاشت «قانون»،۳۰ خرداد ماه ۱۳۹۶

زیرنویس تصویر: 
خدا را چه دیدی؟ فردای روزگار شاید کون مان را هم به موشک ببندند

«کارتان خیلی عالی بود؛ خداوند از شماها قبول کند. این، عبادت ماه رمضان است ... همگی می‌توانید و تا می‌توانید و امکان دارید کار کنید؛ دشمن باید سیلی بخورد ... هر چه می‌توانید روی موشک کار کنید؛ ببینید دشمن چقدر روی موشک حساس است، پس بدانید که چقدر کارتان مهم است.» سخنان بیمایه ی «آقا بیشعور نظام»، «ایلنا» ۱۴ تیر ماه ۱۳۹۶

«... آمریکا در حملات خود تمام منابع سلاح این کشور [سوریه] را نابود کرده و کارخانه سلاح های زمین به زمین که توسط ایران در حلب ساخته شده بود به طور کامل تخریب شده است.»

امیرعلی حاجی زاده، فرمانده ی «نیروی هوافضای سپاه پاسداران سرمایه»، در پنجمین مراسم سالگرد شهادت حسن تهرانی مقدم در دانشگاه امیر کبیر تهران، «پایگاه خبری بازتاب گهر»، ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۵

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!