«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۳ دی ۲۲, دوشنبه

همگی از بیخ تازی بوده اند! ـ بازانتشار


زیر برنام «راه نجات از سلطه شیطان» نوشته است:
«نقل شده است وقتی شیطان به خدای متعال گفت:
لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لایتنهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم:
من بر سر راه مستقیم تو در برابر آنها کمین می کنم، سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ آنها به سراغشان می روم. 
 
فرشتگان پرسیدند:
شیطان از چهار سمت بر انسان مسلط است. پس چگونه انسان نجات می یابد؟! 
 
خداوند فرمود:
راه بالا و پایین باز است. راه بالا نیایش و راه پایین سجده و بر خاک افتادن است. کید شیطان ضعیف است. 
 
تعبیر قرآن کریم این است:
ان کید الشیطان کان ضعیفا
یعنی مکر و کید شیطان از اول ضعیف بود. 
 
نه اینکه حالا ضعیف شده باشد، بلکه ماهیتاً ضعیف است. لیکن این ضعیف به حساب آمدن در رابطه با خداست، نه کسانی که زیر مجموعه و تابع اوامر و وسوسه های او هستند.
 
تأکید بر تلاوت سوره حمد 
 
تلاوت آن به انسان، روح و ایمان می بخشد؛ او را به خدا نزدیک می کند؛ صفای دل و روحانیت می آفریند و اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون می سازد و میان او و گناه و انحراف فاصله افکند. به همین دلیل در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:
رن ابلیس اربع رنات، اولهن یوم لعن  و حین اهبط الی الارض و حین بعث محمد صلی الله علیه و آله علی حسن فتره من الرسل و حین انزلت ام الکتاب . 
 
شیطان چهاربار فریاد کشید و ناله سرداد؛ نخستین بار روزی بود که از درگاه خدا رانده شد؛ سپس هنگامی بود که از بهشت به زمین تنزل یافت؛ سومین بار هنگام بعثت محمد صلی الله علیه و آله بعد از فترت پیامبران بود؛ و آخرین بار زمانی بود که سوره حمد نازل شد.» 
 
از «گوگل پلاس» 
 
... و من هر چه با خود بیش تر می اندیشم، بیش تر به این نتیجه ی منطقی می رسم که افزون بر پیامبر اسلام، خدا و اهریمن و سایر فرشتگان نیز همگی تازی* بوده اند؛ به زبان تازیان می اندیشیده اند؛ به همان زبان سخن می گفته و مردم را از گناهان صغیره و کبیره می ترسانده اند؛ کوتاه سخن آنکه:
همگی از بیخ تازی بوده اند! 
 
ب. الف. بزرگمهر     دوم فروردین ماه ۱۳۹۳   
 
http://www.behzadbozorgmehr.com/2014/03/blog-post_23.html 
 
* واژه ی «تازی» در زبان پارسی به آرش عمومی، تبارهای چادرنشین و بیابانگرد پیرامون امپراتوری های ایران پیش از چیرگی تازیان بیابان های عربستان بر ایران است. واژه ی «تاژیک» (تاجیک) نیز به همین آرش است. از دیدگاه تاریخی، این واژه برای ایرانیان پیش ازاسلام، همان آرشِ واژه ی «بَربَر» را برای امپراتوری روم داشته است.  در اینجا، آن را به آرش کلی «بیابانگرد» گرفته ام!

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!