«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۵ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

آب پاکی روی دست "رهبر" دروغگو! ـ بازانتشار

نامه ی آخوندِ دَبَنگ به کارپرداز خیمه و خرگاه خویش: حسن فریدون روحانی شده درباره ی آنچه وی در هماوندی با چگونگی اجرای توافقنامه ای ننگین، فراقانونی و ضدملی زیر پوشش «توافق هسته ای»، «رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه‌ی کشور»۱ نامیده را کنار نهاده بودم تا در پاسخی پندارآمیز و همراه با خرسندی از سوی «برادر بَرَک حسین اوباما» به وی بگنجانم.

با آنکه مردک چاخان در نامه نوشته بود که توافقنامه «در انتظار اعلام نظر اینجانب است»۲، متن آن بروشنی گواه  همداستانی شرمگینانه و پوشیده ی وی با قراردادی دستپخت و ارمغان خویش است:
آش کشکی به گفته ی خود وی: «به یاد ماندنی و عبرت‌آموز»۳ که بزور هم شده، باید به خورد دامنه ای گسترده و ناهمگون از نیروهای اجتماعی و سیاسی، دربرگیرنده ی دلواپسان نگران سهم خویش، برادران قاچاقچی و رانت خواران ریز و درشت درون و پیرامون رژیم پلید از یکسو و برخی فرماندهان و نیروهای ناخشنود نظامی و از همه مهم تر توده های میلیونی مردم ایران از دیگرسو داده شود:
همجوشی ناهمگون که یکی دیگر از پیامدهای چیرگی کلان بازرگانان سوداگر بر اقتصاد و سیاست ایران در رژیم ایلخانی را به نمایش می نهد!

متن نامه با آنکه دست اندرکاران تارنگاشت آخوندِ دَبَنگِ دروغ پرداز، آن را با تصویری دربردارنده ی عبارت: «تایید مشروط» (تصویر پیوست) آراسته اند، نه تنها کوچک ترین مشروطیتی دربرندارد که درست در راستا و هماهنگ با سیاست «یانکی» ها، دیگر کشورهای امپریالیستی و ریزه خواران روسی و چینی نوشته شده است؛ کشورهایی که هر یک فراخور توش و توان و زور خویش، خواهان سهمی بیش تر از سفره ی پهن شده ی ایران نگونبخت ما هستند؛ بگونه ای که با دگرگونی های تازه در زد و بندهای سیاسی که هنوز به هیچ رو به آرش دگرگونی های چشمگیر در تراز نیروهای جهانی نیست و چنانچه باشد نیز تنها در چارچوب همچشمی آزمندانه میان نیرومندترین کشورهای سرمایه داری است و بس، آن دو واپسین کشور را دیگر ریزه خوار نمی توان نامید.

آخوند نیرنگباز و پرمدعا در زمینه ی کاربرد زبان پارسی که روشن نیست چرا بجای «یکم، دوم، ...»، « اوّلاً، ...، تاسعا» بکار برده از آن میان، نوشته است:
«رابعاً [همانا «چهارم»]: اقدام در مورد نوسازی کارخانه‌ی اراک با حفظ هویّت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره‌ی طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد.

خامساً [همانا «پنجم»]:  معامله‌ی اورانیوم غنی شده ی موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد مطمئن دراین‌‌باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور، باید بتدریج و در دفعات متعدّد باشد.»۴ 

خوب! مگر این ها خواسته های همان کشورها نیست؟ نمایندگان کشورهای امپریالیستی، بارها و بارها گفته و نوشته اند و حتا یکی دو بار از زبان قَره نوکرشان، «سیّد از خر جسته» به میان آمد که از آمادگی فروش کارخانه ی غنی سازی اورانیوم ـ در چارچوب روشن شده از سوی خودشان! ـ برخوردارند؛ از یکسو هسته ی نیروگاه های ساخته شده ی کنونی را با بُتن پر می کنند و از کار می اندازند و در «آب سنگین» نیز به اندازه ای می شاشند تا بسان مغز این آخوند دَبَنگ عوضی سبک شود و از سوی دیگر، نیروگاه های تازه و بسیاری آت و آشغال های دیگر به ایران خواهند فروخت؛ یک بازی برد ـ برد راستین برای سوداگران و کلان بازرگانان فرمانروا بر میهن مان با سودهایی سرسام آور و دو سویه، هم در خرید و هم در فروش! به گفته ی ترک ها:
«آلله برکت ورسین»! چه می خواهند از این بهتر؟! برای اینکه پر بیراه نگفته باشم، تنها یک مورد آن را یادآور می شوم:
«محسن جلال‌پور، رئیس اتاق بازرگانی ایران، از اعلام آمادگی برای سرمایه‌گذاری ۱۵ میلیارد دلاری سرمایه‌گذاران خارجی در ایران خبر داده و ابراز امیدواری کرد که با اجرایی شدن برجام، فضای اقتصاد ایران برای سرمایه‌گذاری خارجی فراهم شود.»۵ که بیگمان می بایستی می نوشت: «... بیشتر فراهم شود»؛ زیرا سرمایه گذاری خارجی از دوره ی ریاست جمهوری «اُم الفساد والمفسدین»: اکبر نوقی بهرمانی نامور به هاشمی رفسنجانی، فراهم شده بود.

از آن گذشته، کشورهای امپریالیستی و بویژه «یانکی» ها از آمادگی فروش جنگ ابزارهای گوناگون و از آن میان، هسته ای به ایران نیز برخوردارند:
دل تان برای بمب هسته ای لک زده؟ اشکالی ندارد؛ بمب های هسته ای هم به شما می فروشیم! با این شرط که آن ها را همانجا بترکانید که ما می خواهیم و دستور خواهیم داد. گرچه با شرمندگی از شما و دیگر الاغ های منطقه، پیش از شما یا هر کشور دیگری، آن را به «داعش» خواهیم داد تا ترقّه بازی بزرگ را بیاغازد؛ زیرا آن ها نماینده ی دولتی رسمی و پاسخگو در برابر «جامعه ی جهانی»۶ نیستند و ما نیز کرده ی خویش را هیچگاه بر دوش نخواهیم گرفت! شتر دیدی، ندیدی!  بگذار هرکس، هر چه دلِ تنگش می خواهد بگوید و ما را حتا با واژه هایی چون «آدمخوار» نشانه بگیرد! به جایی برنمی خورد و حتا سوژه ای خنده دار برای شادی و سرخوشی مان خواهد شد ...

درباره ی آنچه آخوند نابکار، «معامله‌ی اورانیوم غنی شده ی موجود در برابر کیک زرد» می نامد نیز به جز مغلطه ی نهفته در آن، سرتاپا دروغ بافی است۷؛ «کیک زرد» همانا «اورانیوم پرچگال» یا «اورانیوم غنی شده» است. داد و ستد، چه به گونه ی پایاپای آن در گذشته ای دور و چه در داد و ستد کالایی با میانجیگری پول، همواره میان چیزهایی گوناگون انجام پذیرفته و می پذیرد. هیچ آدمی که جویی خِرَد در سر داشته باشد، دو چیز یکسان از دیدگاه ارزش فیزیکی (کیفی) را با هم داد و ستد نمی کند؛ پیش از این «عین الله ولایت» گفته بود:
«اکنون ایران هم می تواند اورانیوم غنی شده تولید کند و هم می تواند بفروشد و در قبال آن اورانیوم طبیعی وارد کند. پیش از این نمی توانستیم تولید کنیم، نمی توانستیم بفروشیم و نمی توانستیم وارد کنیم.»۸ و آن سیّد ساختگی پیشین: «سیّد از خر جسته» که دیگر چنین فرنام ریشخندآمیزی را پیش از نام خود بکار نمی برد، چندی پیش با بازی با واژه ها برای پنهان نگاه داشتن آنچه رویداده و می دهد، گفته بود:
«به هیچ وجه بحث انتقال سوخت در کار نبوده و موضوع تبادل آن مطرح است؛ از این‌ رو سوخت ایران به هر جایی که فرستاده شود، در ازای آن ما اورانیوم غنی شده تحویل می‌گیریم ... بر اساس برجام، ایران برای اولین بار بعد از انقلاب اجازه پیدا کرده است تا طبق مقررات قانونی، اورانیوم طبیعی را در برابر سوخت غنی شده وارد کنیم که این موضوع موجب می‌شود که جمهوری اسلامی از بن‌بست منع واردات کیک زرد و اورانیوم طبیعی خارج شود ... یکی دیگر از راه‌ها این است که ایران به تکنولوژی و فناوری ساخت میله سوخت با استانداردهای بین‌المللی و قابل استفاده در نیروگاه های داخلی دست یابد که بر اساس برجام، کشورهای ”۱+۵“ موظف هستند که به ایران برای ساخت چنین تکنولوژی کمک کنند ...»۹ 

این گفته ها با همه ی نیرنگبازی کودنانه و ریشخندآمیز مردک مزدور «یانکی» ها در کاربرد واژه ها گوشه ای دیگر از ورشکستگی و تن به خواری دادن رژیم تبهکار، خیانت پیشه و ضد ایرانی اسلام پیشگان فرمانروا بر کشورمان و یکی دیگر از بندهای دستینه شده در آن قرارداد ننگین را به نمایش می نهد. به این ترتیب، روشن است که نه تنها «اورانیوم پرچگال» فرآوری شده (بیش از ۹۰ درصد آن!) را از چنگ ایران در می آورند که به کشورمان، سنگ اورانیوم طبیعی برای فرآوری در پایگاه هسته ای می فروشند تا با سرمایه و کار ایرانی، بخشی از چرخه ی فرآوری اورانیوم پرچگال را زیر مهار و بازرسی های باریک بینانه ی خودشان، نگهدارند. نیک که بنگرید، برای آن ها نیز سودی دو سویه است:
فروش اورانیوم طبیعی و دریافت اورانیوم پرچگال نیمه آماده در شرایطی که همه چیز در دست آن ها خواهد بود.

در هماوندی با یکی از گفته های بالا پیش تر نوشته بودم:
«قرار است این بار به عنوان نمونه حتا با دستی ”اورانیوم پرچگال“ (غنی شده) به بازار کشورهای امپریالیستی برده و بیگمان به رقمی ناچیز بفروشند و با دستی دیگر از همان کشورها ”اورانیوم کم چگال“ یا اورانیوم طبیعی بخرند! بسان آن است که در بازار پیش از پیدایش سرمایه داری و هماوندی های پولی در جهان که در آن داد و ستدها پایاپای انجام می گرفت، گاوی چاق و چله به بازار برده و بجای داد و ستد یا کالایی دیگر، گاوی لاغر مردنی خریده به خانه بیاوری. در آن هنگام، سده ها پیش، اگر کسی به چنین کاری دست می یازید، دیوانه اش می خواندند و اگر به پادافره کارش سزایی درخور نمی دید، دستِکم دیگر به بازار فرستاده نمی شد؛ ولی هم اکنون، در رژیم تبهکار جمهوری اسلامی و بزرگ بازرگانان سوداگر و زنهارخواه (خائن) فرمانروا بر هست و نیست ایران و ایرانی، چنین کاری دو بار سود آور است:
هم در فروش و هم در خرید، جیب آن ها پر می شود و خرسند و خوشنود، نمازهای پرآب و تاب تری به درگاه الله می خوانند ...»۱۰

 اکنون، نگاهی دوباره به نوشته ی آخوند دَبَنگ دروغ پرداز در بند «خامساً» بیفکنید! بروشنی پوچ بودن همه ی آن شرط و شروط ها که در بنیاد خود تنها به سود کشورهای امپریالیستی و زیره خواران چینی و روسی آن هاست، نمایان می شود. 

سایر بندهای متن نامه ی آخوند نیرنگباز، بگونه ای عمده دربردرگیرنده ی یاوه گویی های پوچ دیگری چون این یکی است:
«ثامناً[همانا «هشتم»]: توجّه شود که در موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.»۱۱که بیش تر کاربرد درونی داشته و تنها شاید گیج و گاگول ها و آشخورهای درون و پیرامون «خیمه و خرگاه نظام» را تنها تا اندازه ای خشنود نماید. درباره ی بند یاد شده در بالا نیز اجرای کار بر بنیاد به گفته ی وی «متن مذاکرات»، بگونه ای باریک و روشن، خواست کشورهای امپریالیستی بوده و هست و از سوی رژیم ورشکسته نیز زیر برنام هایی چون «داوطلبانه» بگونه ای باریک انجام شده و بنابراین، جایی برای نگرانی دروغین و پوچ "رهبر" فرومایه نیست. آنچه تاکنون برای همه ی جهان روشن شده، کوشش گاه جانکاه رژیم اسلام پیشگان در گنجاندن چیزهایی ناروشن و کشدار در متن آن قرارداد بوده که بگمانم و تا آنجا که متن منتشر شده را خوانده ام، کم ترین کامیابی در این باره نداشته اند.

با همه ی آنچه آمد و با آنکه بررسی بند به بند نامه ی آخوند ورشکسته، آماج بنیادین این نوشتار نبوده و نیست به نکته هایی دیگر از آن، کوتاه و گذرا می پردازم:
همه ی خواست رژیم اسلام پیشگان در دو بند نخستین نامه ی مردک سبک مغز («اوّلاً» و «ثانیا») فشرده شده و با بدیده گرفتن متن قرارداد دستینه شده، «اولدورم، دولدورم» های وی درباره ی دادن «تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرفهای مقابل»۱۲، «اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه‌ی اروپا مبنی بر لغو تحریمها»۱۳ و ... چیزی بیش از افزونه هایی پوچ و خودگولزنکی بیمانند نیست؛ زیرا تاکنون، کمابیش همه ی خط و نشان های وی (خط قرمزهای به زرد و قهوه ای گراییده!)، نه تنها از سوی «شیطان بزرگ» و همدستانش لگدمال شده که دست اندرکاران گفتگوهای نامور به «هسته ای» رژیم و دولت «زهدان اجاره ای» نیز بیش ترِ آن خط و نشان ها را از این گوش شنیده و با صلاحدید خود دَبَنگ بی آبرو از گوش دیگر درکرده اند تا اندکی هم شده، آبروی برباد رفته وی و نظام ضد ایرانی و حتا ضداسلامی اش که کیش و آیین و باورهای ساده دلانه ی توده های مردم ایران را چون ابزاری برای بازی های خورد و برد با «شیطان بزرگ» و همدستانش به یاری گرفته، پاس دارند. چنین یاوه هایی دیگر برای فریب مردم کارساز نیست! افزون بر آنکه، چنان قراردادی مشروط و ناپایدار از آنسو با کنار رفتن دولت کنونی «یانکی» ها حتا چنانچه دولت پسین در آنجا از «حزب دمکرات» بر سرِ کار آید و به عنوان نمونه، کسی چون «هیلاری کلینتون»۱۴ به ریاست جمهوری گماشته شود، می تواند با شتاب رنگی دیگر بخود گیرد؛ به این ترتیب، این خط و نشان ها بیش از پیش، رنگ باخته و پیشاپیش پوچ از آب در می آید؛ بویژه آنکه کوچک ترین پایوری نسبی نیز در کار نیست و در آینده نیز نخواهد بود.

درباره ی آنچه آخوند دروغگو ، «بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ی تروریسم و حقوق بشر»۱۵ می نامد که گویا اگر از سوی «هر یک از کشورهای طرف مذاکرات [به میان آید]، نقض برجام محسوب خواهد شد»۱۶ با همه ی بیشرمی نهفته در چشم پوشی بر تبهکاری های بیشمار و روزمره ی رژیم تبهکار از آن میان افزایش سرسام آور به دار آویخته شدن توده های جوان کشور به هر بزه کوچکی برای ترساندن و خانه نشین کردن توده های مردم و نیز پشتیبانی بی دریغ و همه سویه از جریان های با گرایش های پنهان و آشکار تروریستی در منطقه ای بحران خیز، پیش و بیش از هر چیز دیگر، نگرانی های فزاینده ی رژیم سرافکنده و سزاوار سرنگونی را از ناگوارتر شدن اوضاع اقتصادی ـ اجتماعی نابسامان از یکسو و برباد رفتن آرزوها در دستیابی به گونه ای هژمونی زیر پرچم دروغین اسلام در منطقه بازمی تاباند؛ آزمون عراق، افغانستان و لیبی به آن ها با همه ی خریّت شان، نیک آموخته است که بر بنیاد دگرگونی های آینده ی نزدیک و نه چندان دور، «یانکی» ها و همدستان شان، برای خزیدن زیرِ پوست ناخشنودی گسترش یابنده ی توده های مردم، هر آن می توانند ـ و شاید حتا ناچار شوند ـ سیاست های راهبردی دیگری بر بنیاد جُستارها و چالش هایی چون «حقوق آدمی» پی گیرند و ترس آخوند بیشرم در این باره، بی پایه نیست.  

به هر رو، آنچه از زبان آن اسب چهره ی «یانکی» در گزارش زیر بازتاب یافته و آب پاکی روی دست "رهبر" دروغگوست، مرا از نوشتن پاسخی پندارآمیز از سوی «برادر بَرَک حسین اوباما» به برادر بیشرم و نیرنگبازش بی نیاز نمود.

ب. الف. بزرگمهر     سوم آبان ماه ۱۳۹۴

 http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/10/blog-post_459.html 

برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ]، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر 

پی نوشت: 

۱ ـ  از متن نامه ی آخوند نیرنگباز در پیوند زیر:
http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 

۲ ـ همانجا 

۳ ـ مردک نیرنگباز در نامه ی یادشده با بیشرمی بیمانندی از آن میان نوشته است:
«این مجموعه‌ی پر حجم کار و تلاش و فکر در مساله‌ای که گمان میرود از جمله‌ی مسائل به یاد ماندنی و عبرت‌آموز جمهوری اسلامی باشد، در خور تقدیر و مایه‌ی خرسندی است. به همین دلیل با اطمینان میتوان گفت که پاداش الهی برای این نقش آفرینی‌های مسئولانه، مشتمل بر نصرت و رحمت و هدایت ذات حضرت حق خواهد بود، ان‌شاءالله» (برجسته نمایی ها از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر) 

۴ ـ از متن نامه ی آخوند نیرنگباز در پیوند زیر:
http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 

۵ ـ « اعلام آمادگی ۱۵میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی در ایران»، «تارنگاشت اقتصاد»، یکم آبان ماه ۱۳۹۴ 

۶ ـ «جامعه ی جهانی» از دیدگاه کشورهای امپریالیستی! 

۷ ـ پیشنهاد می کنم از سوی نیروهای پیشرو اجتماعی جهان، نشانی به نام «نشان درجه یک دروغ پردازی» یا چیزی در همین مایه، ساخته شده و سالیانه به دروغگوترین، نیرنگبازترین و قالتاق ترین سیاستمداری که توانسته باشد سرِ شمار بیش تری آدم را شیره بمالد، بگونه ای نمادین پیشکش شود؛ چنین نشانی را می توان حتا به نام دروغ پرداز بزرگ آلمان نازی: «گوبلز» ساخت و پرداخت. همینجا، این مردک پفیوز آسمانی ریسمانی را نیز به عنوان نخستین نامزد دریافت چنین نشانی، پیشنهاد می کنم.

آخوندی که به خاطر دروغ های شاخدارش بویژه در چند سال کنونی، براسیت سزاوار دریافت چنان نشانی خواهد بود؛ نیرنگبازی که با همه ی پته های روی آب ریخته اش، همچنان از اخلاق و فرهنگ نیز دم می زند! 

۸ ـ علی اکبر صالحی، ششم اَمرداد ماه ۱۳۹۴ در نشستی با «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس» 

۹ ـ «ظریف: انتقال سوخت به روسیه و قزاقستان نداریم/رفع منع واردات کیک زرد و اورانیوم»، ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۴
http://www.khabaronline.ir/detail/458567 

۱۰ ـ «بازی برد ـ برد سوداگران اینچنین است: ستاندن گاوی لاغر مردنی در برابر گاوی چاق و چله!»، ب. الف. بزرگمهر، ۱۳ امرداد ماه ۱۳۹۴
http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/08/blog-post_11.html 

۱۱ ـ از متن نامه ی آخوند نیرنگباز در پیوند زیر:
http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 

۱۲ و ۱۳ ـ همانجا 

۱۴ ـ نه به عنوان شخص وی یا دیگری که هر کدام عروسک خیمه شب بازی خداوندان کلان سرمایه دار «یانکی» بیش نیستند که به عنوان نماینده ی شاخه ای جنگ افروزتر یا پیامد دگرگونی در نقشه های راهبردی امپریالیست های «یانکی» در آینده!  

۱۵ ـ «ثانیاً:  در سراسر دوره‌ی هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ی تروریسم و حقوق بشر) توسّط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد ...»، از متن نامه ی آخوند نیرنگباز در پیوند زیر:
http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 

۱۶ ـ همانجا

***

واکنش کری به نامه ی خامنه‌ای درباره برجام 

جان کری در اظهاراتی در وزارت انرژی آمریکا گفت:
ما سه روز پیش، گواه روز تصویب («برجام») بودیم؛ زیرا روند نود روزه بازبینی کنگره به پایان رسید و رسماً به اجرا درمی‌آید. شما همانگونه که امروز گواه بودید، «نشانه ی خدا» [رهبر پوشالی] رسماً این توافق را که پیش تر ً آن را نپذیرفته بود، پذیرفت. 

وزیر امور خارجی آمریکا گفت:
«اکنون براستی آغاز گسترده‌ترین تنظیم دوباره در یک برنامه هسته‌ای است که در تاریخ هسته‌ای انجام می‌شود.»

وی گفت:
قرار است کم و بیش ۱۲ هزار سانتریفیوژ برچیده و ذخیره شود و ۹۸ درصد از ذخایر اورانیوم پرچگال به بیرون از ایران جابجا شود و قرار است قلب راکتور آب سنگین اراک از میان برود و این دستاورد سترگی است. بر این پایه، بازسازی انجام خواهد شد و ساخت و ساز برای بازسازی، بدون تأیید آمریکا و چین انجام نخواهد شد. ما با چین در زمینه ی بازاسازی همکاری خواهیم کرد؛ بنابراین، این توافق، درونمایه ی بسیار گسترده‌ای دارد. 

کری گفت:
ما روشی را برای پایان دادن به روند بازرسی‌ها طراحی کردیم. یکی از دشواری ها همواره این بود که ما هرگز نمی‌توانستیم پاسخ «بنگاه جهانی انرژی اتمی» را بدست آوریم و نمی‌توانستیم بازرسی انجام دهیم.
ما گفتیم:
«نمی‌خواهیم این روند پی گرفته شود و می‌خواهیم که این روند، زمان پایان داشته باشد و شما اگر به ما دسترسی‌ که می‌خواهیم ندهید با بیم بازگشت همه ی تحریم‌ها روبرویید.» همانگونه که می‌دانید در کنگره، جنجال بزرگی درباره ی شمار روزهایی که این کوشش ممکن است به پایان برسد، برپا شد. 

وزیر امور خارجی آمریکا افزود:
آنچه مهم است این است که زمان پایان و سررسید هستی نداشت؛ ولی امروز ما تاریخ سررسید داریم و بیشینه زمان برای سررسید، ۲۴ روز است. ممکن است آنها در ۲۴ ساعت دسترسی بدهند؛ ولی این بستگی به این دارد که آنها چگونه می‌خواهند از بازگشت تحریم‌ها جلوگیری و  (از توافق) پیروی کنند. به باور من، آنها پیروی می‌کنند؛ زیرا کشوری که می‌خواهد دوسوم سانتریفیوژهای خود را از میان ببرد، اورانیوم پرچگال خود را جابجا کند و پژوهش ها و گسترش سانتریفیوژهای پیشرفته خود را خنثی کند و کارهای بسیار دیگری انجام دهد در حقیقت بر آن است که پیروی کند. پایوری آن در کردار روشن می‌شود. پوشیده نیست که این چالش، بسیار جنجال برانگیز است؛ ولی من امیدوارم همه دربرگیرنده ی کسانی که با این توافق همداستان و دیگرانی که با آن ناهمداستان اند، اکنون کنار یکدیگر قرار گیرند تا از اجرای همه سویه و  راستی آزمایی پذیر آن پشتیبانی کنند، این چالشِ مرگ و زندگی است. 

وی گفت:
به باور من، آمریکا، منطقه، متحدان و دوستان ما در منطقه در پی این توافق، امن‌تر خواهند بود. بخش بنیادین این است که ایران نمی‌تواند جنگ ابزارهای هسته‌ای داشته باشد و اگر ما بگونه ای درخور راستی آزمایی کنیم و هوشیار باشیم می‌توانیم این اطمینان را بدهیم. این بدان آرش نیست که آنها به ‌سوی گریز هسته‌ای نخواهند رفت؛ ولی به ارش آن است که اگر این کار را انجام دهند به باور ما خواهیم دانست؛ زیرا تراز ردیابی بی‌پیشینه ای از آن میان ۲۵ سال ردیابی بر همه ی فرآوری اورانیوم آنها خواهیم داشت. ۲۰ سال از راه نمایشگرها بر فرآوری سانتریفیوژ آنها بازرسی خواهیم کرد. ۱۵ سال محدودیت بر اندازه ی ذخیره های آنها نهاده شده است که این ذخیره ها باید به اندازه ی ۳۰۰ کیلوگرم در تراز چگالی ۳/۶۷ درصد برجای بماند. همه اینها راستی آزمایی پذیر است. 

«خبرگزاری تسنیم»   ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۴ 

این گزارش از سوی اینجانب، ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی شده است. برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ]، همه جا از آنِ من است. برنام آن را نیز اندکی دستکاری نموده ام.     ب. الف. بزرگمهر

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!