«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۴ مرداد ۱۸, یکشنبه

سیخ از آنِ دیگران و کباب از آنِ خودمان!


تصویر نوشته ای است دربردارنده ی پند و اندرزهایی کلی (پیوست)

لبخندی تلخ بر لبانم می نشیند و ناخودآگاه دندان هایم به روی هم فشرده می شوند. با خود می اندیشم:
جهان از آن هم زیباتر خواهد شد، چنانچه هر روز معده مان را به اندازه ای بسنده انباشته از «مأکولات» کنیم (گاه تا خرخره هم اشکال شرعی ندارد!) و حرف مفت هایی کلی که نه سیخ بسوزد و نه کباب تحویل خود و دیگران بدهیم؛ گرچه:
سیخ از آنِ دیگران و کباب از آنِ خودمان!

ب. الف. بزرگمهر    ۱۸ اَمرداد ماه ۱۳۹۴


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!