«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۳ آذر ۱۶, یکشنبه

اینک، عرفانی به رنگ و لعاب باختری شاید!


کاریکاتوری است از یک عارف دروغین که نقش بسزایی در دوره ای از حاکمیت دزدان الله کرم برای گمراه کردن گروهی از روشنفکران در کشاندن شان به بیراهه های دروغ و فریب عرفانی رنگ باخته و زنگ زده بازی نمود. عرفانی که با پر و بال گرفتن «نولیبرالیسم» و فرمانبرداری هرچه بیش تر از سیاست های سرمایه امپریالیستی در کشورمان، جای خود را به گونه های دیگر و بیش تر باختری آن خواهد سپرد. اکنون، دیگر زمانه ی وارد نمودن هرچه بیش تر کالاست؛ رنگ و وارنگ از همه رنگ! و هرچه بیش تر، بهتر و پرسودتر برای کیسه ی گشاد بازرگانان و سوداگران سرمایه فرمانروا بر ایران؛ اینک، عرفانی به رنگ و لعاب باختری شاید!

برایش نوشته ام:
بسیار زیبا کشیده خواهرت! کاش دو تا فرشته ی «یمین» و «یسار» هم این ور و اون ور شونه هاش می کشید؛ در حالی که یکی شون قِر می ریزه و اون یکی قمیش میاد ... ولی کار زیباییه به گفته ی اون که می گه: چشاش! من هم باید بگم گوشاش! باید چاپش کنم؛ دو تا پونز گنده هم پیدا کنم، بزنمش سینه دیوار!  

ب. الف. بزرگمهر  («گوگل پلاس»)    ۱۶ آذر ماه ۱۳۹۳

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!