«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۳ آذر ۱۲, چهارشنبه

چشم هایت را که ببندند مختاری ...


شانزده سال گذشت از روزی که محمد مختاری در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ خورشیدی در رشته کشتارهای زنجیره‌ای از سوی مزدوران «وزرات اطلاعات»، بی جان شد.

مختاری از سرایندگان، نویسندگان، مترجمان و منتقدان کنونی ایران و از کنشگران «کانون نویسندگان ایران» بود.

وی چندین سال در «بنیاد شاهنامه» کار می کرد. از اعضای «کانون نویسندگان ایران» و همچنین عضو هیات دبیران آن بود. او در پاییز ۱۳۷۷ ترور شد. مختاری آثاری در بررسی آثار سرایندگان دوره ی کنونی از آن میان، نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد.

برای نخستین‌بار، سروده های «پل سلان»، سراینده ی آلمانی را به فارسی برگرداند و درباره‌اش نوشت.

محمد مختاری، روز پنج‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۷۷ پیش از شامگاه برای خرید از خانه اش بیرون رفت و دیگر بازنگشت. گروهی از اعضای «وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی» او را ربوده و کشتند.

دو فرزند مختاری به نام‌های سیاوش و سهراب از وی به یادگار مانده اند ...

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!