«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

فرداش ببینند که سبز است دوباره!

سروده ای از ژرفای جان که بر دل نشیند از هیلا صدیقی، 
سروده سرایی جوان و بیمانند که امیدوارم همواره سبز و خُرّم باشد!



این تصویری از جنگلی تازه به آتش کشیده شده است. سبزه ها دوباره از میان خاک سوخته سربرآورده اند. دیر نیست که نهال های سبز و نورسته نیز چندی دیگر رُخنمون شوند و سپس بازهم به درختانی تنومند و پر سایه فرارویند. می توان جنگل را آتش زد، ولی از ریشه هایی که تا ژرفا در خاک فرو رفته اند، دوباره سبزه و نهال های جوان خواهد رُست و زخم ِ زمین سوخته را مرهم خواهند گذاشت. جنگل دوباره سبز خواهد شد!

۴ نظر:

ناشناس گفت...

با سلام و تشکر

تصویری که در غرب از افغانستان ستکش و مظلوم ارائه داده می شود، تصویری مخدوش و تهوع آور است.
من با نشریه مشعل با افغانسان دیگری آشا شدم، با افغانستان هومان و انسانی که در ورای طالبان و ترور و بن لادن به سوقات مانده از آنتی کمونیسم، شعر و شور و شعور و هومانیسم در کش و قوس و چالش مدام است. سبز باد سرزمین مقاومت تاریخی!
متن این شعر هم ایکاش نوشته می شود در زیر این ویدئو.
شعری زیبا و ژرف و اندیشیده و امیدبخش!
دست شاعر و خواننده گرامی درد نکند. به امید خواندن و شنیدن اشعار بیشمار دیگر از ایشان و امثال ایشان.

ناشناس گفت...

درود بر شما،


فیلمی از ادامه ی همین نشست در یوتوب دیدم و لینک آن را برایتان می‌‌فرستم تا در صورت تمایل و صلاحدید در تار نوشتتان قرار دهید. (هرچند سراینده را نمی‌‌شناسم و به گمانم با اشاره‌ا‌ی که در سروده‌اش می‌کند هوادار سلطنت باشد. به هر روی این فیلم به نظر این حقیر، صرفنظر از جهت گیری فکری سراینده، ارزش تماشا را دارد. قضاوت طبق معمول با بیننده است!)

با سپاس
http://www.youtube.com/watch?v=uW79kWASoe8

ب. الف. بزرگمهر گفت...

درود بر شما نیز!

با سپاس از توجه و پیشنهادتان، پیشتر یکی دو شعرخوانی از ایشان را نیز دیده ام. سروده های بدی نیستند؛ گرچه به نظرم می رسد انگار آنها را گاهی با چسب یا چیزی مانند آن سرهم بندی نموده اند.

بیشتر سروده هایی ادیبانه و حماسی هستند تا چیزی که از جان و دل برآمده باشد. نمی دانم چرا به دل من نمی نشینند. افزون بر آن نگاه و حرکات نمایشی و توضیحات گاه بیموردش در میان شعرخوانی مرا بیشتر زده می کند. با این همه با کمال میل اگر شما حتما بخواهید همین فیلم را در تارنوشت کوچکم به نمایش خواهم گذاشت. انتخاب با شما. برایم بنویسید.

ناشناس گفت...

درود بر شما دوست و سرور گرامی‌،

با شما در مورد چگونگی شعرخوانی ایشان هم نظر هستم و سروده ی ایشان هرگز به اندازه ی سروده ی خانم هیلا صدیقی بر من تاثیرگذار نبود، ولی‌ به هر روی فکر می‌کنم که باید پذیرفت که ایشان هم به سهم و به اندازه ی توان خود به وضعیت موجود اعتراض کرده‌اند، و چه بهتر که افراد بیشتری شاهد این ماجرا و تلاش باشند. شاید نیازی به اضافه کردن عنوان جدیدی برای این فیلم در تار نوشتتان نباشد، که همه ی انتخاب‌های شما گلچین شده هستند، ولی‌ همین چند خط نوشته در زیر یکی‌ از همین گلچین‌ها برای فرد علاقمند باید کافی‌ باشد.

با سپاس فراوان از شما برای به روز نگهداشتن تار نوشتتان با بهترین ها

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!