«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ آبان ۲۷, پنجشنبه

برو کنار، بذار کمی باد بیاد

ـ بگمانم تو هم مانند من چشمات آلبالو گیلاس می چینه. بیا بریم بیرون کمی هوا بخوریم.

ـ برو کنار، بذار کمی باد بیاد! نفسم گرفت ... چُرتمُ پاره کردی ...

گفتگویی بریده و کوتاه میان دو نماینده ی «جامعه جهانی» در همایش و نمایش آب و هوا در گلاسکو

ب. الف. بزرگمهر   ۲۷ آبان ماه ۱۴۰۰



هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!