«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ مهر ۵, شنبه

وای به گذشته و آینده ی این ولایت! ـ بازانتشار

امروز رییس‌جمهور گفت هیچ فشاری در تعیین اعضای کابینه وجود نداشته است؛ اما پس از ۲۰ دقیقه در صحبت‌هایش تاکید کرد که سه وزیر زن انتخاب شده بود؛ اما به دلیل فشارها معرفی نشدند. اگر قرار باشد حرفها در ۲۰ دقیقه تغییر کند، وای به حال کشور در ۴ سال آینده. (گفته های «نمودار اسلام»، مجتبی ذوالنوری، برگرفته از «ایسنا»، ۲۴ امرداد ماه ۱۳۹۶)

چیزی نیست برادر! پیامدِ شتاب بیش از اندازه ی پیشرفت های فن آوری در چهار دهه ی گذشته ی جهان است که به «ولایت آقا بیشعور» خودمان می رسد، اینگونه تاب برمی دارد و در زمینه ای دیگر بازمی تابد. مگر آقای خمینی، تنها چند ماه پیش از پیروزی انقلاب، نگفته بود:
«در جمهوری اسلامی کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزادند۱ ...»؟

آن هنگام با حسابی سرانگشتی، رویهمرفته یکسال و اندی یا شاید کم تر بدرازا کشید تا آن سخنان گوشنواز بخار شده به آسمان پرواز کند؛ اکنون، زمان آن به بیست دقیقه و حتا کم تر رسیده است. مگر می شود جلوی پیشرفت را گرفت؟! برای همین بهتر بود، می فرمودید:
وای به گذشته و آینده ی این ولایت! گرچه، گلاب به روی مبارک تان! چنانچه بزبان گوش آشنای حضرتعالی، اسائه ی ادب نشود، من چیزی سزاوارتر بجای آن دارم.۲ 

ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ امرداد ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/08/blog-post_34.html

پی نوشت:

۱ ـ صحیفه نور، ج چهارم، ص ۲۴۲

۲ ـ ریدم به گذشته و آینده ی این ولایت!

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!