«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ شهریور ۹, سه‌شنبه

مرده شور آن خدا با این نشانه هایش را ببرد ... ـ بازپخشش

دو تصویر کنار یکدیگر از دو «نشانه خدا» (آیت الله) است که یادم نمی آید از کدامیک از تارنگاشت ها برداشته ام. دست راستی، جانوری بدپیشینه هم در دوره ی جوانی و هم در دوران میانسالی و هم در دوره ی کنونی است. از واپسین شاهکارهایش، برپا نمودن اتاق شکنجه در زیرزمین ساختمانی پیشکش شده از سوی «آقا بیشعور نظام» برای دم و دستگاه وی است که در آن آخوندهای «مخالف خوان» و ناخشنود را شکنجه می کردند یا شاید هنوز هم می کنند. این یکی را چندان نمی شناسم؛ ولی می پندارم، چنانچه وی را در یکی از جنگل های آفریقا یا سوماترا لخت و پتی ول کنند، همه ی میمون ها از ترس سر به بیابان های پیرامون بگذارند و جنگل و درختانش را فراموش کنند. با خود می اندیشم:
این ها که نشانه های خدایند، خودش چگونه جانوری باید باشد؟ می گویند به اندازه ای بزرگ است که در خِرَد آدمی نمی گنجد! بیگمان به چهره اش هم نمی توان نگریست؛ تازه، اگر هم جنین اندیشه ای به سرت بزند، هنوز کاری انجام نداده، تخماقی از سوی فرشتگان همراه بر سرت فرود می آید و ناچاری بگریزی:
کور شوید! دور شوید!

مرده شور آن خدا با این نشانه هایش را ببرد! همه را جان به سر کرده اند ...

ب. الف. بزرگمهر    دوم دی ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/12/blog-post_59.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!