«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۵ مهر ۸, پنجشنبه

این بار امانت که خدا داد، بزرگ است ...

تقصیر کسی نیست، اگر پول نداریم
قحطی شده و میوه و محصول نداریم

جز این که مگس کیش کنیم و بپرانیم
در کشورمان شاغلِ مشغول نداریم

ای دوست بیا هُل بده از پشت کمک کن
در گل، خرِ ما مانده و هرکول نداریم

دیوار اگر کج شده، این بار ببخشید
تحریم شدیم و نخ و شاغول نداریم

یک مساله داریم و هزاران تز و استاد
اما قلم و کاغذ و فرمول نداریم

هرکس شده بیمار، چه بهتر که بمیرد
زیرا سرم و شربت و کپسول نداریم

این بار امانت که خدا داد، بزرگ است
ما هم که ضعیفیم و کت و کول نداریم

از روی سر و گردن تحریم پریدیم
با این که مدال پرشِ‌ طول نداریم

هرچند همه فلسفه دانیم ولی حیف
هنگام عمل، شیوه‌ی معقول نداریم

چندی‌ست که اوضاع خرابست و به هرحال
جز داعشیان، آدم مسوول نداریم

در وادی ما احمق و دیوانه زیاد است
مشکل سر این است که بُهلول نداریم

آمار گرفتند و مشخص شده حالا
در کشورمان آدم گاگول سه نقطه...

از «گوگل پلاس»

برنام را از متن سروده برگزیده ام. ب. الف. بزرگمهر


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!