«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ تیر ۷, شنبه

آفتابه دزدانی موی دماغ که از پهنه ی روزگار باید روفته شوند! ـ بازانتشار

راهی جز سرنگونی رژیم دزدان اسلام پیشه برجای نمانده است!
«پرولتاریای انقلابی ... خواستار جابجایی دربست نیروی حاکم بدست مجلس موسسان است و برای دستیابی به این آماج، نه تنها در راه حق گزینش (انتخابات) عمومی و نه تنها در راه آزادی همه سویه ی تبلیغات که افزون بر آن در راه سرنگون نمودن بی درنگ حکومت تزاری و جابجایی آن با حکومت انقلابی موقت نیز می کوشد.»۱۱ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)


پی نوشت:
۱ ـ «اتحادیه اروپا تحریم‌های حقوق بشری علیه ۸۲ مقام ایرانی را تمدید کرد»، تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی «یانکی» ها: «رادیو فردا»، ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۵
۸ ـ «در پیکار توده های مردم ایران برای آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی به سود همه ی زحمتکشان، می بایست جای دیکتاتوری شاه را سرانجام نه دمکراسی بورژوایی که دیکتاتوری خلقی پر می کرد؛ جلوی چپاول سرمایه داران از همان نخست و بویژه در دوران جنگ گرفته می شد؛ نه آنکه دستِ آنها برای چپاول توده های مردم باز گذاشته می شد؛ چنانکه شد. این دیکتاتوری به همان اندازه که می بایست دست چپاولگران اجتماعی را از ثروت های سرشار مادی و معنوی جامعه و بهره کشی از دیگران کوتاه می نمود، می بایست دست زحمتکشان را در اداره ی امور جامعه باز می گذاشت و آنها را فرمانروای سرنوشت خود می نمود. سیاست عمومی حزب توده ایران در آن دوران، صرف نظر از بزرگنمایی های بیجای نیرو و توانمندی خود، شرکت در کارهای ماجراجویانه به سود حاکمیت بی چشم و رو و ساده لوحی های شگفت انگیز تاریخی، رویهمرفته از سمتگیری درستی برخوردار بود. این سیاست، همه ی کوشش خود را بر آن نهاده بود تا بازرگانی خارجی، ملی شود؛ زمین های ارباب ها و زمینداران بزرگ میان کشاورزان بی زمین و کم زمین بخش شود؛ سندیکاهای کارگری و شوراهای شهر و روستا جان بگیرند؛ و زمینه های راه رشد اقتصادی ـ اجتماعی با سمتگیری سوسیالیستی فراهم شود.

اکنون، حتا این حقیقت ساده نادیده گرفته می شود که جای خاورخودکامگی در سامانه ای با مشخصات اجتماعی ـ تاریخی ایران را نمی توانست (و هرگز نیز نخواهد توانست!) دمکراسی بورژوایی پر نماید. این دمکراسی فرآورده ی شرایط اجتماعی ـ تاریخی دیگری است که از بنیاد با آنچه چندین هزاره در میهن ما استوار بوده، تفاوت بنیادین داشته و دارد؛ از آن گذشته چنان دمکراسی ای که گزینش های دوره ای پارلمانی و ریاست جمهوری و نیز جداسازی و ناوابستگی صوری قوای سه گانه بنیاد آن را می سازند، دربهترین حالت آن در کشورهای اروپای باختری و امریکای شمالی (و نه صورتکی از آن در جمهوری اسلامی ایران!)، تنها نیازهای سامانه ی بورژوازی و سرمایه داران را برآورده می کند و درست به همین دلیل راه پیموده شده در کشورمان در سه دهه ی گذشته که بی چون و چرا بخش عمده ای از نیروی چپ و بویژه حزب توده ایران نیز در آن سهم داشته و دارند، نه به سود توده های کار و زحمت که به سود نیروهای واپسگرا و بورژوازی لیبرال ایران و نیز پیشبرد سیاست امپریالیستی در به شکست کشاندن انقلاب بهمن ۵۷ بوده است؛ درست از همین روست که «حزب توده ایران» در بیش از دو دهه ی گذشته نتوانسته صف خود را در خطوط عمده ی آن از صف نیروهای اهریمنی سلطنت و مزدوران رنگارنگ سرمایه در جامه های دیگر جدا کند؛ نیروهایی پلید که حتا به بهای بمباران اتمی ایران از سوی امپریالیست ها و پذیرش یوغ بردگی و بندگی، خواهان بازگشت به حاکمیت در ایران هستند.

بازهم حقیقت ساده ی دیگری نادیده گرفته می شود که چگونه نیروهای واپسگرای اجتماعی ایران، آنگاه که باد موافق در بادبانشان می وزد، پشت «ولایت فقیه» گرد می آیند و وی را به «عرش اعلاء» می رسانند و آنگاه که سخنان «نماینده خدا در ایران» چندان به سودشان نیست، پنبه در گوش نهاده و سخنانش را به هیچ می گیرند. این دوگانگی و سودبری زیرکانه از «مترسک سر خرمن» از چشم بسیاری پنهان می ماند یا دانسته نادیده گرفته می شود. اگر براستی «رژیم استبدادی» در کالبد «ولی فقیه» (مانند دوران پادشاهان) متمرکز بود، آیا با چنین اوضاع آشفته و بهم ریخته ای روبرو بودیم؟ می پندارم که رویدادهای کنونی میهن مان و بویژه ماجراهای هرم قدرت در حاکمیت جمهوری اسلامی، نمونه هایی گویا و بسنده از پاسخ به این پرسش را دربردارند ...»
***

گزارش‌ها حاکی است که اتحادیه اروپا تحریم‌ها علیه ۸۲ مقام ایرانی که در نقض حقوق بشر در این کشور نقش داشته اند را تا سال ۲۰۱۷ تمدید کرده است.

به گزارش روز دوشنبه ۱۱ آوریل خبرگزاری آسوشیتدپرس، در حالی اتحادیه اروپا این تحریم‌ها را تمدید کرده است که اخیرا تهران توانسته است که بر سر اختلافات خود با جامعه بین المللی در خصوص مناقشه هسته‌ای به توافق برسد.

در سال ۲۰۱۱ اتحادیه اروپا ۸۲ تن از مقام‌های ایران را به دلیل نقض حقوق بشر در فهرست تحریمی خود قرار داد. این تحریم‌ها شامل توقیف اموال و دارایی و همچنین ممنوعیت سفر است.

محمد علی جعفری، فرمانده سپاه، حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه، حسین طائب، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج، اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده سابق نیروی انتظامی و همچنین صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه، غلامحسین محسنی اژه ای، معاون اول رییس قوه قضاییه، سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران و چند قاضی دادگاه‌های انقلاب از جمله افرادی بودند که فهرست تحریمی اتحادیه اروپا قرار گرفتند.
اتحادیه اروپا پیشتر گفته بود، این افراد به دلیل« نقش جدی در نقض حقوق بشر» در ایران در فهرست تحریم‌ها قرارگرفته اند.

در همین سال، آمریکا نیز شماری از مقام‌های ایران را به دلیل نقض حقوق بشر در فهرست تحریمی خود قرار داد.

در حالی اتحادیه اروپا تحریم‌های علیه ناقضان حقوق بشر در ایران را تمدید کرده که قرار است فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی این اتحادیه در ۲۸ فروردین ماه سال جاری از ایران دیدار کند.
این دومین سفر خانم موگرینی به تهران از زمان دستیابی به توافق هسته‌ای بر سر برنامه هسته‌ای ایران است.

مسئول سیاست خارجی این اتحادیه مردادماه سال گذشته پس از امضای توافق هسته‌ای یا «برنامه جامع اقدام مشترک»، برجام، به ایران سفر کرده بود.

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی «یانکی» ها: «رادیو فردا»، ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۵ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.   ب. الف. بزرگمهر)

***

زیرنویس تصویر:
دهکده ی صبای جهانگردی قم با خانه هایی به شیوه ی «گوتیک» در پیرامون قم!

در سرزمینی از دیدگاه آب و هوایی، نیمه بیابانی و بیابانی (arid & semi arid) خانه هایی به شیوه ی «گوتیک» (آب و هوای مدیترانه ای و پرباران) ساخته اند! برای چه کسانی؟! بیگمان برای جهانگردان اروپایی و آمریکای شمالی که کم تر احساس دلتنگی و بیگانگی نمایند و بیگمان، این همه ی جُستار نیست؛ آن ها شَوندی نیرومند برای پای نهادن به چنان سرزمینی ندارند؛ مگر آنکه سور و سات از هرگونه در آنجا روبراه باشد؛ و چنین سور و ساتی در این شهر سپندینه نما از دیرزمان روبراه بوده است:
زنان نگونبخت صیغه که در دوره ی حاکمیت رژیم تبهکار اسلام پیشگان بر شمارشان نه دو چندان که ده ها برابر افزوده شده است!

... و آن مردک بیشرم و خرپول تازی ـ انگلیسی که پول های بر باد رفته ی مردم ایران را در همه جا از کانادا گرفته تا جاهای دیگر سرمایه گذاری یا انباشت نموده به شیوه ی خویش می اندیشد:
آیا اسلام خواهند آورد؟ بله، چرا که نه؟! شَوَندی برای آن نیست که اسلام نیاورند؛ مگر مغز خر خورده اند که از این همه موهبت برخوردار نشوند؟! هر کس که باشد، بی درنگ اسلام می آورد ...

ب. الف. بزرگمهر    ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۵

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!