«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۱ بهمن ۵, چهارشنبه

بحمدالله در این زمینه هم با شما و هم با چینی ها در یک راستا راه می رویم

ما هم هوادار نظمی هستیم که بازرگانان و سوداگران ما بتوانند بی هیچ سر خری با بازرگانان و سوداگران سایر کشورها تعامل داشته باشند. بحمدالله در این زمینه هم با شما و هم با چینی ها در یک راستا راه می رویم؛ مردم که به آن دو بار در فرمایشات تان اشاره فرمودید در کشور ما همین ها هستند که اگر روز و روزگارشان خوب باشد و آسوده داد و ستد کنند، مسوولین نظام ما نیز از مزایای آن بهره مند خواهند شد؛ در کنار آن ها گروه بسیار بزرگی از آدم های بی بصیرت، زیاده خواه و حسود هم هستند که چشم دیدن مان را ندارند و ما هم می خواهیم سر به تن شان نباشد و هر چه زودتر به لقاء الله بپیوندند که از شرّشان اسوده شویم؛ بگمانم شما هم در کشورتان کم و بیش با چنین پدیده ای روبرویید که هر چه در گلوی شان بریزید تا آرام باشند، دست بردار نیستند و می خواهند آن اندک سودی که دست مان را می گیرد، بقاپند. می بینم که حتا مجلسین ما هم به یکدیگر می مانند؛ شما مجلس دومای مشورتی دارید که رای شان هیچگونه اثری حقوقی در تصمیمات مقامات عالی ندارد و ما هم گرچه رهبر راحل، آن زمان که چپ نمایی مرسوم شده بود، فرموده بودند مجلس در رأس امور است از همان آغازِ کار، فرمایشی از کار درآمد و همچنان نیز همان است بگونه ای که با اشاره ی چوبدست رهبر عظیم الشان مان چون گله گوسپندانِ بی آزار دُنبه می جنبانند و به پیروی از ایشان بع بع یا نع نع می گویند. ما از این همه هماهنگی، همرایی و همراهی خوشحالیم و آن را بفال نیک می گیریم.

در پایان از پیام گرم جناب آقای ولادیمیر پوتین سپاسگزاری می کنم و درود و سلام متقابل خدمت ایشان دارم. خاطرنشان می کنم که رهبر عظیم الشان مان هم ایشان را بسیار دوست دارند؛ بویژه از آن هنگام که آن جناب چهره شان را یادآور چهره ی عیسی مسیح سلام الله دانستند، همواره شیفته ی دیدار وی هستند؛ چیزی که بسیار کم پیش می آید. بیگمان می دانید که در ولایت ما به هر دلیلی که جای سخن درباره ی آن اینجا نیست، «اصل بر برائت آدم ها» نیست که بر دشمن بودن شان است؛ مگر آنکه عکس آن ثابت شود. مصداق و آینه ی تمام نمای آن هم رهبر عظیم الشان مان هستند که به هر سو می نگرند، دشمنی در کمین نشسته می بینند.    

از زبانِ «دژخیم الدوله، شبکور خون آشام نظام» به رییس دومای مشورتی روسیه: ویاچُسلاف والودین   

***

دیدار رئیس دومای دولتی روسیه و رئیس جمهور ایران در تهران

ویاچسلاو والودین رئیس دومای دولتی روسیه و ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران در تهران دیدار کردند.

ویاچسلاو والودین سلام و آرزوهای گرم ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه را به رئیس جمهور ایران ابلاغ کرد.

دو مقام در خصوص توسعه روابط دو کشور گفتگو کردند.

رئیس دومای دولتی روسیه خاطرنشان کرد که برای تضمین قانونی تصمیمات اتخاذ شده در سطح رهبری دو کشور، توسعه بعد پارلمانی دو طرف ضروری است.

ویاچسلاو والودین گفت: روسیه و ایران طرفدار تشکیل یک نظم جهانی عادلانه هستند که امنیت جهانی و منطقه ای را تضمین می کند.

به گفته رئیس دومای دولتی روسیه، «مقابله با دیکتاتوری غرب تنها با آزادی توسعه کشورها و مردم امکان پذیر است. در این راستا، حفظ حاکمیت و استقلال برای دو کشور اهمیت اساسی دارد.»

پیش از این، سومین نشست کمیسیون بین المجالس روسیه و ایران برگزار شد. در تهران نیز مذاکراتی بین ویاچسلاو والودین و همتای ایرانی وی محمد باقر قالیباف صورت گرفت.

ویاچسلاو والودین گفت: «کشور ما برای یک نظم جهانی عادلانه، برای یک جهان چند قطبی ایستاده است. این موضوع برای سایر دولت ها بسیار مهم است. اگر فقط آنها به فکر مردم خود باشند، زیرا فقط یک دولت مستقل می تواند توسعه را بر اساس فرهنگ، تاریخ، زبان، احترام به سنت ها و احترام به دین خود تضمین کند. کشوری که حاکمیت خود را از دست داده است قادر به انجام این کار نخواهد بود، شهروندان این کشور محکوم به پیروی از دین، فرهنگ، سنت های تاریخ کشوری خواهند بود که آنها را به بردگی گرفته است.

بنابراین ما مخالف هژمونی هستیم و اتحاد نمایندگان پارلمان همه کشورها را درست می دانیم تا برای حفظ حاکمیت هر کشور هر کاری که ممکن است انجام دهیم تا هر ملتی بتواند آزادانه قدرت خود را انتخاب کند، آزادانه آینده را برای خود تعیین کند و این مسائل برای ما اساسی هستند.»

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   سوم بهمن ماه ۱۴۰۱ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر)

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!