«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ آبان ۳۰, پنجشنبه

از پل ترامپ بگو! ـ بازانتشار

لُرکی که خودم باشم، در مجلس وعظ حاضر شد. واعظ می گفت:
صراط از موی باریک تر باشد و از شمشیر تیزتر و روز قیامت، همه کس را بر او باید گذشت.

لُرک برخاست و گفت:
مولانا حال تا روز رستاخیز راه بسیار است. از پل ترامپ بگو!

گفت:
نگو و نپرس! به تیزیِ تیغ ریش تراشی است؛ بر آن پا نتوان نهاد؛ چه برسد به نرمش قهرمانانه!

گفت:
پس برای چه همگی به آنسو روانید؟!

گفت:
راهی دیگر نداریم. پشتِ سر، انبوه مردم را بنگر! اندکی بیش تر که فشار آورند، همگی در پرتگاه فرو خواهیم افتاد.

ب. الف. بزرگمهر    ۱۳ اَمرداد ماه ۱۳۹۷ (با الهام از داستانک جاودانه عُبید زاکانی)


زیرنویس تصویر:
با بار گناهانی سنگین بر پشت، چشم براه سرنوشتم!

از زبان بصیرت العظما:  ب. الف. بزرگمهر    ۱۳ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!