«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۴ تیر ۱۰, چهارشنبه

آسمانه ی آزادی و بلندای اندیشگی


آزادی براى همه ی ملت ها، آسمانه۱ دارد.

آسمانه ی آزادی، هماوندی سرراست با بلندای۲ اندیشه ی مردمان دارد. با همت بلند مردمان، آسمانه برمی افرازد.

در جامعه ای که بلندای اندیشه و همّت مردم کوتاه شود، آسمانه ی آزادى نیز به همان اندازه کوتاه
می شود.

هنگامی که آسمانه ی آزادی کوتاه شد، آدم های بزرگ سرشان آن اندازه به آسمانه می ساید که از دور بیرون می روند. آدم های کوتوله، ولی آسوده جولان می دهند. برخی از آدم های بزرگ هم برای زیستن، به اندازه ای سرشان را خم می کنند که کوتوله می شوند؛ آنگاه آسمانه پایین و پایین تر می آید و مردم بیش تر و بیش تر گوژ۳ می کنند تا اینکه تا کمر خم می شوند و دیگر نمی توانند قد راست کنند. آزادىِ مردم نیز می شود یواشکی و زندگى شان می شود دوزخ!

تئودﻭﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎیفسکی

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:    ب. الف. بزرگمهر

پارسی نویسی:

۱ ـ واژه ی زیبای «آسمانه» که در پارسی کهن بجای تاغ («تاق») و سقف بکار می رفته را در اینجا سازگار با درونمایه ی گفتار آن نویسنده ی بزرگ، دانسته بکار برده ام؛ گرچه در سایر موردها با کمی چشم پوشی از واژه ی «تاق» (تاغ) نیز می توان سود برد.

۲ ـ قامت

۳ ـ قوز

ب. الف. بزرگمهر    دهم تیر ماه ۱۳۹۴

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!