«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۳ اسفند ۱۳, چهارشنبه

«دلواپس ها» هم حق دارند تا پا در جای پای «دمکرات ها» بگذارند ...

اگر روزی برای «خوش چُس ترین لب خزینه نشین خیمه و خرگاه رهبری» نیز مسابقه ای ترتیب دادند، بازهم نباید شگفت زده شد.

پیوند زیر را از تارنگاشتی به نام «جماران» با برنام  «خوش تیپ ترین سیاستمداران ایران چه کسانی بودند؟ / رئیس جمهوری که عبای نجفی دوست دارد»* درج کرده و می نویسد:
هنگامی که تارنگاشت وابسته به «موسسه تنظیم و نشر آثار امام» از بودجه ای که برای ترویج «اسلام ناب» و خط امام دارد برای «کی از همه خوشگلتره ...» سرمایه گذاری میکند!

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر

با خود می گویم:
«شاهد از غیب رسید»! منظورم تصویر آخوندی جوان در حال گیتار نواختن است که کسی آن را در «گوگل پلاس» درج کرده بود و من، متنی کوتاه از زبان آن آخوند نوشته بودم.**

جای شگفتی هم ندارد. اکنون که همگی سرگرم فراگیری «دمکراسیِ لیبرال» اند، مگر کار بدی است که خوش تیپ ترین سیاستمدار اسلام پیشه را برگزینند؟ مگر این ها بخشی از روند دمکرات شدن «آقایان» نیست؟ پول مفت بادکرده ای هم دارند که باید به هر گونه ای آن را ریخت و پاش کنند تا تراز پرداخت های شان برای «ترویج اسلام ناب و خط امام» از دریافت های شان کم تر نشود و باز هم بیش تر بگیرند و خرج کنند. حتا اگر روزی برای «خوش چُس ترین لب خزینه نشین خیمه و خرگاه رهبری» نیز مسابقه ای ترتیب دادند، بازهم نباید شگفت زده شد. «دلواپس ها» هم حق دارند تا پا در جای پای «دمکرات ها» بگذارند و از نعمت های بادآورده (ببخشید: باید می نوشتم خدادادی!)  بهره مند شوند.

در «ولایت آقا»، تنها اگر اوضاع زندگی توده های مردم ایران بهبود یافت، باید شگفت زده شد. آن هنگام، حتا باید چشم براه پدیداری (ظهور) «امام زمان» از یکی از چاه های جماران یا جایی دیگر بود.

ب. الف. بزرگمهر     ۱۳ اسپند ماه ۱۳۹۳   

* «جماران»

** «مگر ما نباید به همه ی هنرها آراسته شویم؟»، ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ اسپند ماه ۱۳۹۳


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!