«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ تیر ۲۶, جمعه

بوسعیدی به در می گوید تا دیوار بشنود

 جنگ نشان داد سیاست مهار ایران یک افسانه بود١

سرنگونی رژیم پوشالیِ دزدان اسلام پیشه بدست خود توده های مردم ایران به فرجام خواهد رسید.

سیاستی که «یانکی ها» از سال ها پیش جلو برده و بویژه از آغاز بکارگماریِ «لات بی همه چیز یانکی»، خود را بیش از پیش به نمایش نهاده و کاربردِ باریک تری یافته، بدون کمک های بخوبی برآورد شده از سوی برآوردکنندگانِ کارکشته ی آن دَم و دستگاهِ اهریمنی شدنی نبود؛٢ برآورد کنندگانی که با نادیده گرفتنِ مزدور بودن شان به آن ها آفرین باید گفت.٣

ب. الف. بزرگمهر  ٢۶ تیر ماه ١۴٠۵

پی نوشت: 

١ ـ وزیرخارجه عمان در لوموند: جنگ نشان داد سیاست مهار ایران یک افسانه بود

بدر بوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در یادداشتی در روزنامه فرانسوی لوموند، جنگ اخیر میان آمریکا و اسرائیل و ایران را بحرانی دانسته که پیامدهای آن تنها به طرف‌های درگیر محدود نمی‌شود که مردم عمان و کشورهای عربی خلیج فارس نیز هزینه‌های آن را می‌پردازند.

وزیر خارجه عمان می‌گوید این کشور قصد ندارد روابط تاریخی خود با آمریکا را کنار بگذارد، اما از نظر او «بحران اخیر نشان داد که نقش قدرت‌های خارجی در منطقه باید مورد بازنگری قرار گیرد» او معتقد است حضور خارجی زمانی می‌تواند مفید باشد که به ثبات منطقه کمک کند، نه اینکه به رقابت‌های امنیتی و تشدید تنش‌ها دامن بزند.

آقای بوسعیدی که به نظر می‌رسد در این یادداشت سعی دارد موضع جدید دولت عمان را تبیین کند، تاکید می‌کند که امنیت منطقه فقط به تنگه هرمز محدود نمی‌شود. از نظر او، مسیرهای دریایی گسترده‌تر، از دریای سرخ تا باب‌المندب و شمال اقیانوس هند، بخشی از یک تصویر راهبردی بزرگ‌تر هستند که نیازمند همکاری بین‌المللی است.

او در این یادداشت که روز دوشنبه ـ ۲۲ تیر ماه ـ در لوموند منتشر شده تاکید می‌کند که هدف اصلی اکنون نباید فقط توقف موقت درگیری‌ها، بلکه رسیدن به پایان واقعی جنگ و ایجاد سازوکاری پایدار برای جلوگیری از تکرار آن باشد.

او می‌نویسد حتی در شرایطی که جنگ هنوز به‌طور کامل پایان نیافته و احتمال ازسرگیری درگیری‌ها وجود دارد، باید از این بحران درس گرفت و به جای تمرکز بر اشتباهات گذشته، به دنبال ایجاد نظم جدیدی در منطقه بود.

بخش مهم یادداشت وزیرخارجه عمان در لوموند به نقد سیاستی اختصاص دارد که از سال ۱۹۷۹ میلادی به عنوان پایه امنیت خلیج فارس شناخته شده است؛ سیاست مهار ایران.

او می‌گوید این دیدگاه بر این فرض استوار بود که ایران یک تهدید وجودی برای کشورهای عربی خلیج فارس و منافع غرب است، اما جنگ اخیر نشان داد این فرضیه اشتباه بوده است.

به نوشته او، دهه‌ها هزینه‌های عظیم نظامی، افزایش پایگاه‌های آمریکا در منطقه و حضور نظامی خارجی، با وجود هزینه‌های بسیار بالا، امنیت واقعی و پایدار ایجاد نکرده است.

از نگاه وزیر خارجه عمان، تلاش برای ایجاد امنیت از طریق حذف یا منزوی کردن یک کشور، نتیجه‌ای جز افزایش بی‌ثباتی ندارد.

آقای بوسعیدی پیشنهاد می‌کند که منطقه به سمت یک چارچوب امنیتی جدید حرکت کند؛ چارچوبی که بر همکاری، گفت‌وگو و مشارکت همه کشورهای منطقه استوار باشد.

وزیرخارجه عمان که دست کم در دو دهه گذشته، کشور او میانجی اصلی رد و بدل شدن پیغام ها و مذاکرات میان تهران و واشنگتن بوده در یادداشت خود تاکید می‌کند که هشت کشور ساحلی خلیج فارس، شامل ایران، عراق، عمان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین، همگی منافع حیاتی مشترکی در امنیت این منطقه دارند و هیچ نظام امنیتی پایداری نمی‌تواند یکی از این کشورها را کنار بگذارد.

از دید او امنیت منطقه باید به جای «مهار یک طرف»، بر «مشارکت همه طرف‌ها» بنا شود.

برگرفته از «بی بی سی»  ٢۴ تیر ماه ١۴٠۵ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم. برجسته نمایی های بوم از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

٢ ـ چنانچه اَروسکان نمایشی جلوی پرده ی امپریالیست ها از آن میان، لات بی همه چیز «یانکی» بدرستی درنیابند، برآورد کنندگانی ویژه کار در پشت پرده نیک می دانند و همه ی کوشش خود را بکار گرفته و می گیرند تا روند سرنگونی را با ترفندهای گوناگون و از آن میان، خزیدن بزیر پوست جنبش فراگیر توده ای که هم اکنون نیز نشانه های آن بخوبی دیده می شود، بدست گرفته، نگذارند نیروهای راستین چپ مهار کار و کارزار را در چنگ خود گیرند. درست به همین شوند است که از سویی خواهانِ سرِ پا نگه داشتن رژیمی که دیگر به تیزی بند است، هستند و از سوی دیگر به هرج و مرج دامن زده و در چارچوبی دلخواه به آن میدان می دهند؛ زیرا از تراز فزاینده ی آگاهی دربرگیرنده (عمومی) ی کارگران و زحمتکشان که در سال های کنونی بکوشش جانبازانه و دلاورانه ی کنشگران سیاسی و هازمانی بر آن بسی افزوده شده بخوبی آگاهند.

یرگرفته از یادداشتِ «گوشزدی بایسته به لات بی همه چیز ꞌیانکیꞌ و دَم و دستگاه اهریمنی اش»  ب. الف. بزرگمهر   چهارم اردی بهشت ماه ۱۴۰۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/04/blog-post_46.html

٣ ـ ... با همه ی آنچه درباره ی چرایی سر به نیست شدن آن «مجاهد اکبر»* بدست «عزراییل» در تهران و بالا گرفتنِ جنگِ هم اکنون همچنان زبانی و کُرکُری خواندن های جَک و جانوران دست اندر کار دزدان اسلام پیشه ی ننگ ایران و ایرانی بر زبانِ بسیاری از برآوردکنندگانِ بیش تر بیمایه آمده، برجسته ترین شَوَندِ آن تبهکاری از دید من بسیار بیجا با پیش زمینه های نه چندان کمِ انگولک های اسلام پیشگان به یاری مزدوران و نانخورهای شان در پلستین و لبنان و عراق و جاهای دیگر، نیاز هر دو رژیم فرومایه و درمانده در گشودن گره دشواری های بزرگ اختسادی ـ هازمانی در هر دو کشور به جنگ یا باریک تر: افزایش تنش ها برای آفرینش فراخنای جنگی و ترساندن و به واپس نشاندن توده های مردم ناخشنود و بجان آمده ی ایران و «عزراییل» است؛ بن بستی که از توان فرارویی به جنگی راستین برخوردار بوده و نیروهای پیشرو در هر دو کشور باید برای جلوگیری از آن، افزون بر رسوا نمودن چنین سیاست تبهکارانه ای که امپریالیست ها بسرکردگی «یانکی» ها چشم امید به آن دارند، بجان بکوشند و دست پلیدشان را رو کنند.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ امرداد ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/08/blog-post_11.html

* کارچاق کنی به نام «اسماییل هنیه»؛ بنگرید به یادداشتِ «مشنگ های خوار ننگ ایران و ایرانی، هر بار سیلی جانانه ای نوش جان می کنند ـ بازپخشش» ب. الف. بزرگمهر   ۱۵ امرداد ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/08/blog-post_88.html

پی افزوده:

چنین بدیده می آید که نویسنده یا کسی یا کسانی که این بوم را به پارسی برگردانده اند، مانش های «ایران» و دیگر رژیم های پوشالی یا ابزارِ دست کشورهای امپریالیستی را بگونه ای ناشایست و ناروا با هم  درآمیخته ان که خواه ناخواه سایه روشن هایی گمراه کننده پدید می آورد.

ب. الف. بزرگمهر  ٢۶ تیر ماه ١۴٠۵

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!