«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ دی ۱۱, سه‌شنبه

شما کژ می نشینید تا راست بگوزید و گناه آن را بگردن این یا آن استان بیفکنید

زمینه سازی و جای پایی برای فرار از پاسخگویی به ندانمکاری ها و تبهکاری های پیشِ رو

می گوید: ما کردها کژ می نشینیم؛ ولی راست حرف می زنیم (ویدئوی پیوست)؛* و من بی درنگ با خود می اندیشم: کردها بله؛ ولی شما کژ می نشینید تا راست بگوزید و گناه آن را هم بگردن مردم این یا آن استان افکنده و دست بالا که گند کار بیش تر در آمد، یک پس گردنی نمایشی به استاندارِ «خودیِ» پر و بال یافته به جایگاه «مِهتَر جمهور استان» خواهید زد تا به پندار خود کار را ماسمالی نموده، روی گند و گه بالا آمده ماله بکشید:
زمینه سازی و جای پایی برای فرار از پاسخگویی به ندانمکاری ها، دله دزدی ها و تبهکاری های در پیش برای خرموش هایی نوپا که در سنجش با کلان خرموش ها دست شان به کم تر جایی بند است و چون برخی «ساتراپ» های دوران باستان یا بدتر از آن ها ایلخانان خرد و کلان سده های میانی ناگزیر به کشیدن شیره ی بیش تری از جان توده های مردم و چپاول باز هم گسترده تر خاستگاه های استان خویش شوند؛ پاسخ به پرسشی درونی که چرا به استان ها بند کرده اند و اینک رویهمرفته روشن شد.

آن هنگام که نخستین گفتگو و ستیزه ی ساخته و پرداخته ی رسانه ای با آن مردک نادان: جلیلی را دیدم، واژه ی چاچولباز (شارلاتان) بذهنم دوید؛ ولی در کاربردِ آن دودل بودم. «ملیجک» نیز در پی آن آمد؛ بی هیچ دودلی و شد: «ملیجک چاچولباز» (یا چاچول زبان): فرنامی سزاوار این یکی تا ببینیم ...

ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ دی ماه ۱۴۰۳

* راستی در کردستان چه نامی روی کردهای مزدور رژیم دزدان اسلام پیشه نهاده بودند؟ بگمانم «جاش»، اگر درست به یاد داشته باشم. در سنندج و پیرامون آن بچشم و گوش خود شنیدم و دیدم توده ی مردم در کوچه و بازار شهر و یکی دو روستای دور و بر درباره ی آن ها می گفتند و با چه بیزاری  به آن ها می نگریستند.  ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ دی ماه ۱۴۰۳ 

***

حسین زاده، دستیار مهتر جمهور در زمینه ی گسترش روستایی و سامان های بی بهره ی کشور: «نباید یک ثانیه پروژه‌هایی که دولت چهاردهم شروع می‌کند، عقب بیفتد؛ چراکه مبنای کار این دولت صداقت و عمل به وعده‌هاست»

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ششم دی ماه ۱۴۰۳ (با ویرایش و پارسی نویسی درخورِ نخستین گزاره از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

ویدئوی پیوست: شما کژ می نشینید تا راست بگوزید و گناه آن را بگردن این یا آن استان بیفکنید



درس ساده زیستی به پاپ با آبگوشت بُزباش! ـ بازپخشش

زیر عنوان «دعوت رسمی احمدی نژاد از پاپ: به ایران بیایید» از روزنامه ای نقل کرده که:
«رییس جمهوری اسلامی ایران در این دعوت نامه رسمی و مکتوب از پاپ خواسته است در راستای تقویت گفتگوی بین ادیان و مسلمانان و مسیحیان از ایران دیدار کند» از «گوگل پلاس»

می نویسم:
نه! دعوتش کرده، ساده زیستی یادش بده! باهاش مثل اوومورالس و چاوز سر سفره ی فقیرانه بشینه، آبگوشت بزباش به خوردش بده؛ خبرنگارا هم چپ و راست عکس بندازن، بزنن تو روزنامه ها!

پدر مردم و درآوردن این ساده زیست های دروغگو و فریبکار!

ب. الف. بزرگمهر   ١٢ دی ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/01/blog-post_962.html

پی افزوده:

یادم افتاد که آبگوشت بُزباش هم دیگر آنچنان فقیرانه نیست!   ب. الف. بزرگمهر

سگ تان را هم اگر همراه آورده بودید ...

سگ تان را هم اگر همراه آورده بودید، همینگونه چون بُزِ اَخوَش برایش سر می جنباندیم* تا ما را به یک واغ یا زوزه ای از جان و دل مهمان کند؛ می گویید نه، از نماینده ی سیاسی مان در اینجا و خانه زاد خودتان بپرسید تا برای تان بگوید.

از زبان آن مرده ای قجری از گور برخاسته و به پابوس آمده:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ دی ماه ۱۴۰۳

* گفتگوی وزیر «صمت» با پوتین در گوشه ای از «همایش باهماد اختسادی اوراسیا» (اتحادیه اقتصادی اوراسیا)

اَتابک [مرده ای قجری از گور برخاسته؟] در گوشه ای از (حاشیه) «همایش باهماد اختسادی اوراسیا» (اجلاس اتحادیه اقتصادی اوراسیا) در سن‌پترزبورگ با ولادیمیر پوتین، مِهتَر ‌جمهور روسیه دیدار و درباره ی گسترش (توسعه) همکاری‌ها در کالبد (قالب)آن باهماد گفتگویی دوسویه (دوجانبه) داشت.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ششم دی ماه ۱۴۰۳ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

ویدئوی پیوست:  سگ تان را هم اگر همراه آورده بودید


به پسر به این نازنینی می آید آدمکش باشد؟

می بینید چه پسرِ تَرگل وَرگلی است؟ به پسر به این نازنینی می آید آدمکش باشد؟ «نَمالیا» بمیرد، من که باور نمی کنم.

از زبان لات بی همه چیز «یانکی»:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ دی ماه ۱۴۰۳



۱۴۰۳ دی ۱۰, دوشنبه

قوچعلی! برو کار میکن مگو چیست کار

قوچعلی ببین؛ این ها گفته های مهتر خیمه و خرگاه تان در «نشست توسعه عدالت در فضای آموزشی با مشارکت مردم» است:
«الان که رئیس جمهور هستم هم حاضرم کارگری کنم و افتخار می‌کنم که این کار را انجام دهم. اینطور نیست که بگویم شما کار کنید و ما بعد می‌آییم؛ اول خودم می‌روم؛ شما هم بیایید.» (برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا» ششم دی ماه ۱۴۰۳)

آن کون گنده را بلند کن و پیشگام شو تا سرمشقی برای دیگر خرموش های ریز و درشت پروار شده باشد. برای شکم صاحب مرده ات هم خوب است؛ آسوده تر می رینی و بدرد یبوست ناصرالدین شاهی که تنقیه شدن را هم خوش نداشت، دچار نمی شوی. وخی! وخی! «برو کار میکن، مگو چیست کار»! بهتر از تمرگیدن و شکم پر کردن و توی سر خود زدن است؛ هم اکنون، کسی تلنگری هم به تو نخواهد زد؛ تنها باید کمی بیش تر هوای کونت را داشته باشی که انگشت کسی خدای نکرده راهی آنجا نشود؛ «دشمنان» هر جای سوداگران و مفتخواران را نشانه گرفته باشند، تو باید هوای همین یکجا را داشته باشی. افزون بر این، نه بالاتر از سواد آخوندی ناچیزت سخن بگو و نه پا در جای پای کارپردازِ کاردپزشک پرچانه بگذار. وخی! وخی!

ب. الف. بزرگمهر   دهم دی ماه ۱۴۰۳

حسن خمینی: خدا نکند پرچم بیفتد! آنگاه رفقای دیروز هم سنگ می‌زنند

حسن خمینی در دیدار شورای مرکزی حزب موتلفه:
خدا نکند پرچم بیفتد! آنگاه رفقای دیروز هم سنگ می‌زنند. در این شرایط چه باید کرد؟!

نباید به دروغ بگوییم وضع خوب است؛ اما باید بگوییم ما می توانیم از این وضعیت پله‌ای برای حرکت رو به جلو بسازیم؛ هزار مشکل داشته ایم، اما می توانیم. امروز مهم ترین نقطه هدف در ملت ما امید است. اگر امید ما [را] بکشند، ما مرده ایم. هر ملتی با امید زنده است. در طول یک مسیر، عصبانیت و ناراحتی هست؛ اما انسان سریعا باید توانایی خود را بازآفرینی کند. دشمنان امید مردم را هدف گرفته اند؛ اما در عین حال بر اشتباهات هم نباید چشم بست. اشتباه حکومت های حزبی در شوروی کمونیستی همین نقطه بود که اشتباهات خود را توجیه می کردند. کسانی که در سطح ملی یا حزبی کار جمعی می کنند، نباید بر روش ها اصرار کنند. روش ها ممکن است اشتباه باشد؛ فقط آرمان هاست که تغییر نمی‌کند. باید از مجموعه خرد جمعی کشور استفاده کرد تا این حرکت تداوم یابد.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ششم دی ماه ۱۴۰۳

تا حق خود نگیریم، واپس نمی نشینیم!

درود بر شما که هنوز تاژهایی از گل های سرسبز بهاری بر سر دارید

کم و بیش هر روز چگونگی روند پرخاش های خیابانی رسته های گوناگون کارگران و دیگر زحمتکشان بویژه آن ها که زبانزدِ «دود از کُنده برمی خیزد» را در گفتار و کردار سرسختانه ی خویش سبز کرده اند، پی می گیرم؛ آماج سخنم بگمانم روشن باشد: زنان و مردانی چون خودم پا به سن نهاده و بازنشسته که بیش از همه یَخِه ی رژیم تبهکار و ایران بربادده ای خرموش پرور را گرفته و می گیرند؛ امروز به آرنگِ زیر که در یکی از گردهمایی های بازنشستگان اهواز سر داده شده، برخوردم که خرسندیم را برانگیخت:
«تا حق خود نگیریم    عقب نمی نشینیم» آرنگی نیرومند و سرسختانه که ناخودآگاه آرنگِ نه چندان خوشایندِ «عزا عزاست امروز ، روز عزاست امروز ، جامعه ی کارگری رو به فناست امروز» که چندی پیش از سوی گروهی از کارگران نفت و گاز جنوب سر داده شده بود را به یادم آورد و با خود گفتم:
اینگونه باید گفت؛ اینگونه باید ایستاد، اینگونه باید بود ... با همه ی فشار جانفرسا و خردکننده ای که بی هیچ گمان و گفتگو برای این گروه از جوانان پا به سن نهاده که هنوز تاژهایی از گل های سرسبز بهاری بر سر دارند،۱ سنگین تر از آن گروه رویهمرفته جوانی است که در آن ویدئو دیده می شد؛۲ گرچه خرده ای نیز بر آن ها نمی گیرم و نمی توانم بگیرم. هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...

ب. الف. بزرگمهر   دهم دی ماه ۱۴۰۳

پی نوشت: 

۱ ـ برگرفته از سروده ای زیبا از «آلفونس دُ لامارتین»:
... درختانی که هنوز تاژهایی از گل های سرسبز بهاری بر سر دارید

۲ ـ گنجانده شده در یادداشت زیر:
«یکباره بگو تا خرخره در مرداب فرورفته ایم و خودت را آسوده کن!»  ب. الف. بزرگمهر   سوم دی ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/12/blog-post_76.html

دور از ذهن نیست که برادران مکتبی نیز پیشاب خویش را بر آن افزوده باشند ...

دور از ذهن نیست که برادران مکتبی نیز پیشاب خویش را بر آن افزوده باشند* تا فرآوری سوخت بحول قوه ی الهی هر چه بیش تر افزایش یابد.

ب. الف. بزرگمهر   دهم دی ماه ۱۴۰۳

* برای افزایش تولید سوخت، کیفیت آن را کاهش دادند

محسن قدیری، مدیرعامل اسبق پالایشگاه اصفهان:
کاهش کیفیت سوخت به دلیل افزایش تولید است؛ در واقع دولت مقصر اصلی آلودگی هواست؛ زیرا در پالایشگاه‌ها شاهد تولید بنزین با اکتان ۸۶ هستیم و در حال حاضر، شاهد افزودن نفت سفید به گازوئیل برای افزایش میزان سوخت تولیدی هستیم.

برگرفته از «تلگرام»   دهم دی ماه ۱۴۰۳

ویدئوی پیوست: دور از ذهن نیست که برادران مکتبی نیز پیشاب خویش را بر آن افزوده باشند



پرسشی موشکافانه

علت و معلول تورم      

بزودی مذاکرات دستمزد شروع خواهد شد و‌ مثل هر سال چپ و راست می گویند، افزایش مزد علت‌ و عامل تورم است؛ یعنی معتقدند که افزایش مزد منجر به تحریک تقاضا می‌شود و تحریک تقاضا باعث افزایش قیمت‌ها؛ اما همین ها در اعتراض به مالیات بر عایدی سرمایه می‌گویند، افزایش سرسام‌آور قیمت ملک معلول تورم است. چطوری است که ۷۵٪ تقاضای غیرمصرفی و سرمایه‌ای در بازار املاک و مستغلات باعث افزایش قیمت‌ها نمی‌شود، ولی اگر کارگری یک کیلو گوشت یا یک قالب پنیر اضافه‌تر بخرد، عامل تورم است؟

مزدی که به اندازه نصف سبد معیشت شده، چطور عامل تورم است؛ اما سوداگری املاک و مستغلات معلول تورم؟

محسن فرخ نام

 برگرفته از «تلگرام»   دهم دی ماه ۱۴۰۳

دانسته از ویرایش و پارسی نویسی آن خودداری ورزیده و به ویرایشی اندک در نشانه گذاری ها بسنده نمودم. برنام بوم نیز از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر   دهم دی ماه ۱۴۰۳  

۱۴۰۳ دی ۹, یکشنبه

مگر نمی بینی برادرِ گوسپندت از همان آب می آشامد؟! ـ بازپخشش

آهای کُرّه بز بیا پایین ببینم! شکمت سیر شده، آب دیده و می خواهی بشاشی؟ مگر نمی بینی برادرِ گوسپندت از همان آب می آشامد؟!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۸ آبان ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/11/blog-post_76.html



اگر بدانیم حساب و کتابی هست، دروغ سر هم نمی کنیم

«اگر بدانیم که حساب و کتابی هست، خیلی از کارها را نمی‌کنیم؛»* از همه برجسته تر که مادر هر گونه بیماری و تبهکاری است، دروغ نمی گوییم. ما باید در این زمینه، رهبر عظیم الشأن را نمونه و سرمشق بگیریم:
آیا تاکنون دیده اید، یک دروغ از دهان مبارک و میمون شان بیرون آمده باشد؟ نه والله! ما که بگوش مان نخورده است.

دنباله ی پرچانگی از زبان «ملیجک» یا همانا «جناب نهج البلاغه»:  ب. الف. بزرگمهر   نهم دی ماه ۱۴۰۳

... و یک پرسش از «جناب نهج البلاغه»:
می توانی دستکم برای خود روشن کنی و چنانچه دل آن را داشته باشی، بر زبان بیاوری که بسیاری از نیروهای با گرایش چپ کشورمان از گذشته ای دور تاکنون بویژه دوران پیشرفت های تاریخی در همه ی زمینه ها برهبری حزب توده ایران از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ خورشیدی با آنکه به حساب و کتابی آن جهانی نیز باور نداشتند بگونه ای نسنجیدنی با اسلام پناهان ـ و در اینجا آماج سخنم توده های مردم دیندار با باورهای پاک و بی آلایش شان نیست ـ دست و دل پاکیزه تر بودند؟ آدم هایی پاکیزه و بیدار که پندار نیک را به گفتار نیک آورده و بکرداری نبک می رساندند. امیدوارم که نگویی: نه، چنین نیست؛ نمودها و گواهی های بیشماری، حتا از زبان کسانی ناهمداستان با راه و روش آن ها هست؛ و چنانچه  از دینداران راستین کهنسالی نیز که با آن ها برخورد داشته اند، بپرسی همین را خواهی شنید. آن ها نه آماج های سودجویانه در سر داشته و دارند؛ نه چپ و راست دروغ بافته و می بافند؛ نه فریب و نیرنگی در کارشان بود و هست.

رژیم پلیدی که تو کارپرداز خیمه و خرگاهش هستی با آن ها چه کرد و چه به روز میلیون ها توده ی مردمی که انقلاب توده ای و هنوز چادر گند و گه اسلام انگلیسی ـ آمریکایی روی سرش گرانبار نشده، روی دوش آن ها به پیروزی سیاسی رسید، آورد؟ گفته ای به مردم ـ کدام گونه اش بماند ـ دروغ نخواهی گفت؛ ولی آیا رنگ و روغن زدن به رژیمی دزدسالار و کوشش برای بزک کردن چهره ی پلید و ننگینش، خود دروغ و فریبی بزرگ نیست؟

ب. الف. بزرگمهر   نهم دی ماه ۱۴۰۳

* امکان ندارد بر اساس عدالت و انصاف برخورد کنیم و مردم از ما دور شوند

رئیس جمهور در سی‌ویکمین اجلاس سراسری نماز:
ـ نسل جوان حرف را ما امر و نهی نمی‌پذیرد و می‌خواهد بفهمد که ما چرا این کار را انجام می‌دهیم.

ـ من با اعتقاد است که این حرف‌ها را می‌زنم؛ نه برای اینکه در روز قیامت ثوابی به من بدهند یا نه. نماز باید در لحظه لحظه زندگی جاری و ساری شود؛ برای زندگی و امروز کاربرد دارد.

ـ اگر بدانیم که حساب و کتابی هست، خیلی از کارها را نمی‌کنیم.

ـ امیدوارم که خداوند کمک کند تا زبانی گویاتر، معنی‌دارتر و مفهومی بلندتر پیدا کنیم برای گفتگو با نسل جوان که این روزها به سادگی حرف‌های ما را قبول ندارند.

ـ اقامه نماز یعنی پیاده کردن آن چیزهایی که خداوند در قرآن فرموده و ما وظیفه داریم آنرا برپا کنیم.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  پنجم دی ماه ۱۴۰۳ (با اندک ویرایش درخور تنها در نشانه گذاری ها از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

 

ویدئوی پیوست: اگر بدانیم حساب و کتابی هست، دروغ سر هم نمی کنیم



علوم انسانی در کشور به‌روز نیست؛ علوم حیوانی چرا ...

«علوم انسانی در کشور به‌روز نیست؛»* علوم حیوانی چرا و از بروز بودن فراتر رفته و آینده را نیز دربرمی گیرد. همینکه «ما همچنان در پی امور منسوخ شده حرکت می‌کنیم»،* خود گویای این هستینگیِ تلخ است.

ب. الف. بزرگمهر   نهم دی ماه ۱۴۰۳

* وزیر علوم: علوم انسانی در کشور به‌روز نیست

وزیر [جانِ ننه اش:] «علوم، تحقیقات و فناوری» گفت:
علوم انسانی در کشور به‌روز نیست؛ بسیاری از نظریه‌ها در این حوزه منسوخ شده‌اند؛ ولی ما همچنان در پی امور منسوخ شده حرکت می‌کنیم.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  سوم دی ماه ۱۴۰۳

زنان نباید با نوای بلند بگوزند؛ علی الخصوص چنانچه آهنگین باشد ...

فرمان هنوز در نشده ی رهبر:
زنان نباید با نوای بلند بگوزند؛ علی الخصوص چنانچه آهنگین باشد و خدای نکرده، مرد همسایه را حالی به حالی کند. چُرت الله هم پاره می شود.

ب. الف. بزرگمهر   نهم دی ماه ۱۴۰۳

فرمان رهبر طالبان در مورد احداث پنجره ساختمان‌ها: زنان نباید دیده شوند

هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، روز شنبه هشتم دی در یک فرمان ۵ ماده‌ای در مورد نحوه‌ کار گذاشته شدن پنجره در ساختمان‌ها گفت که زنان هنگام آشپزی و نشست و برخاست نباید از پنجره‌ خانه‌ همسایه دیده شوند.

در ماده‌ نخست فرمان هبت‌الله آخوندزاده آمده است که اگر شخصی می‌خواهد ساختمانی بسازد و به فاصله‌ یک راه از آن، ساختمان دیگری وجود دارد، این شخص نمی‌تواند «پنجره‌ ساختمانش را به سمت آشپزخانه، چاه آب و یا محلی که معمولا زنان می‌نشینند و دیده می‌شوند»، بگذارد.

رهبر طالبان در ماده‌ دوم فرمان خود گفته است که اگر کسی پنجره‌ خانه‌اش را به سمت خانه‌ همسایه گذاشته است، باید دیوار بلندی به اندازه‌ قد انسان در مقابل آن بسازد یا به نحوه دیگری «ضرر» را از همسایه دفع کند.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   نهم دی ماه ۱۴۰۳

آمدی نسازی ها! چچوری من جنسیتم را کنار بگذارم ...

آمدی نسازی ها! چچوری من جنسیتم را کنار بگذارم، وختی که درست پشت سرم یک قُلتَشَن* به ریسمان الهی چنگ زده و هِن و هِنَش را پشتِ گوشم می شنوم؟!

از زبان «خاله خان باجی نظام»: ب. الف. بزرگمهر   نهم دی ماه ۱۴۰۳

* کژذیسه شده ی آمیخته واژه ی «کولدوچن» (کول+دو+چند) به آرش آدمی چهارشانه (پیشنهاد از دید من نیز درست کاربری در یکی از واژه نامه ها) یا با اندک چشم پوشی: «گردن کلفت»

***

نعمت خدا یعنی اینکه قبایل و قومیت و جنسیت را کنار بگذاریم و همه به ریسمان الهی چنگ بزنیم.

از پرچانگی های «ملیجک نظام» در «نشست سراسری نماز در بجنورد»

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  پنجم دی ماه ۱۴۰۳

۱۴۰۳ دی ۸, شنبه

سازگاری واژگون

ـ آقای رییس چگونه در دوره ای کوتاه نرخ باسوادی تا این اندازه بالا رفت؟ آیا پیامد روی کار آمدن رییس جمهور کاردپزشک مان است؟

ـ سرراست نه! ولی شاید ناسرراست روی کار آمدن ایشان نیز تاثیر داشته است؛ ولی برجسته ترین شوند آن، نرخ مرگ و میر بالا در پا به سن نهاده ها و تنگدستی بیش ترشان نسبت به سایر گروه های اجتماعی است که هیچ جا به آن ها بخاطر بیسوادی کار نمی دهند و زودتر و با شمار بیش تری چون برگ خزان فرو ریخته و جان می سپارند. بدین سان، شمار بیسوادان در این دوره اگر بیش تر نشده باشد، کم تر نیز نشده است؛ ولی آمار باسوادها در «تناسبی معکوس» بالا رفته که به هر رو برای خشنودی خدا و مقام معظم رهبری باید آن را پیشرفت بشمار آورد.

ب. الف. بزرگمهر   هشتم دی ماه ۱۴۰۳ 

***

نرخ باسوادی در کشور ۹۶ درصد شد

رئیس سازمان نهضت سوادآموزی گفت: حدود ۹۶ درصد افراد در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال با سواد و ۴ درصد بی‌سواد هستند.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   دوم دی ماه ۱۴۰۳

آیا این سخنان و پوزش خواهی «ملیجک» برای فاتی تنبان می شود؟

بدون سمتگیری اختسادی ـ هازمانی درست و درمان، هر کار نیکی هم که به انجام برسانید، آب در هاون کوبیدن خواهد بود؟  

خاله خان باجی! خوب که چه؟۱ گیریم چنین باشد که می گویی؛ ولی آیا این سخنان و پوزش خواهی «ملیجک» که روشن نیست از کدام مردم پوزش خواسته، برای فاتی تنبان می شود؟ از مردمِ برق دزد دست اندر کار رمزارز بگو! از نفت گزافی که مردمی نفتخوار هر روز آن را بالا می کشند و کسی هم نمی تواند به آن ها بگوید بالای چشم تان ابروست بگو! از هزاران درد بی درمان، نانی که از سفره ی توده های میلیونی مردمی ناتوان شده پر کشیده، بگو! آیا کمی هم شده با خود اندیشیدید که بدون سمتگیری اختسادی ـ هازمانی درست و درمان، هر کار نیکی هم که به انجام برسانید، آب در هاون کوبیدن خواهد بود؟۲ نمونه ای از «نخستین گام در سمتگیری درست اختسادی ـ هازمانی بسود توده های مردم و نیرو گرفتن اختسادی ملی» پس از شکست رژیم راستگرای برزیل و دوباره روی کار آمدن «لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا» را نیز یادآور می شوم که نمی دانم کار را چگونه پیش برده و تا چه اندازه در پیگیری آن کامیاب بوده اند:
لولا جلوی خصوصی شدن شرکت های دولتی برزیل را گرفت.

تارنگاشت برزیلی «جی ۱» امروز گزارش داد که مِهتَرِ‌ جمهوری تازه بازگشته ی برزیل: «لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا» برنامه‌های فروش هشت کلان شرکت دولتی از آن میان «شرکت نفت پترولئو برازیلیرو»، بیش تر نامور به «پتروبراس» را از میان برداشت. کنار نهادن شرکت های دولتی از سیاهه ی فروش دارایی های دولتی (دستپخت دولت راستگرا و تبهکار پیشین)، یکی از نخستین کارهای وی بشمار می آید. وی گفت:
«بانک های دولتی و شرکت های نفتی بزرگ مانند پتروبراس نخشی کلیدی" در چرخه اختسادی تازه بر دوش خواهند داشت.»۳ (بنیاد داده ها برگرفته از «آرتی»  ۱۳ دی ماه ۱۴۰۱)

نکته ی برجسته ی دیگری را نیز برای «ملیجک» که چشم به آن سوی شاخاب پارس دارد و دیگرانی که همیشه مرغ همسایه برای شان غاز است و از آن میان، نمونه هایی چون مالزی چشم شان را گرفته و می پندارند که خواهند توانست به یاری «یانکی» ها، انگلیس و برخی دیگر کشورها همان راه رویش اختسادی را پی گیرند، یادآور می شوم که پیش تر نیز درباره ی آن نوشته ام:
در کشوری که انقلاب توده ای بسیار بزرگی در آن رخ داده، نمی توان چنان راه های رویشی بر بنیاد «رِفُرم» و بهبودهای اختسادی ـ هازمانی در چارچوب ساختار اختسادی دست نخورده ی پیشین را به پیش برد و به سرانجامی شایسته رساند؛ اگر چنین کاری شدنی بود، در همان دوره ی کارپردازی «اُم الفساد والمفسدین»: اکبر نوقی بهرمانی (نامور به نام ساختگی «هاشمی رفسنجانی») شده بود. این نیز بماند که نه جنان اختسادهایی، زمینه ی استواری برای پیشرفت در کشورهای خود پدید آورده و بخش بزرگی از آنچه درباره شان گفته شده و می شود، آوازه گری های رسانه های امپریالیستی و نوچه های آن بوده و همچنان هست؛ و نه در میهن بخت برگشته مان ـ تا اندازه ای به همان شَوَند ـ  پیشرفتی حتا در چارچوب رِفُرمیستی آن به انجام رسیده است.

اگر ریگی به کفش نداشته باشید، ملیجک بازی و چاچول زبانی را کنار می نهید و بزبان گوش آشنای خودتان، راست و حسینی با تبهکاری های گسترده ی اختسادی و سیاسی و اینا بزبان آن چلاغعلی نادان که در اینجا به آرش بسیاری چیزهای دیگر است به نبرد برمی خیزید یا چنانچه توان آن را ندارید، رُک و پوست کنده، هستینگی (واقعیت) آنچه می بینید را برای توده های انبوه مردم بازگفته، کناره می گیرید. به شما دستینه (امضاء) می دهم که همین توده ها که مشتی خرموش دستِکم شان می گیرند به اندازه ای از هوشمندی برخوردارند که کوچک ترین گام درست را می بینند و به پشتیبانی آن پا به میدان می نهند. دیگر خود دانید: این گوی و این میدان!

ب. الف. بزرگمهر   هشتم دی ماه ۱۴۰۳

پی نوشت:

۱ ـ مهاجرانی: پزشکیان نخستین رئیس جمهوری است که از مردم عذرخواهی کرد

سخنگوی دولت با اشاره به عذرخواهی رئیس دولت چهاردهم از مردم بخاطر ناترازی های انرژی در کشور، گفت: برای نخستین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران بود که دکتر پزشکیان به عنوان رئیس‌جمهور از مردم عذرخواهی کرد، این اتفاقی مهم و نشان از بزرگی درون آدمی است.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  سوم دی ماه ۱۴۰۳

۲ ـ «... سخن بر سر چشم و ابروی اقتصاد ایران نیست؛ سخن حتا بر سر دادن الگوی اقتصادی شایسته نیز در پله ی نخست نیست؛ سخن بر سر سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی است. نخست و پیش از هر کاری باید روشن نمود که به کدام سو باید سمتگیری نمود! آیا این سمتگیری، بسوی اقتصادی برنامه ریزی شده و هدفمند بسود زحمتکشان و توده های سترگ میلیونی مردم است یا تنها در چارچوب تنگ منافع سرمایه داری بازرگانی و دلالی و سوداگری است؟ باید حتا به گذشته برگشت و زمینه های اقتصادی ـ اجتماعی انقلاب را بررسی و بازبینی نمود. آیا راهی که بویژه از دوره ی ریاست جمهوری رفسنجانی به این سو پیش گرفته شد، همان سیاستی نیست که در دوره ی شاه گوربگورشده دنبال می شد؟ پاسخ آن بیگمان آری است و نیازی به اقتصاددان بودن نیز نیست که آن را دریابی. سپس باید از خود بپرسی، اگر چنین است، پس برای چه انقلاب شد؟! آیا تنها برای اینکه چادری به روی آنچه بود کشیده شود تا مثلن اسلامی شود؟! می بینید که اینگونه نیست. پس از پاسخ درست به این پرسش است که باید طرح های آمایش ملی ریخت؛ الگوی اقتصادی ساخت و ...؛ وگرنه همه ی ادعاها و حتا انتقادهایی که به خرده ریزها می پردازد و کار را برپایه علمی استوار نمی کند، راه به جایی نمی برد.»

برگرفته از یادداشتِ «سخن تنها بر سرِ خورد و بُرد سرمایه نیست؛ سخن بر سرِ خواری و سرافکندگی ملّی است!»  ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ فروردین ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/04/blog-post_4752.html

همچنین گنجانده شده در یادداشت زیر که «... برخی از دست اندرکاران آگاه تر را به اندیشیدن بیش تر وادارد تا شاید به چرایی بن بستِ راه پیموده شده، از آن میان به سپارش و دستورِ «صندوق جهانی پول» و «بانک جهانی» که کار را به روز و روزگار بیم برانگیز کنونی از هر سویه کشانده و پیگیری آن به فروپاشی ایران زمین و گسست پیوندهای تاریخی دیرینه ی خلق های باشنده در این آب و خاک خواهد انجامید، پی برده و اندیشناک شوند.»

«سخنانی نه چندان نادرست؛ ولی نارسا در چگونگی سمتگیری اختسادی ـ هازمانی»  ب. الف. بزرگمهر   سوم دی ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/12/blog-post_47.html

۳ ـ نخستین گام در سمتگیری درست اختسادی ـ هازمانی بسود توده های مردم و نیرو گرفتن اختسادی ملی برداشته شد؛ به پیش لولا! به پیش برزیل!

لولا جلوی خصوصی شدن شرکت های دولتی برزیل را گرفت.

تارنگاشت برزیلی «جی ۱» امروز گزارش داد که مِهتَرِ‌ جمهوری تازه بازگشته ی برزیل: «لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا» برنامه‌های فروش هشت کلان شرکت دولتی از آن میان «شرکت نفت پترولئو برازیلیرو»، بیش تر نامور به «پتروبراس» را از میان برداشت. کنار نهادن شرکت های دولتی از سیاهه ی فروش دارایی های دولتی (دستپخت دولت راستگرا و تبهکار پیشین)، یکی از نخستین کارهای وی بشمار می آید. وی گفت:
«بانک های دولتی و شرکت های نفتی بزرگ مانند پتروبراس نخشی کلیدی" در چرخه اختسادی تازه بر دوش خواهند داشت.» (بنیاد داده ها برگرفته از «آرتی»  ۱۳ دی ماه ۱۴۰۱)

ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ دی ماه ۱۴۰۱

https://www.behzadbozorgmehr.com/2023/01/blog-post_68.html

... خوراک نیمروز لایه های کم درآمد اجتماعی در شهرها بود، بیشرف! ـ بازپخشش

در گذشته ای دورتر، خوراک نیمروز لایه های کم درآمد اجتماعی در شهرها بود، بیشرف!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/07/blog-post_31.html

برای سنگ به شیطان زدن به مکه نرو ... ـ بازپخشش

روی سخن آن زنده یاد با تو ملیجکِ «نهج البلاغه» خوان هم بود و همچنان هست؛ آوای وی همچنان در هوا خیز بر می دارد و کسی چه می داند، شاید روانِ شادابش پیرامون تان گاهی بال می زند:
«برای اینکه به یک پست خوبتر برسی
ملاک،
حفظ دو تا سوره با روانخوانیست»

ب. الف. بزرگمهر   هشتم دی ماه ۱۴۰۳ 

***

 دلش خوش است که این شهر، شهر قرآنیست
و دین مردم این منطقه، مسلمانیست

توریست خیزترین جای زمين، خاك ایران است
که میزبان پناهندگان افغانیست

نمازخانه فراوان، نمازخوان اندک
تعجب من از این داغ های پیشانی است

سرایدار اداره لیسانس تاریخ است
رییس، دیپلمه از رشته های غیرِ انسانیست

برای اینکه به یک پست خوبتر برسی
ملاک، حفظ دو تا سوره با روانخوانیست

و طرحهای زمین خورده، علّتش این است
که کاراکثر مسوول ها سخنرانیست

دوباره حاج فلانی به مکه خواهد رفت
علاج پول اضافیش، مکه درمانیست

همیشه مثل گداها لباس می پوشد
برای اینکه بگوید که وضع بحرانیست

اگرچه خانه اش از بافت های فرسودست
ولی برای حسینیه ساختن، بانیست

برای سنگ به شیطان زدن به مکه نرو
بزن به آینه با سنگ، سنگ مجانيست ...

زنده یاد سيمين بهبهانى

از «گوگل پلاس». برنام را از متن سروده برگزیده ام.    ب. الف. بزرگمهر

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/10/blog-post_66.html

دور بر ندار عمو جان! ـ بازپخشش

دور بر ندار عمو جان! راه دوری نخواهی رفت ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/09/blog-post_70.html



۱۴۰۳ دی ۷, جمعه

مردم به آرش سوداگران هست و نیست توده های مردم ایران

آماج گفته های این گماشته ی خیمه و خرگاه نظام ایلخانی پوشالی و بی در و پیکر از بر زبان راندن واژه ی «مردم» روشن است: سوداگران هست و نیست توده های مردم ایران*

نیک می داند که روزگار آن ها نیز که همچنان سرگرم چاپیدن ایرانند، چندان خوش نیست و بیم برچیده شدن سفره ای گسترده و از دست دادن سرمایه هایی اینجا و آنجا نگران شان نموده است.

ب. الف. بزرگمهر   هفتم دی ماه ۱۴۰۳

* مهتر دستگاه قضایی: دشمن به شدت دنبال ایجاد ناامنی روانی است.

ـ دشمن به شدت دنبال ایجاد ناامنی روانی است و دروغ‌پردازی می‌کند. جلوی هرگونه ناامنی را بگیرید تا مشکلاتی برای مردم پیش نیاید.

ـ نهایت همکاری را با دولت خواهیم داشت.

ـ دولت به نحوی تدبیر کند که مردم کمتر آسیب ببینند.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   سوم دی ماه ۱۴۰۳

ویدئوی پیوست: مردم به آرش سوداگران هست و نیست توده های مردم ایران



شادی کودکانه

ویدئوی پیوست (برگرفته از «تلگرام»): شادی کودکانه



آقا صد رحمت به گاو همسایه مان در غیاث آباد ...

«آقا خدا کمرمان را دو نیم کند، اگر قصد بدی داشته باشیم؛ ما در غیاث آباد یک همولایتی داشتیم با چند سر عائله ی قد و نیمقد که دار و ندارشان از دنیا یک گاو بود. این زبان بسته که وخت شیردوشی پنداری گِلونش را بیش از اندازه فشار می دادند، همیشه ی خدا ماغ می کشید؛ ماغ هایی سوزناک که دل بنی آدم را کباب می کرد. اَخوی سرهنگ شما این جوانک نوخط را که نشانم داد، یاد آن زبان بسته افتادم؛ من عربی آنقدر نمی فهمم که چه می گفت؛ فقط از آخوندی که آن بالا نشسته بود و حبیبی حسینی که گفت، ملتفت شدم که تعزیه امام حسین علیه السلام است. داشت گریه مان می گرفت که وسط نوحه بیلاخی برای بنده خدایی پشت سرش کشید! گفتیم آی بابام هِی، این را از کجا پیدا کرده اند؟! آقا صد رحمت به گاو همسایه مان در غیاث آباد ...

از زبان «مش قاسم» رو به «دایی جان ناپلئون»:  ب. الف. بزرگمهر   هفتم دی ماه ۱۴۰۳ 

***

طنین نوای «حسین علیه‌السلام» در حسینیه امام خمینی (ره(

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  دوم دی ماه ۱۴۰۳

ویدئوی پیوست: آقا صد رحمت به گاو همسایه مان در غیاث آباد



کاش من هم یک آفتابه داشتم ... ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر    سوم اسپند ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/02/blog-post_46.html



۱۴۰۳ دی ۶, پنجشنبه

کاری شرافتمندانه، دستکم بهتر از پرچانگی

این عاغای شما چند انگشتر دارد که به همه از کودک شیرخواره گرفته تا پیرمرد بی دندان، انگشتر پیشکش می کند؟* خدا عمرشان بدهد؛ اگر جای ایشان بودم، یک فروشگاه انگشترفروشی و اینا باز می کردم و به هر کور و کچلی انگشتر می فروختم؛ کاری شرافتمندانه، دستکم بهتر از پرچانگی!

از زبان آن سررایزن کشور همسایه:  ب. الف. بزرگمهر   ششم دی ماه ۱۴۰۳

* هدیه رهبر معظم انقلاب به سرکنسول عراق در کرمانشاه

انگشتر رهبر معظم انقلاب توسط نماینده ولی‌فقیه در استان به سرکنسول کشور عراق در کرمانشاه اهدا شد.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  دوم دی ماه ۱۴۰۳

ویدئوی پیوست: کاری شرافتمندانه، دستکم بهتر از پرچانگی



آیا همچنان بهانه ای دیگر در سر می پرورانید؟

می بینید؟! ما اینجا نه تنها به زیارتگاهِ آن بانو دست درازی نکردیم که گروهی را نیز برای پاسداری از آن بکار گماشتیم.* پیش از این نیز چنین کارهایی از برادران ما سر نزده و پاسداران شما به هر شَوَندی که نمی دانیم، مَتّه به خشخاش نهاده و کار خود را بیش از اندازه بزرگ نشان می دادند. چه خوب شد که گورشان را از اینجا گم کردند. آیا همچنان بهانه ای دیگر در سر می پرورانید؟

از زبان آن تروریستِ بتازگی آراسته به فُکُل کراوات:  ب. الف. بزرگمهر   ششم دی ماه ۱۴۰۳

* روزنامه «رأی الیوم» از دستور فرمانده گروه دشمن به جنگ ابزار آراسته ی «هیأت تحریرالشام» به یک گروه امنیتی برای پاسداری از زیارتگاهِ حضرت زینب (س) در دمشق آگاهی رساند.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  یکم دی ماه ۱۴۰۳ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

برادران ما هوای چشم تا چال زنان ایران اسلامی را دارند

آفرین بر شما!* همینجوری که جلو بروید، انشاء الله «روز زن اسلامی نوین» هم در برابر «روز زن اجنبی» خواهیم داشت؛ خودمان هم از این پس با خانم والده در مجامع عمومی ظاهر خواهیم شد تا «جامعه منحوس و منفور جهانی» بچشم خود ببینند همه ی آن حرف ها و حدیث ها درباره ی نشانه گیری چشم و چال زنان و اینا غلط اندر غلط بوده و بدانند که برادران ما هوایِ چشم تا چال زنان ایران اسلامی را دارند.

از زبان «کیر خر نظامِ خرموش پرور»:  ب. الف. بزرگمهر   ششم دی ماه ۱۴۰۳

* فرود پرواز «ایران بانو» با ۱۱۰ زن نخبه ایرانی در مشهد

پرواز «ایران بانو» با ۱۱۰ زن نخبه ایرانی و به خلبانی «شهرزاد شمس» نخستین بانوی خلبان ایران امروز (یکشنبه) در فرودگاه جهانی هاشمی‌نژاد مشهد به زمین نشست.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  دوم دی ماه ۱۴۰۳

ویدئوی پیوست: برادران ما هوای چشم تا چال زنان ایران اسلامی را دارند



یکی از آیه های گمشده از کتابی هوایی ـ بازپخشش

... و خدا از برای تو آتش هایی فراهم خواهد نمود سوزان تر از آتش سینما رکس و پیپت* را آنچنان چاق خواهد کرد تا بی هیچ حرف مفتی، ذوق زده به دیدارش رهسپار شوی؛ و خدا بر همه کاری تواناست.

یکی از آیه های گمشده از کتابی هوایی

ب. الف. بزرگمهر   چهارم اردی بهشت ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/04/blog-post_107.html

* در این مورد بجای چپق!



فیل پیروزی را هوا کنید! ولی، تنبان بند دررفته ی خود را نیز سفت و سخت بچسبید ـ بازپخشش

شرم تان نشود! فیل را هوا کنید و با دورقابچین ها و کاسه لیسان پیرامون خود، جشن به اصطلاح هسته ای بگیرید! ولی، اگر می پندارید که این توافق، پایوری بیش تری برای تان به همراه می آورد، کور خوانده اید! از این ستون به آن ستون پریدن نیز تا ابد پایدار نخواهد بود و سرانجام در گندابی که برای خود و توده های مردم ایران پدید آورده اید، سرنگون و خفه خواهید شد.

ب. الف. بزرگمهر    دوم آذر ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/11/blog-post_91.html

زیرنویس تصویر:

اسب چهره (رو به «سید از خر جسته»):
این آقای شما باید آدم جالبی باشد. ما که همه ی توافق های مان را کرده و قرارمان همین دوشنبه بود که توافق را نه در جزییاتی که ممکن است برای ایشان ناراحت کننده باشد، ولی در کلیات خود اعلام کنیم. برای چه از شما خواسته که هرجور شده چند روز دیگر گفتگوها را کش بدهید؟! خوب! به این چه باید گفت؟ پا از دایره قرمز بیرون نهادن؟! مگر تفاوتی در اصل قرارداد می کند؟

«سید از خر جسته»، با شرمندگی لبخند می زند و پاسخی نمی دهد.

«بوقلمون انگلیسی»:
می بینید چه بازی هایی درمی آورند؟! همه مان را از کار و زندگی بازداشته اند!

اسب چهره، همچنان رو به «سید از خر جسته»، سخنش را پی می گیرد:
راست است که شما انقلابی هستید؟

«سید از خر جسته» که لبخندش به خنده ای فروخورده دگردیسه شده، این بار صدایش در می آید و در لابلای خنده ی فروخورده اش که همه ی نشانه های برخورد نوکری دون پایه با اربابی چندین و چند مرتبه بالاتر از خود را دربر دارد، می گوید:
نه ولله! این رهبرمان کمی شوخی کرد که مرا و این بر و بچه های دیگر را «بچه های انقلاب» خواند. روزهای انقلاب من حتا پایم را از خانه بیرون نمی گذاشتم ... حتا سربازی هم نرفته ام و نمی دانم تفنگ را چگونه باید به دست گرفت ...

... و اکنون، نوبت اسب چهره است که کمی بخندد.

ب. الف. بزرگمهر    دوم آذر ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/11/blog-post_91.html

خدا را چه دیدی؟ فردای روزگار شاید کون مان را هم آماج موشک های شان کنند! ـ بازپخشش

امیدوارم کوچک ترین برداشت نابجایی نشود؛ من نیز چون کمابیش همه ی ایرانیان دلبسته به سرنوشت میهن مان، نه تنها کم ترین ناهمداستانی با نیرومندی نظامی و بهبود فن آوری های هماوند و از آن میان، سامانه ی موشکی ندارم که خواهان پیشرفت در این زمینه در چارچوب پشتیبانی و پاسداری از ایران زمین هستم؛ پاسداری از ایران زمین، برای کسانی چو من، تنها پاسداری از آب و خاک و سرزمین یا پشتیبانی از اندیشه و باوری جدایی فکنانه میان توده های مردم و خلق های ایران و جهان نیست و تا آنجا که با میهن مان هماوند است، پاسداری از همبستگی خلق های ایران در چارچوب چنان سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی است که همپیوندی سده ها و هزاره ها میان شان را از هرباره و از آن میان، نیروی پشتیبانی از خویش، بهبود بخشیده و همواره نیرومند کند. چنین بینشی با سیاست ستیزه جویانه، ناخنک زدن به چالش های دیگر کشورها و چنگ اندازی به سرزمین و حقوق دیگر ملت ها به هر بهانه ای که باشد از بنیاد، ناسازگار است و با آن به ناگزیر، درمی افتد. از این گوشه چشم، چنانچه به سیاست های در پیش گرفته شده بدرازای نزدیک به چهار دهه از سوی رژیم دگردیسه شده ی «جمهوری اسلامی» به «جمهوری دزدان اسلام پیشه» بنگریم به واقعیت های به تاریخ پیوسته ی ناگوار، تلخ، بیم برانگیز و ایران برباددهی برمی خوریم که چون خوره، اقتصاد ملی را سست و بی بنیان نموده، جان و روان خلق های ایران را خراشیده و تراشیده است:
خوره ای به نام و به بهانه ی اسلام که می رود تا واپسین برجای مانده ی ایران پهناور گذشته را تکه تکه نموده، تبهکاری برجای مانده ی تازیان ۱۴۰۰ سال پیش را به فرجام برساند!

با پلشتی و پلیدی گسترش یافته در سال های کنونی که همه ی پهنه های اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی کشور را درنوردیده، تن به ننگ قراردادی ننگین دادن و زیر بار امپریالیست ها رفتن دزدان اسلام پیشه ی فرمانروا که برای پایوری هستی ننگینِ خویش، بیش از گذشته ناگزیر به جهیدن از ستونی به ستون دیگرند، بیش از پیش با گفته ها، رفتارها و رخدادهایی گمان برانگیز روبرو شده و می شویم:
از گمانه زنی های ترس برانگیز درباره ی پیشامد زمین لرزه ای سهمناک در تهران۱ و برخی یاوه های جنجال آفرین «آقا بیشعور نظام» گرفته تا ریزش ساختمان پلاسکو، «داعش بازی» و ده ها و سدها گفته و رفتار یا رخدادی بگمان نیرومند، ساختگی در اینجا و آنجای کشور که از دید من، برخی از آن ها آشکارا برای کژدیسه نمودن و پاره پاره کردن جنبش رو به گسترش اجتماعی که این بار با پرخاش های بیشمار کارگری و سندیکایی نیز همراه شده، ساخته و پرداخته شده و می شوند.

جنبش رو به گسترش اجتماعی، چه در ایران، چه در ترکیه و جاهای دیگر، ترس امپریالیست ها بویژه امپریالیست های «یانکی» را نیز برانگیخته و با همه ی نیرو به یاری رژیم های مافیایی و سگ های زنجیری شان در منطقه می شتابند. به عنوان نمونه، تهدیدهای هر از گاهی و حساب شده ی «یانکی»ها، تنها در همین دوره و از زمان روی کار آمدن لات بی سر و پایی به نام «ترامپ» و دار و دسته اش در «ایالات متحد»، تاکنون دستِکم دو بار از گسترش جنبش اجتماعی در ایران جلو گرفته و ناسرراست به رژیم تبهکار و پوشالی اسلام پیشگان یاری رسانده است؛ افزون بر آن، سیاست های زیرکانه ی امپریالیست ها به چنین رژیم ورشکسته ای کمک می کند تا نمایش ریشخندآمیز و دروغین «ضد آمریکایی» و «ضداستکباری» خود را پی گیرد. نمونه ای از چنین نمایش دل بهمزنی، یاوه های بیمایه، ستایش آمیز و کوته بینانه ی «آقا بیشعور نظام»، پس از پرتاب موشک از سوی «سپاه پاسداران سرمایه» به «مرغداری داعش» در میان بیابان های سوریه یا عراق بود:
«کارتان خیلی عالی بود؛ خداوند از شماها قبول کند. این، عبادت ماه رمضان است ... همگی می‌توانید و تا می‌توانید و امکان دارید کار کنید؛ دشمن باید سیلی بخورد ... هر چه می‌توانید روی موشک کار کنید؛ ببینید دشمن چقدر روی موشک حساس است، پس بدانید که چقدر کارتان مهم است»۲؛ رژیمی که برای خرید یک آب نبات چوبی هسته ای نیز نیازمند همداستانی کشورهای امپریالیستی باخترزمین و ریزه خواران شان در گروه «۵ + اَن» («5+n») است۳ و پادوهای آن به این بهانه و بهانه های دیگر از اینگونه، هر بار با پول بادآورده ی مردم ایران به وین یا جاهای دیگر می روند تا پاسخِ: «نه! اجازه نیست ...» بشنوند و سپس با دریدگی نمونه وار بگویند:
«در نشست وین، همه بر اجرای تعهدات خود تاکید کردند و این پیام مهمی بود»!۴

با آنچه در بالا، مشت نمونه ی خروار، یادآور شدم به همه ی برخوردهای کودنوار و چندین باره ی قایق های «سپاه پاسداران سرمایه» در شاخاب پارس که برای خودنمایی و خبرسازی به ناوهای «یانکی»ها نزدیک می شدند، موشک بازی در اینجا و آنجا و سایر بزرگنمایی هایی از این دست که با شتاب و گاه گستردگی بسیار در رسانه های امپریالیستی ـ سیهونیستی بازتاب می یابند با بدگمانی می نگرم؛ زیرا واقعیت های سرسخت گواه سرشکستگی همه سویه ی نظام سگ مذهب اسلام پیشگان و خوار و ناچیز شمرده شدن شان در چشم هر کشوری و از آن میان، عربستان زیر چکمه ی خاندان سعود است که در گذشته ای نه چندان دور، بر چکمه ی شاه گوربگور شده در نقش ژاندارم منطقه ای «یانکی»ها بوسه می زد. همین بس که به عنوان نمونه ی پندآموز و تلخ دیگری به «بیانات» نیرنگبازانه و دورویانه (با نوای عرعر زنگدار خری بخوانید، بهتر است!) "رهبر" دَبَنگ نظام و همپالکی دود و دَمَش اشاره کنم:
«در همین قضیّه‌ی برجام، ما در موارد زیادی ـ به‌خاطر اعتماد به حرف آن طرف مقابل، مذاکره‌کننده‌ی مقابل ـ از یک نقطه‌ای صرفِ­‌نظر کردیم، به یک چیزی اهتمام نورزیدیم، یک خلأیی باقی ماند؛ دشمن همین الان از همان خلأ دارد استفاده می کند؛ اینها واقعاً مسائل مهمّی است. وزیر محترم خارجه‌ی ما، آقای دکتر ظریف، یک نامه‌ی گویایی به مسئول اروپایی می نویسند ـ البتّه این بارِ چندم است ـ و موارد نقض روح برجام و جسم برجام [را مطرح می کند]. گاهی می گفتند روح برجام نقض شده، ایشان می گوید که فقط روح برجام نیست، [بلکه] یک جاهایی هم خود برجام ـ یعنی جسم برجام ـ  هم نقض شده به­‌وسیله‌ی آمریکایی‌ها؛ ایشان فهرست کردند فرستادند برای آنها. یعنی این [شخص] دیگر کسی نیست که بگویند مخالفین این مذاکرات هستند که این حرف را می زنند؛ نه، خود وزیر محترم خارجه، چون انسان متدیّنی است، انسان باوجدانی است و انسان صاحب احساس مسئولیّت است، خود ایشان هم این اعتراض را دارد می کند. این به‌خاطر آن است که آنجا یک مسامحه‌ای انجام گرفته از ناحیه‌ی ما؛ اگر این تسامح انجام نمی گرفت، اعتماد به دشمن نمی شد، راه دشمن بسته بود و نمی توانست این کار را انجام بدهد. الان هم ما نمی خواهیم بحث برجام را مطرح کنیم لکن آن جمعی که معیّن شده‌اند برای نظارت بر برجام  ـ که رئیس محترم جمهور است، رئیس محترم مجلس است، وزیر محترم خارجه است و چند نفر دیگر هستند ـ  واقعاً در این مسئله دقّت کنند؛ یعنی باید دقّت کنند، باید مراقبت بکنند ببینند چه اتّفاقی دارد می‌افتد. بالاخره ما یک مواردی را ذکر کردیم؛ بنده در قبول برجام یک شرایطی را به‌طور صریح ذکر کردم، مکتوب هم کردم  ـ زبانی نبود؛ مکتوب فرستادم ـ اینها باید رعایت بشود؛ به‌طور دقیق باید اینها رعایت بشود. وقتی طرف مقابل با وقاحت می‌آید می‌ایستد و یک چیزی را می گوید، ما هرچه در این زمینه کوتاه بیاییم، حمل بر ضعف خواهد شد؛ حمل بر این خواهد شد که ما ناچاریم، ناگزیریم؛ احساس ناچاری در ما، دشمن را تشجیع می کند به اینکه بر فشارهای ناحقّ خودش بیفزاید. این­ هم یک مساله.»۵

مات می مانی که چه بگویی! دیگر چه چیز مانده که دقت کنند؟! کجا را باید مراقبت کنند که خدای ناکرده اتّفاقی روی ندهد؟! اینکه پایت را از دایره ای که دورت کشیده اند و همزمان به یاری «دولت زهدان اجاره ای» شان، توده های مردم ایران که از تنگدستی نوزاد و بچه می فروشند را می گایند، بیرون نگذاری؟!۶ 

مردک بی همه چیز، مگر نگفته بودی:
«ما برجام را نقض نمی‌کنیم؛ لکن اگر طرف مقابل نقض کند که الان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا دارند تهدید می‌کنند که برجام را پاره می‌کنیم؛ ما آن را آتش می زنیم.»۷

مگر میان «نقض برجام» با پاره کردن آن، جداگانگی بزرگی است؟ یا شاید در یک آن، فیلت یاد سینما رکس آبادان کرده بود که دهنه ی الاغ چموش سخنوری را رها کردی تا هرچه دل تنگش خواست، عرعر کند؟!

این ها بخشی از یاوه های آن پفیوز دو ملیتی سال ها تمرگیده در کرسی ریاست «کمیسیون امنیت ملی مجلس» است:
«به نوشته ایرنا، آقای بروجردی درباره احتمال زیر پا گذاشتن برجام از سوی آمریکا گفت این توافق یک ”تعهد بین‌المللی رسمی“ و با ”پشتوانه قطعنامه سازمان ملل“ است که شش کشور آن را امضا کرده‌اند. اگر یک کشور از شش کشور این تخلف را انجام دهد که تا به حال نیز انجام داده است، در روند اجرایی در واقع در همان محدوده یک کشور اثر منفی می‌گذارد.»۸ 

بر بنیاد یاوه گویی بالا، آیا می توان به عنوان نمونه، یک ششم و یا حتا همه ی بِتُن پر شده در قلب نیروگاه اتمیِ برای همیشه از کارافتاده ی اراک را برداشت و آن را دوباره راه اندازی نمود؟!

می بینی مردک، چه شعر و ورهایی برای ماله کشیِ روی زنهارخواهی بزرگ و سزاوار دار و گلوله ی انجام شده، تو و دیگر پاچه ورمالیده های رژیم سزاوار سرنگونی سر هم می کنید و به خورد مردم ایران می دهید؟!

این هم سخنان کم تر یاوه گویانه و رُک و پوست کنده تر مشاور و همپالکی دود و دَمَت:
«ولایتی مصوبه اخیر سنا را ناقض بندهای مختلف برجام دانست و افزود: این در حالی است که آمریکا و دیگر اعضای ۱+۵ متعهد شده‌اند که از هر کاری که مستقیم یا غیرمستقیم  برجام را دچار مشکل کند بپرهیزند و حال آنکه کشورمان به تعهداتش عمل کرده است؛ مصوبه سنا قطعاً با روح و متن برجام مغایرت دارد و مستقیم و غیرمستقیم با بندهای ۲۶، ۲۷ و ۲۸ مغایر است ...»۹ 

خوب! چنانچه راست می گویی و در سخن خود پایداری، چرا آن قرارداد ننگین و فراقانونی را همچنان بی کم و کاست پی می گیرید و با ترس و وسواس هرچه بیش تر، موبمو به انجام می رسانید؟!

می بینی؟! با واژه ها بازی نکن، مردک بی آبروی دَبَنگ که حتا یک نانوایی را نیز نمی توانی بچرخانی! رُک و پوست کنده بگو، ناچاریم! همه ی این ها و بیش از این ها را در «بسته شفاهی» (شاید همان روح توسری خورده و منگ شده ی «برجام»؟!) از همان نخست به گردن گرفته ایم و «استکبار جهانی»، «شیطان بزرگ» یا هر نام دیگری که بر آن می نهی، تنها کاریایی که بر دوش گرفته، مهار و بازرسی های همه سویه ی این هاست و بس! حتا پایوری نیز در کار نیست و هر آن، «شیطان بزرگ» بخواهد، می تواند چوب توی نابدترمان کند و خواهر و مادرمان را چون خاوندهای تا پیش از انقلاب مشروطیت ایران به خر بکشد.

می بینی؟! بجای شعر و ور سر هم کردن درباره ی سیلی به دشمن و موشک پرانی و اینا، همین ها که در بالا نوشتم را رُک و پوست کنده به مردم ایران بگو! بویژه از این رو که آن ها بسیاری چیزها را بیش از تو دَبَنگ می دانند و دریافته اند. بماند که دروغگو دشمن خداست و بار گناهانت در آن جهان را هنگامی که با کون لخت به پیشگاه الله شرفیاب می شوی، سنگین تر می کنی.

در اینجا برای به پایان رساندن این یادداشت، چیزی بهتر از نوشته ای کوتاه نیست که چندین ماه پیش در سال گذشته از زبان آن سردار فرمانده نیروی دهان پر کن «هوافضا»، پس از رو شدن یورش موشکی «یانکی»ها به پایگاه و کارخانه ی فرآوری موشک زمین به زمین و با خاک یکسان نمودن آن که با پول مردم نگونبخت ایران پیرامون حلب ساخته بودید، نوشته ولی از درج آن خودداری ورزیده بودم:
خدا را چه دیدی؟ فردای روزگار شاید کون مان را هم آماج موشک های شان کنند!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ تیر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/07/blog-post_12.html

برجسته نمایی های متن همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

پی نوشت:

۱ ـ در این باره، یادآوری خاطره ای از دانشمندی گرانمایه را سودمند می دانم. بگمانم سال ۱۳۵۹ یا ۱۳۶۰ خورشیدی بود. تب و تاب انقلاب همچنان رو به اوج داشت؛ میوه چینان اسلام پناه سر از پا نمی شناختند و الاغ های هرج و مرج جوی اسلامی، همه جا خوش خوشان جولان می دادند. در اتاق رویهمرفته کوچکش، انباشته از کتاب و کاغذ و نقشه و تا اندازه ای شلخته، سرگرم گفتگو با وی هستم. یادم نیست درباره ی چه؛ ولی بیگمان، جُستاری هماوند با زمین لرزه و نهشته های دوران چهارم زمین شناسی ...

همان آن که شلواز از کمر افتاده اش را چون همیشه با تردستیِ چشمگیر، دور کمرش جابجا می کند و من زیرزیرکی می خندم، می گوید:
صبر کن! الان پیدایش می کنم ...

... و از میان آن همه کتاب و نقشه ی تلنبار شده اینجا و آنجا، بسوی کمدی می رود و پیش نویس گزارشی رسمی، ولی چاپ نشده در دوره ی رژیم گذشته را درمی آورد. گزارش را با شتاب ورق می زند و جمله یا بندی که می خواست آن را نشانم دهد، می یابد:
ببین! اینجاست. برای همین جمله [یا بند] از چاپ و انتشار آن خودداری کردند، بخاطر اینکه نگرانی و ترس به جان مردم تهران می انداخت ...

آن جمله یا بند را بدرستی به یاد ندارم؛ ولی درونمایه ی آن، اشاره به گُسل بزرگی داشت که شاخه ای از آن از تهران می گذشت و چنانچه دچار کنش می شد، ویرانی بزرگی به بار می آورد. یکی دو ماه پس از آن گفتگو، آن گسل را در ترانشه ای گود که برای ساخت زیربنای ساختمانی بلند کنده بودند به من نشان داد. یادش گرامی که یکی از انگشت شمار کسانی است که همواره کمبودشان را در جان و روان خود دارم. 

از چندی پیش به این سو، چنان زمین زیر پای دزدان اسلام پیشه لرزیده و می لرزد که هر بار به ریسک بزرگ تری برای کژدیسه نمودن اندیشه ی توده های مردم بجان آمده و جلوگیری از یکپارچگی بیش ترشان دست می یازند؛ یکی از نمونه های آن، ولی نه تنها نمونه از این دست، یاوه گویی "سردار" مشنگ از جبهه گریخته ای در جایگاه مشاور نظامی "رهبر" سراپا آغشته به گند و گه است:
«باید آرزو کنیم در تهران زلزله نیاید. من ساخت و سازهای اتوبان همت را می‌بینم، تنم می‌لرزد. اگر روزی زلزله بالای هفت ریشتر بیاید، همه ی ساختمان‌ها و پل‌ها فرو می‌ریزد و لوله‌های گاز منفجر می‌شود.» (یحیی رحیم صفوی، نهمین «همایش ملی فرماندهی و کنترل»، ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۵، «ایلنا»)

۲ ـ برگرفته از گزارش «کارتان در حمله موشکی خیلی عالی بود/هر چه می‌توانید روی موشک کار کنید/ دشمن باید سیلی بخورد»، «ایلنا»  ۱۴ تیر ماه ۱۳۹۶

۳ ـ «... عباس عراقچی گفته است که مذاکرات در کمیسیون مشترک برجام برای خرید کیک زرد از قزاقستان نتیجه‌ای در بر نداشته است.
...
بهرام قاسمی،سخنگوی وزارت خارجه ایران، پیش از این گفته بود که مخالفت بریتانیا با درخواست ایران برای خرید ۹۵۰ تن کیک زرد از قزاقستان احتمالا در جلسه کمیسیون مشترک در پنجم اردیبهشت مطرح می شود. پیش از آن نیز علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، خبر داده بود که جمهوری اسلامی درخواست خرید ۹۵۰ تن کیک زرد از قزاقستان را به دبیرخانه کمیسیون مشترک برجام ارجاع داده و اجرای این توافق تنها در انتظار اعلام موافقت بریتانیا است.»

برگرفته از گزارش «عراقچی: آمریکا کماکان به تعهدات خود در مورد برجام پایبند است»، ششم اردی بهشت ماه ۱۳۹۶، تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»

۴ ـ همانجا

۵ ـ بیانات «آقا بیشعور پادرهوای نظام»،  ۲۲ خرداد ماه ۱۳۹۶

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=36824

۶ ـ «... بسان آن دزد از دیوار فرود آمده در داستان های سده های میانی ایران، دور ”آقا بیشعور نظام“ دایره ای نه قرمز که بگمانم با ذغال برنگ دستارش کشیده و تهدیدش کردند که اگر از این دایره پایت را اندکی بیرون بگذاری، تخمت را بیرون می کشیم و سپس کار خویش را کردند و همچنان نیز می کنند؛ بماند که ”آقا بیشعور نظام“ با خرسندی خریّت آمیزی از اینکه گاه گداری پایش را از دایره بیرون نهاده به عنوان پیروزی یاد می کند و نوکر پاچه ورمالیده اش: ”حسن آقا“ حتا به آن می بالد؛ ولی مردم سرافکنده ی ایران که همه چیز را می دانند!»

برگرفته از نوشتار «گر وقت شود که دزد گیرند، در خیمه هر آنچه هست گیرند!»، ب. الف. بزرگمهر، دهم اردی بهشت ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/04/blog-post_170.html

«دزدی به خانه ای درآمد. مردی ترسیده دید و زنی سخت زیبا. مرد را به کنج سرا برده با دشنه ی خود، خطی گِرد وی کشید و تهدید کرد که اگر پای از آن بیرون نهد، شکمش را خواهد درید. آنگاه دست زن را گرفته به خوابگاهش برد.

چون دزد پس از رسوایی با زن و گرد آوردن اموال برفت، زن به حیاط خانه آمد و شوی خو را دید همچنان میان دایره ایستاده. شگفت زده فریاد برآورد که:
«ای بزدل! در برابر چشمانت، پاکدامنی همسرت را بر باد می دهند و مردانگی از خود نشان نمی دهی؟!

گفت:
دور باد (حاشا) که بزدل باشم! تو چه دانی که در آن حال که مردک با تو در بستر بود، من چند بار پا از خط بیرون نهاده ام؟» از «کتاب کوچه»، حرف «ب»، دفتر سوم، زنده یاد احمد شاملو با همکاری آیدا سرکیسیان، چاپ نخست، ۱۳۷۷ (با ویرایش و پارسی نویسی از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

برگرفته از نوشتار «آیا دانایی و بینشِ مردم ایران را دستِکم می گیرند یا سرِ خود شیره می مالند؟»، ب. الف. بزرگمهر، پنجم تیر ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/06/blog-post_26.html

۷ ـ برگرفته از گزارش «اگر آمریکائی‌ها برجام را پاره کنند ما آن را آتش می‌زنیم»، «خبرگزاری مهر»، ۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۵

۸ ـ برگرفته از گزارش «امیدوارم سیاست‌ ترامپ درباره ایران چرخش محسوس داشته باشد»، ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۵، تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»

۹ ـ برگرفته از تارنگاشت «قانون»،۳۰ خرداد ماه ۱۳۹۶

زیرنویس تصویر:

«کارتان خیلی عالی بود؛ خداوند از شماها قبول کند. این، عبادت ماه رمضان است ... همگی می‌توانید و تا می‌توانید و امکان دارید کار کنید؛ دشمن باید سیلی بخورد ... هر چه می‌توانید روی موشک کار کنید؛ ببینید دشمن چقدر روی موشک حساس است، پس بدانید که چقدر کارتان مهم است.» سخنان بیمایه ی «آقا بیشعور نظام»، «ایلنا»  ۱۴ تیر ماه ۱۳۹۶

«... آمریکا در حملات خود تمام منابع سلاح این کشور [سوریه] را نابود کرده و کارخانه سلاح های زمین به زمین که توسط ایران در حلب ساخته شده بود به طور کامل تخریب شده است.»

امیرعلی حاجی زاده، فرمانده ی «نیروی هوافضای سپاه پاسداران سرمایه»، در پنجمین مراسم سالگرد شهادت حسن تهرانی مقدم در دانشگاه امیر کبیر تهران، «پایگاه خبری بازتاب گهر»، ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۵

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!