«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ تیر ۱۳, شنبه

می دانم روح مُعَظَّمُ لَّه تابِ این همه ریخت و پاش و آوازه گری های بیهوده را نداشته و سخت رنجیده اند

می دانم روح مُعَظَّمُ لَّه تابِ این همه ریخت و پاش و آوازه گری های بیهوده را نداشته و سخت رنجیده اند. مگر نه آنکه آن «شهیدِ انقلاب»، بسیار ساده زیست بودند؟ بدین سان، بَرماست که بجای این ریخت و پاش ها و بخور بخورها از مردمی که نان شب هم ندارند، دستگیری کنیم تا آن روح پرکشیده به ملکوت اعلا کمی آرام گرفته  و با آسودگی بلدرچین و تخم آن را تناول فرمایند.

از زبان یکی از نزدیکانِ آن روح پرکشیده که گواه بخور بخورها و چپاول های مشتی لاشخور به بهانه ی واپسین دیدار و بدرود با خُرده استخوان های برجای مانده از «کیر خور نظام خرموش پرور» از هر سوی ایران و جهان به تهران رهسپار شده اند تا از این خوانِ نعمت الهی بی بهره نمانده، خورد و بردهای خود را پی گیرند:  ب. الف. بزرگمهر  ١٣ خرداد ماه ١۴٠۵ خورشیدی

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!