«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ دی ۲۲, یکشنبه

همراه خیزِ جنبش مردمی بالا پایین رفتن، هنر نیست!

چه خوب که دریافتی! این را به آن گورخرهای "هنرمند" دیگر نیز گوشزد کن که به هر بهانه ای و دستکم، سالی یکبار در چنان نمایش هایی همدست می شوند و دانسته یا از سر ناآگاهی چهره ی پلید گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان را بزک می کنند. به آن گورخرها بگو که من: ب. الف. بزرگمهر، بسیاری از آن ها را به همین شَوَند که اگر مایه ای هم دارند، آن را برای فروش، پیشکش خرموش ها، خوک ها و هر جَک و جانور دیگری، اینجا و آنجا می کنند، هنرمند بشمار نمی آورم. به آن گورخرها گوشزد کن و آویزه ی گوش خود نیز کن که همراه خیزِ جنبش مردمی بالا پایین رفتن، هنر نیست و اگر مَنِشی درخور هنرمندی راستین داشته باشند، همواره و بگونه ای پایدار در سوی توده های رنج و کار می ایستند؛ زیرا به گواهی تاریخ، هنری که در راستای بهره وری های توده های مردم نباشد، پوچ و میراست.

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ دی ماه ۱۳۹۸

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!