صفحات

۱۴۰۲ تیر ۷, چهارشنبه

به هیچ چیز بدگمان نشوید! شهر در امن و امان است

به هیچ چیز بدگمان نشوید! شهر در امن و امان است؛۱ دشمن که همانا توده های مردم به خاک و خون کشیده شده ی ایرانند، باری دیگر سرکوب شده، جنبش زنان همکار اهریمن که لعنت الله تازی بر یک یک آن ها باد به کنج خانه رانده شده و کَاَنَّهُ پرشمارتر از پیش بیکار شدند و از همه برجسته تر، کار پیوند با «شیطان بزرگ» و شغال های ریز و درشت اروپای باختری اش از همان هنگام که فروش نفت ایران بگونه ای جهشی بالا رفت و «خرموش وزیر پیشکارِ نفت» به ۵۵ قرارداد نان و آبدارِ میلیاردها دلاری با از ما بهترانی که بردن نام شان سزاوار نبود به اشاره ای بسنده نمود،۲ پیشرفت های شایان درنگی داشت و دست خرموش ها برای سرکوب گسترده تر دشمن را  باز هم بیش تر بازتر نمود. آن ها پایکوبان و الله را سپاس گویان، باری دیگر با دم های درازشان گردو شکستن آغازیدند و با پریدن از ستونی به ستون دیگر، فرجی گشاده تر از هر زمان یافتند۳ که تخم و ترکه شان را بی هیچ گزندی از دشمن پاس دارند. حاجی، بازار رواج است رواج!۴ 

ناگفته نگذارم که هیچکدام از رژیم های سرسپرده و وابسته به امپریالیست ها با نام پوششی «جامعه جهانی» در پیرامون ایران به اندازه ی رژیم خرموش های اسلام پیشه ی چنگ انداخته به میهن مان، تبهکار و زنهارخوار به ملت خود نبوده و نیستند.

ب. الف. بزرگمهر   هفتم تیر ماه ۱۴۰۲

پی نوشت:

۱ ـ پس از بی‌نتیجه ماندنِ تلاش «کمیته پنج‌جانبه» برای حل مشکل انتخاب رئیس جمهور لبنان، «پاریس» از «ریاض» خواسته، نظر به اهمیت نقش ایران، «تهران» به این کمیته بپیوندد؛ از همین رو، ایران هفته آتی در نشست این کمیته حاضر خواهد شد.

«روزنامه البناء» لبنان در شماره امروز (چهارشنبه) از درخواست فرانسه از عربستان درباره پیوستن ایران به «کمیته پنج‌جانبه لبنان» خبر داد و نوشت، طبق این درخواست، قرار است ایران به این کمیته اضافه شود و طبعاً در آن زمان، کمیته، شش‌جانبه خواهد شد.

گزیده ای کوتاه برگرفته از گزارشی در «چوب دو سر گُه»   هفتم تیر ماه ۱۴۰۲ (دانسته از ویرایش و پارسی نویسی درخور آن خودداری ورزیده ام. ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ علی اوجی، وزیر نفت ایران در اظهاراتی مدعی شد، از آغاز به‌کار دولت ابراهیم رئیسی، این کشور بیش از ۵۵ قرارداد و تفاهم‌نامه به ارزش شانزده و نیم میلیارد دلار امضا کرده اما جزئیات این قراردادها و اسامی شرکت‌ها را منتشر نخواهد کرد.

اوجی، چهارشنبه ۶ آوریل اعلام کرد، این قراردها با «شرکت‌های داخلی و خارجی» و برای توسعه میدان‌های نفتی و گازی مشترک و نیز جمع‌آوری گازهای مشعل امضا شده است. او دلیل عدم انتشار اسامی این شرکت‌ها را «شرایط تحریمی» خواند و گفت، برای رهایی از انتقادات مدیران دولت پیشین حاضر به انتشار جزئیات این قراردادها نیست. به گفته وزیر نفت ایران، بر اساس این قراردادهای جدید، «هلدینگ‌های بزرگ» با سرمایه‌گذاری بر میدان‌های نفتی و گازی، سود خود را از محل تولید نفت و میعانات گازی دریافت خواهند کرد. به گفته اوجی، بخش دیگری از تأمین مالی این پروژه‌ها، توسط کنسریسیوم‌های بانکی و به صورت ارائه تسهیلات انجام می‌گیرد. او در بخش دیگری از اظهارات خود با انتقاد از عملکرد دولت پیشین ایران مدعی شد، قراردادهای امضا شده در دولت رئیسی، چندبرابر قراردادهای امضا شده با شرکت توتال برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی در دولت پیشین بود.

برگرفته از «روزنامه ای تازی» به تاریخ ششم آوریل ۲۰۲۲ ترسایی (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر)

۳ ـ از زبانزد «از این ستون به آن ستون فرج است» با مانشی تا اندازه ای دگردیسیده

۴ ـ حاجی، بازار  رواج   است  رواج

كو خریدار؟ حراج است حراج !

 می فروشم  همه ی  ایران  را

عرض و ناموس مسلمانان را

 رشت و قزوین و قم و كاشان را

بخرید این وطن ارزان را !

یزد و خوانسار حراج است حراج

کو خریدار؟ حراج است حراج

زنده یاد اشرف الدین حسینی گیلانی (نسیم شمال)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/09/blog-post_2058.html

مِسكین آخوند چون مُرد، مُرد! ـ بازپخشش

جَحی بر بازاری رسید و گرسنه بود. مردمی پُر ریش و پشم بدید که بر سر و سینه کوفتندی و «نَمر نَمیر» گفتندی.

حال پرسید.

گفتند:
شیخ نَمیرمان مُرد.

گفت:
شكرانه بدهید تا من آن مُرده را زنده سازم.

مردم به یکباره خاموشی گُزیدند و تُنبان آن چند تن که به بهانه ی نَمر نَمیر از دیوار تازیان بالا رفتندی، پایین کشیده، هر یک را کتکی سزاوار بزدند؛ سپس جَحی را با حلویجات و اشربه (ساندیس)، خدمت بجای آوردند؛ چون تا خِرخِره بخورد و بنوشید، گفت:
این مُرده، چكاره بود؟

گفتند: آخوند.

انگشت در دندان گرفت و گفت:
آه، دریغ! هركس دیگری كه بودی در حال زنده شایستی كرد؛ اما مسكین آخوند چون مُرد، مُرد!*

ب. الف. بزرگمهر    ۱۸ دی ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/01/blog-post_54.html

با الهام از یکی از داستان های جاودانه عُبید زاکانی و بازآفرینی درخور متن آن.

* گرچه جحی، در دل با خود بگفتندی:
اگر زنده بود، خودم خفه اش کردمی تا مردم آسوده تر زیَند!

پی نوشت:

این نکته را نیز یادآور می شوم که داستان بالا را برای ریشخند رژیم تبهکار و ناتوان از گره گشایی دشواری های مردم ایران که برای فرار از بار پاسخگویی، هر بار بحرانی تازه و بی هیچ هماوندی با نیازها و خواست های توده های مردم و نیز منافع ملی ایران می آفریند، ساخته ام؛ وگرنه، به دار آویختن آن شیخ پرخاشگر و بسیاری دیگر از تبهکاری های رژیم مزدور خاندان سعودی در عربستان که همچشمی برای رژیم اسلام پیشگان فرمانروا بر کشورمان است را به نوبه ی خویش محکوم می کنم.

ب. الف. بزرگمهر    ۱۸ دی ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/01/blog-post_54.html

۱۴۰۲ تیر ۶, سه‌شنبه

چگونه در زمانی کوتاه کشور را به این روز نشاندی؟ ـ بازپخشش

از امیرکبیر پرسیدند:
در این مدت زمان کم، چطور مملکت را از دزدان پاک کردی؟

گفت:
من خود دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم زیردستم دزدی کند. او هم که می دید من نمی گذارم دزدی کند، نمی گذاشت زیردستش دزدی کند و تا آخر همینطور ...

اگر من دزدی می کردم تا آخر دزدی می کردند و کشور می شد دزدخانه؛ همه هم دنبال دزد می گشتیم و چون همه مان دزد بودیم، هیچ دزدی را هم محکوم نمی کردیم ...

از «گوگل پلاس»

بر بنیاد نوشته ی بالا گفتگویی پندارآمیز با «آقا بیشعور نظام» سر و سامان دادم و از وی پرسیدم:
چگونه در زمانی کوتاه کشور را به این روز نشاندی؟

فرمود:
اصل ۴۴ قانون اساسی که هنوز موی دماغِ گشودن چارتاق دروازه های اقتصادی کشور بروی کارآفرینان جهان و ایران بود ـ گرچه برادر از دست رفته مان: «استوانه نظام»، پیش تر آن را تا اندازه ای گشوده بود ـ را پاره کردیم و آن را از نو نوشتیم. به آن آقائه، کارپرداز آن هنگام مان که سپس موی دماغ مان شد نیز فرمودیم تا سازمان برنامه و بودجه را لوله کند و از سر راه بردارد. پس از آن، دیگر همه چیز آسان شد. به هر کارآفرینی که پیشگام شد، خوشامد گفتیم و یادآور شدیم که ما به ریز و شپش کارها کاری نداریم؛ هر کار می کنید، بکنید؛ ولی دور از چشم مردم بکنید! این را هم افزودیم که نماز و روزه و طاعات و عبادات و خمس و زکات را فراموش نکنند و بدانند که الله در توبه را باز گذاشته است. دیگر بیش از این چیزی نمی توانستیم بگوییم. بحمدلله جاده کوبیده شده و همه چیز روشن بود. اگر من این کارها را نمی کردم، این همه کارآفرین و مدیر، یکی از دیگری پاکدست تر و خوشدست تر، چگونه پرورده می شد؟

ب. الف. بزرگمهر    ۱۲ اردی بهشت ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/05/blog-post_97.html

 

۱۴۰۲ تیر ۵, دوشنبه

آقای مگوزید بر ما! می دانی که کار از کار گذشته و به تنبان خود ریده ای؟

آقا اجازه! «تبلیغ علیه نظام»* را نمی دانیم کِی و کجا بر زبان رانده ایم؛ ولی یادمان می آید که یک بار از دهان مان در رفت و گفتیم: آقای مگوزید بر ما که آن بالا نشسته ای؛ می دانی که کار از کار گذشته و به تنبان خود ریده ای؟

آیا این «تبلیغ علیه نظام» است؟! آیا بهتر نبود که به تنبان خودشان نگاهی بیفکنند؟ استغفرلله، زبانم لال، چگونه می شود با چنان تنبانی آلوده به درگاه باریتعالی شرفیاب شد؟   

از زبان آموزگار دادباخته در بیدادگاه «نظامِ خرموش پرور دزدان اسلام پیشه»:  ب. الف. بزرگمهر   پنجم تیر ماه ۱۴۰۲

* «انجمن صنفی معلمان فارس» به آگاهی رساند:
«رای بدوی پرونده ی سوم غلامرضا غلامی کندازی در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز به ریاست محمود ساداتی که در تاریخ ٢٨ خردادماه ١۴٠٢ برگزار شده بود، صادر گردید:

ـ پنج سال زندان به جرم عضویت در گروه های مجازی معاند نظام

ـ یک سال زندان به جرم تبلیغ علیه نظام

ـ دو سال تبعید به بیرجند

ـ دو سال ممنوعیت خروج از کشور با ابطال گذرنامه

 ـ دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی»

برگرفته از «تلگرام» سوم تیر ماه ۱۴۰۲ (با اندک ویرایش درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

... که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها! ـ بازپخشش

از اینکه با دیدن تصویر آن نوزادِ مشت گره کرده، لبخندی بر لب وی آمده، خرسندم. به سرم زده بود چیزی به بهانه ی آن نوشته، بنویسم. چیزی گزنده بود و از کنار آن گذشتم. امیدوارم، آن لبخند نیرویی باشد برای به پیش رفتن!

یاد آقای ... ، من و شما و بسیاری دیگر باید باشد که بسیاری از قهرمانان تاریخ و از آن میان در کشور خودمان تا واپسین شمع هستی خودشان را نیز آب کردند؛ بی هیچ چشمداشتی برای خود و حتا آینده ی نزدیک. بسیاری از آنان نیک می دانستند که آنچه آنان می خواهند به عمر آن ها و پس از آن ها کفاف نخواهد داد. نمونه ی آن نامه ی کمونیست پیکارجوی بزرگ: حیدر عمو اوغلی به میرزا کوچک خان است؛ آنگاه که وی را از نفوذ کمونیست ها ترسانده بودند:
ـ میرزا من به تو قول می دهم که تا ۵٠ سال دیگر نیز این مملکت کمونیستی نخواهد شد ... (نقل به مضمون)

شوربختانه یا خوشبختانه، راه و چاره دیگری نیز نیست. هر آدمی که در این راه گام برداشته و می دارد، می بایستی همه ی بیم ها و دشواری های راهی را که درپیش گرفته، پیشاپیش سنجیده باشد و چه بسیار اندک هستند چنین آدم هایی. پس از آن هم، تازه از هر شاید هزارنفر، یک نفر راه را تا آنجا می رود که به عنوان نمونه، خسرو روزبه، قهرمان ملی ایران رفت! از هیچ کسی هم چنان انتظاری نیست؛ مهم داشتن نیکی در پندار و کردار با خود و دیگران و گام برداشتن در آن اندازه ای است که گلیمت را بافته ای. نباید پای را از گلیم خود بیرون نهاد؛ ولی می توان گلیم را بافت و بافت و بافت و آن را گسترش داد. آنگاه پایت نیز خودبخود درازتر شده و فراتر می رود!

درباره ی زنده یاد پرویز شهریاری بسیار گفته اند و من بیش تر آن ها را خوانده ام. حافظه ام دیگر آنچنان نیرومند است که همه ی آن ها را به یاد بیاورم؛ ولی یکی از آن گفته ها مانند لامپی همیشه توی سرم روشن است؛ می پندارم یکی از نزدیک ترین همکاران وی در گاهنامه ی «چیستا» و «دانش و مردم»، آن را نوشته بود. آن نوشته را در دسترس ندارم که موبمو از روی آن بنویسم؛ ولی کم و بیش اینگونه است:
در خانه ی آقای شهریاری که محل کار وی نیز بود، دو میزِ کار بود؛ یک میز اصلی برای کارهایی که وی در دستور کار خود داشت و میزی کوچک تر در اتاقی دیگر که وی برای کارهایی کم اهمیت تر از آن بهره می گرفت. هنگامی که از کار روی میز اصلی خسته می شد، پشت آن میز کوچک می نشست و به کارهایی دیگر می پرداخت. این میز کوچک، زنگ تفریح یا استراحت وی بود ...

همواره با خود می اندیشم:
چه انگیزه ی نیرومندی در آدمی به آن سن و سال که با بیماری های گوناگونی نیز دست و پنجه نرم می کرد، شَوَند (سبب) چنین منش و رفتاری بود؟! آیا جز عشق به دانایی، آموختن و آموزاندن آن به مردم، چه خواستاران دانش و چه آن ها که نادان شان نگاه داشته اند، انگیزه ی نیرومندتری سراغ می توان داشت؟! 

... و چه خوش گفت، حافظ:
... که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها!

ب. الف. بزرگمهر    ١۵ دی ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/01/blog-post_3202.html

۱۴۰۲ تیر ۱, پنجشنبه

ما با کمال میل بُنشَن را نیز از سفره ی عوام النّاس بی چشم و رو حذف می کنیم

حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه ایران پس از قطر و عمان در چارچوب سفر خود به خلیج فارس که شامل سفر به امارات است وارد کویت می شود.

اسپوتنیک نظر کارشناس مسائل خاورمیانه و کشورهای عرب جناب [گوز]آقا مُصَیّب نعیمی را در مورد اهداف این سفرها و آیا می توان انتظار نتایج تقویت روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران را پرسید .

وی در پاسخ گفت: قطعا پس از روابط همه جانبه ایران و عربستان برنامه ریزی هایی برای سفر و همکاری با کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام شده و محور صحبت ها روابط دوجانبه ایران و برخی کشور ها مثل عمان و امارات بوده و ادامه و توسعه پیدا می کند.و به صورت کلی یک کار جمعی در روابط سیاسیی و اقتصادی برای گسترش روابط با کشور های حاشیه خلیج فارس دراین برنامه ها گنجانده شده است. لذا با توجه به علاقه کشور های حوزه خلیج فارس به توسعه روابط و آغازی مرحله ای جدید قطعا این دیدارها کاربردی و مهم خواهد بود. و یکی از مباحث مهم در این گفتگو ها کاهش نفوذ غرب و انتقال بازار اقتصادی این مناطق از غرب به شرق که شاهد هستیم بخش اعظم روابط اقتصادی کشور های حاشیه خلیج فارس به سمت روسیه و به ویژه چین سوق پیدا کرده، به خصوص در حال حاضر درخواست مبادلات توسط شرکت های خصوصی نیز با کشور های حوزه شرق مثل روسیه و چین از تقاضای بالایی برخوردار است.

مسئله مهمی [که] باید اشاره کرد ، بحث حبوبات و فراورده های آنهاست که غرب نه تنها نمی تواند تامیین کننده ای باشد بلکه خود نیازمند این محصولات استراتژیک بوده. با تمام این تفاسیر در حال حاضر ایران یکی از کشور های مهم این گذرگاه لوجستیکی بوده و ایران آمادگی کامل برای همکاری در این زمینه را اعلام کرده. [ما با کمال میل بُنشَن را نیز چون گوشت و فرآورده های شیری از سفره ی عوام النّاس بی چشم و روی ولایت مان حذف می کنیم تا برادران عرب مان از آن ها سیراب شوند. ما نیک می دانیم که عرب تباران که ما خود را پاره تن شان می دانیم، چنانچه گرسنه بمانند به زمین و زمان رحم نمی کنند و حتا آماده اند استغفرلله  خشتک خدا را هم جِر داده و تُنبانش را از پایش بیرون بکشند. برخلاف آن ها عوام النّاس مان در برابر گرسنگی جان سخت اند و حتا اگر لازم باشد، سنگ به شکم صاحب مرده شان می بندند.] ...

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   یکم تیر ماه ۱۴۰۲  (بختی برای ویرایش درخور این گزیده گزارش نداشتم. برجسته نمایی ها و افزوده های درون [ ] از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۲ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

ببین هنری! بیا با هم دست بدامن خداوند شویم ...

ببین هنری! من و تو هر دو یک پای مان لب گور است؛ بیا با هم دست بدامن خداوند شویم تا شاید گناهان مان را ببخشد و هر دوی مان را بیامرزد ...

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ خرداد ماه ۱۴۰۲



۱۴۰۲ خرداد ۲۹, دوشنبه

کمی خفقان بگیر، ببینم ...

ـ بانو! ما برای تعامل اینجا آمده ایم و امیدواریم بجاهای باریک ختم بخیر شود ...

ـ بله! می دانم برای چه آمده ای؛ کمی خفقان بگیر، ببینم ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ خرداد ماه ۱۴۰۲

زیرنویس پرتورَ:
«همایش جهانی اختسادی» در «سن پترزبورگ» (روسیه)، برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۲۵ خرداد ماه ۱۴۰۲



۱۴۰۲ خرداد ۲۸, یکشنبه

هم از توبره می خوریم؛ هم از کاهدان

بحمدلله ما پس از چهل و اندی سال سردرگمی، برباد دادن سرمایه های ایران و بدتر از همه، کونسو شدن* جای دوست و دشمن را یافتیم. خودم نیز در اینجا «سفیر فوق العاده و تام الاختیار» آقا هستم. می دانید چه معنایی دارد؟ یعنی هم از توبره می خوریم؛ هم از کاهدان. بهتر از این دیگر نمی شود. کم مانده که چون مرغ خانگی تخم هم بگذاریم ...

 

از زبان این «چوخ بختیار نظامِ خرموش پرور دزدان اسلام پیشه»:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۲

 

* جاودانه عُبید زاکانی

 

زیرنویس پرتور:

«همایش جهانی اختسادی» در «سن پترزبورگ» (روسیه)، برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۱۵ خرداد ماه ۱۴۰۲

زمینه چینی برای کشاندن چین به گفتگو و زد و بندی جداگانه با «یانکی» ها

آماج سخنِ کفتار پابگور «یانکی» ها* زمینه چینی برای کشاندن چین به گفتگو و زد و بندی جداگانه با «یانکی» هاست؛ وی به هیچ رو، هوادار همزیستی آشتی جویانه میان ملت ها و خلق های جهان که چین و «ایالات متحد» را نیز خودبخود دربرمی گیرد، نیست و نمی تواند باشد؛ وی برای بیرون کشیدن «یانکی» ها از مرداب پدید آمده که در آن دست و پا می زنند، می کوشد.

 ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۲

* «هنری کیسینجر»، وزیر برونمرزی پیشین «یانکی» ها در گفتگویی رسانه ای که پنجشنبه ی گذشته پخش شد، هشدار داد: اگر «ایالات متحد» [بخوان: «یانکی» ها!] و چین سیاست های کنونی خود را پی گیرند،شاید به رویارویی رزمی کشانده شوند. وی به این پرسش که آیا چین در آینده ی نزدیک برای بازپس گیری تایوان خواهد کوشید از پاسخی رک و پوست کنده خودداری ورزید؛ ولی هشدار داد که «در گذرگاه کنونی هماوندی، می پندارم درگیری رزمی شدنی است.» وی افزود:
«از سوی دیگر، جنگ‌ها یا پیروزی ناپذیر (غیرقابل پیروزی) شده‌اند ... یا تنها با هزینه‌های ناسزاوار شایان پیروزی خواهند بود.» و هشدار داد که هر دو کشور اکنون باید از «بالای پرتگاه» واپس بنشینند (عقب‌نشینی کنند).

وزیر برونمرزی پیشین «یانکی» ها در بخشی دیگر از گفتگو چنین گفت:
«آنها هنوز براستی (واقعاً) درگیر همگویی («دیالوگ») هایی که پیشنهاد کرده ام، نشده اند؛ ولی می پندارم به آن سو می پویند (حرکت می کنند).»

گزیده  ای برگرفته از گزارشی در «آرتی» به تاریخ ۱۶ خرداد ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۲ خرداد ۲۶, جمعه

نِی غلیانی که از گردن کلفت ها، بیش تر درشت می گوید

با آن گردن باریک و اندام شکننده، نِی غلیانی بیش نیست.* با این همه از گردن کلفت ها بیش تر درشت می گوید: «خدای نکرده کسی خواست ناهنجاری کنه به حکم قانون گردنش را بشکنید؛ پاسخش هم با من»؛ و «نابهنجاران» همانا توده ی مردمی سرگشته و بجان آمده از رژیمی آدمکش و مزدور بیگانگان اند که بویی از آدمیت نبرده است؛ رژیمی پوشالی و کونسو** که با پوشالی تر شدن بیش از پیش، چون ابزاری برای سرکوب توده های مردم ایران بکار گرفته می شود.

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ خرداد ماه ۱۴۰۲

* «تو این استان، تو این شهرستان‌های ما(سواحل ما )، خدای نکرده کسی خواست ناهنجاری کنه، به حکم قانون گردنش رو بشکنین پاسخش هم با من.»

از گفته های ناکسی به نام حسن مفخمی، تمرگیده در جایگاه فرمانده انتظامی استان مازندران در کرانه ی بابلسر (ویدئوی پیوست، برگرفته از «تلگرام»   ۲۶ خرداد ماه ۱۴۰۲)

** دختر فقيهان و شيخان و قاضيان و عوانان مخواهيد؛ و اگر بي اختيار پيوندي با آن جماعت اتفاق افتاد، عروس را به كونسو بريد تا گوهر بد به كار نياورد و فرزندان گدا و سالوس و مزور و پدر و مادر آزار از ايشان در وجود نيايد.

از اندرزهای جاودانه عُبید زاکانی در نوشتار «دلگشا» (با اندک ویرایش درخور در نشانه گذاری ها از اینجانب؛ عوانان نیز به آرش فرومایگان است. ب. الف. بزرگمهر)



هیس! جایی درز نکند

برادران مسیحی! دیدار در این شیخ نشین از همه جا بهتر است؛* بخواست خدا (انشاء الله) از خبرنگاران و روزنامه نگاران کنجکاو و زبان دراز در میان گروه همراه تان که بخواهند از درونمایه ی گفتگوها بویی ببرند، نشانی نیست؛ شما بهتر از ما می دانید که در میان شان، بسیاری همدست دشمن هستند و می کوشند کار و بارمان، بیش از این روی غلتک نیفتد. دیداری دورهمی هم با یک یا چند تایی از گماشتگان این شیخک نشین خواهیم داشت که دیدارمان اندکی هم شده، دور از چشم بماند. آبرویی برای مان نمانده که بیش از این بریزد. ایرانی ها را که می شناسید ...

از زبان کارچاق کن دون پایه ی رژیم خرموش پرور دزدان اسلام پیشه:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ خرداد ماه ۱۴۰۲

* علی باقری معاون سیاسی وزیر امور خارجه و مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی ایران که در امارات عربی متحده حضور دارد، در توئیتی اطلاع داد: در ادامه رایزنی‌های دیپلماتیک با طرف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، با همتایان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی خود در ابوظبی ملاقات کرده و در مورد طیفی از موضوعات و نگرانی‌های متقابل با هم گفت‌وگو کردیم.

معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران در خصوص سفرش به امارات گفت: در چارچوب تحکیم سیاست همسایگی و در راستای استمرار رایزنی‌های سیاسی با همسایگان، به امارات سفر کردم تا درباره ارتقای همکاری‌های دوجانبه و بررسی مسائل منطقه‌ای با مقام‌های این کشور گفت‌وگو کنم.

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۲ (دانسته از ویرایش و پارسی نویسی آن خودداری ورزیده ام: ب. الف. بزرگمهر)

ما بخشی از رنگین کمان همبودهای آدمی در جهانیم؛ البته بخش بالایی آن

«همایش جهانی اختسادی» در «سن پترزبورگ» (روسیه) ـ دستینه نمودن (امضا) یادداشت «شیرفهم شدن» (گونه ای ریشخندآمیز بجای «تفاهم») و همکاری میان «کانون ساترات (صادرات) روسیه» (JSC) و «اُتاکِ جهانی (اتاق بین المللی) سرمایه گذاری و بازرگانی» (ICIB)

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۲۵ خرداد ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب؛ برنام نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)



۱۴۰۲ خرداد ۲۲, دوشنبه

به بهانه ی مرگ یکی از تبهکارترین جانوران دوپای جهان

ـ گردنت درد می کند مادر جان که می نالی؟ برو کلیسا خدا را سپاس بگذار و پولی، مالی نذر کن که نشکسته و سر نازنینت به تنت سنگینی نمی کند ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ خرداد ماه ۱۴۰۲

 

دیدار «برلوس کونی» با مردمِ جایی در ایتالیا پس از زمین لرزه در سال ۲۰۰۹ ترسایی که کشته شدن شمار بسیاری از باشندگان آنجا را در پی داشت. (برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۲۲ خرداد ماه ۱۴۰۲ با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)




بسان موشی بیچاره دُم مان را گرفتند و بیرون انداختند

«کسخل میرزای جامعه جهانی» اندیشاک با خود:
این کناره گیری نبود؛ بسان موشی بیچاره دُم مان را گرفتند و از واپسین جایی که در میان «کدو تنبل» ها برای خودمان دست و پا کرده بودیم، بیرون انداختند؛* با خود هیچ نیاندیشیدند که زمانی نخست وزیر کشوری بودیم که چون امپراتوری ساسانی، خورشید هیچگاه رو از پرچمش برنمی تافت. آیا این نشانه ای از فرو رفتن در منجلاب نیست؟

ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ خرداد ماه ۱۴۰۲

* «بوریس جانسون»، نخست‌وزیر پیشین انگلیس از هموندی (عضویت) در مهستان (پارلمان) آن کشور کناره گرفت و گفت: همچشمان سیاسی با دروغ بستن های شان درباره نخش وی در رسوایی «پارتی گیت» که دربرگیرنده ی باهمادهای (احزاب) «پیمان شکن جدابندی» («ناقض قرنطینه») در خیابان «داونینگ ۱۰ در بازه ی زمانی همه گیری «کووید ۱۹» بود، مرا به کناره گیری واداشتند.

«جانسون»، آدینه ی (جمعه) [گذشته] در گفتارنامه ای (بیانیه‌ای) آورده بود:
«اکنون با همدستی شمار کمی از کسانی بدون هیچ گواهی برای درستی داوهای شان ـ و بدون پذیرش حتا هموندانِ «باهمادِ واپسگرا» («حزب محافظه‌کار»)، چه رسد به دامنه ی گسترده‌تر رأی‌دهندگان ـ ناگزیرم از مهستان بیرون بروم» ... به باور من، پیشینه ای بیم برانگیز و نگران کننده دارد سامان داده می شود.»

وی افزود که برکناری وی، «نخستین گام بایسته» برای قانونگزارانی است که می خواهند دستاوردِ همه پرسی «برگزیت» در سال  ۲۰۱۶ را پوچ کنند.

برگردان گزیده گزارشی، برگرفته از «آرتی» به تاریخ  ۱۹ خرداد ماه ۱۴۰۲ به یاری «گوگل ترانسلِیت» از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

۱۴۰۲ خرداد ۱۹, جمعه

نه جانِ برادر! آماج سومی نیز در کار است

نه جانِ برادر! بگمانم آماج سومی برجسته تر از آن دو که نام برده ای نیز در کار است:
کم کردن فشار و به درنگ واداشتنِ یورش
آماجمند رزمندگان روسی بسوی باختر که همزمان با بالا گرفتن فشار از سوی کشورهای امپریالیستی برای کشاندن روسیه به گفتگوهای بیهوده و بی پشتوانه درباره ی همزیستی آشتی آمیز (صلح ) که برای آن کشور کم ترین دستاوردی نداشته و بسود تبهکاران آنچه «جامعه جهانی» نام گرفته، کوک و همسو شده است؛ گونه ای خریدنِ باز هم بیش تر زمان برای سر پا نگاه داشتن رژیم پوشالی و تا مغز استخوان وابسته ی آنچه از کشور ساختگی اوکراین بر جای مانده و آمادگی بایسته برای چنگ اندازی سرراست تر و ساخت تخته پرشی نیکو برای آماج های تبهکارانه ی «یانکی» ها، انگلیس و روبهکان و شغال های ریز و درشتِ زنجیر شده ی اروپایی در سرزمینی که از آنِ شان نیست.

از دید من، روسیه نباید کم ترین درنگی برای پیشروی هرچه سامان یافته تر و آماجمندانه تر بسوی «کی یف» تا مرزهای آن بویزه با لهستان و رومانی (+ مولداوی) بر خود روا دارد؛ بگونه ای که کوچک ترین جای پایی برای کشورهای امپریالیستی نمانَد. شوربختانه، چاره ی دیگری در کار نیست و جایی برای درنگِ بیش تر نیز نیست.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ خرداد ماه ۱۴۰۲

* «واسیلی نبنزیا»، نماینده ی «فدراسیون روسیه در سازمان ملت ها»، روز سه شنبه ی [گذشته] به آگاهی رساند که روسیه همه ی پاسخگویی بلای پدید آمده پیرامون ویرانگری «نیروگاه آبی کاخوفسکایا» را بر دوشِ «کی یف» و خداوندان باخترزمین آن که پیوسته جنگ ابزار درمی چکانند (تزریق می کنند)، می داند. بگفته ی وی ویرانگریِ «کی یف» در پی دو آماج بوده است:

کشش بیشترین درنگرش (توجه) برای سازماندهی دوباره ی زیرهَنگَرد (زیرمجموعه) های نیروهای به جنگ ابزار آراسته ی اوکراین و نیز بیشترین زیان پدید آوردن به انبوه مردم (جمعیت) سرزمین های پیرامون این نیروگاه.

گزیده ای برگرفته از گزارشی رویهمرفته شلخته در «چوب دو سر گُه»   ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۲ خرداد ۱۵, دوشنبه

تلخکِ کُرّه خر! از این روشن تر می خواهی بشنوی؟!

تلخکِ کُرّه خر! از این روشن تر می خواهی بشنوی؟! چه کسی شایسته تر  از دست اندر کاری آگاه در زمینه های سیاسی و سپاهیگری از میانِ خود «یانکی» ها باید این ها را به تو مزدور کودن گوشزد کند؟* آیا کاریایی که بر دوشَت نهاده، پالانَت کرده و به میدان فرستاده اند، جز به کشتن دادن روزانه شمارِ بسیاری از فرزندان توده های مردم در هر دو سوی پیشانی نبردی امپریالیسم خواسته و فروزان نگه داشتن تنور جنگ بسود تبهکارانِ آنچه آن را به نادرست «جامعه جهانی» می خوانند، چیز دیگری در بر دارد؟! مرگت باد حرامزاده!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۵ خرداد ماه ۱۴۰۲

* «اسکات ریتر» افسر پیشین داده پردازی (اطلاعات) ارتش «ایالات متحد» [بخوان: «یانکی» ها!] در گفتگویی رسانه ای گفت که امیدهای «ولادیمیر زلنسکی» درباره ی پذیرش اوکراین در «ناتو» پندارآمیز (واهی) است؛ زیرا باخترزمین («غرب») در نهان (مخفیانه) از «زلنسکی» بیزار (متنفر) است ...

وی افزود: «آیا او نمی داند که اوکراین هرگز هموندِ ناتو نخواهد شد؟»

بگفته ی این افسر داده پردازی پیشین، «زلنسکی» نه تنها در جهانی پندارآمیز (تخیلی) می زیَد (زندگی می کند) و کژپنداری هایی (توهماتی) درباره ی هموندی خود در «اتحاد» [آماج سخنِ نویسنده همانا سازمان تبهکار «ناتو» است.] دارد که (بلکه) حتا نگرش راستین (واقعی) کشورهای باخترزمین (غربی) درباره ی خود (نسبت به خود) را درنمی یابد (درک نمی کند).

«ریتر» در پاسخ به پرسشی درباره ی دریافت پایوری (تضمین) های امنیتی که «زلنسکی» پیش از هماوندی به «ناتو» درخواستِ آن را داده بود، گفت:
«زلنسکی! آنها از شما بیزارند؛ چگونه این را درنمی یابید؟ آنها می گذارند شما (به شما اجازه می دهند) مردم را به کشتن بدهید (به سلاخی بکشید). آنها شما را دوست ندارند. آنها به شما ارژی نمی دهند (به شما احترام نمی‌گذارند)؛ آنها از شما بهره می برند.»

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۱۵ خرداد ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۲ خرداد ۱۲, جمعه

چه شد که به من دل باختی؟َ

ـ چه شد که به من دل باختی؟َ

ـ برق سردوشی ها و زَلَم زیمبوهایی که بخود آویخته ای، چشمم را گرفت؛ برای نبرد تن به تن آماده ای؟

ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ خرداد ماه ۱۴۰۲

زیرنویس پرتور:

آیین زناشویی جانشین پادشاهی اردن: حسین و «رجوه السیف»



راهی جز این نیست و از همان نخست نیز نبود

راهی جز این نیست و از همان نخست نیز نبود؛۱ سر رژیمی برآمده از کودتایی امپریالیستی و انباشته از جک و جانوران تبهکار «نازی» را باید به سنگ کوفت و نابود کرد۲ و بازماندگان چنین شیوه ی اندیشگی تبهکارانه که خود را زیر چتر ملی گرایی پنهان می کنند را باید به دادگاه تبهکاران جنگی سپرد که پادافره بسیاری از آنان نیز پیشاپیش روشن است: تیرباران!

همینجا بد نیست این سخن باریک و پاکیزه (نکته) را از آن میان به برخی از سردمداران رژیم روسیه نیز گوشزد نمود که هرگونه پیشبرد و پیگیری سیاستی بر بنیاد ملی گرایی که کم ترین هماوندی با میهن دوستی و دلباختگی به سرزمین زاد و بوم خود در هیچ جایی از جهان ندارد و سرراست یا ناسرراست خواست های سرمایه داران ریز و درشتِ این یا آن کشور را بازمی تاباند، در فرجام خود به «نازیسم»، «فاشیسم»، «سیهونیسم» و دیگر گونه های ملی گرایی تندروانه با نام های دیگر می انجامد و جنگ و خونریزی میان ملت ها و خلق های جهان را در پی خواهد داشت.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ خرداد ماه ۱۴۰۲

پی نوشت:

۱ ـ «دیمیتری مدودف»، دستیار (معاون) مهتر (رئیس) «شورای امنیت فدراسیون روسیه» گفت:
«این رژیم که در اوکراین گسترش یافته، باید نابود شود؛ وگرنه ترساندن پیوسته بگونه ای پایدار از آنجا سرچشمه می گیرد و ما باید بگونه ای دنباله دار کنش هایی (عملیاتی) بسان آنچه بیش از یک سال به انجام رسیده را پی گیریم.

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۱۱ خرداد ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ آنچه هم اکنون با پشتیبانی همه جانبه ی کشورهای امپریالیستی اروپای باختری و امپریالیست های «یانکی» از آنسوی اقیانوس در کشور اوکرایین رخ می دهد و باندهای فاشیستی، آشکارا و دیگر نه آنچنان پوشیده چون رویدادهای چندی پیش کشور یونان پا به میدان نهاده اند، از سویی یادآور چگونگی نیروگرفتن باندهای فاشیستی به یاری بزرگ ترین بنگاه های امپریالیستی آلمان و دیگر کشورهای اروپای باختری در دوره ی پیش از جنگ دوم جهانی است و از سوی دیگر بحران همه جانبه و زمینگیر شدن بیش از پیش سامانه ی سرمایه داری امپریالیستی را بازتاب می دهد؛ بحرانی که اگر جلوی گسترش آن به کشورهای دیگر که در بسیاری موردها چون اوکرایین با پایمال نمودن حق حاکمیت ملی همراه بوده، گرفته نشود، بی هیچ گفتگو و گمانی، سرانجام به جنگ جهانی گسترده تری از دو جنگ پیشین، شاید این بار به گستره ی کره زمین، فرا خواهد رویید.

همه ی آن ها که کم و بیش از زندگی و تاریخ آموخته اند و ژرفای بحران و امکان گسترش و فرارویی آن به جنگی دامنگیر با جنگ ابزارهای هسته ای و نوترونی و ... را درمی یابند، همه ی نیروی خود را برای ایستادگی در برابر فاشیسم به عنوان نماد چهره ی راستین و بی صورتک امپریالیسم، برای شکست و نابودی سامانه ی اهریمنی سرمایه داری بسیج نموده و بکار می گیرند. پیش از هرچیز نباید گذاشت تا مردم ناآگاه را درباره ی آماج های راستین فاشیست ها و راستگرایان تندرو  بفریبند؛ اگر امروز جلوی آن ها را در اوکرایین نگیریم، فردا در جای دیگر با دشواری های بزرگ تر روبرو خواهیم بود. امپریالیست ها، آنگاه که بیم نابودی شان در میان باشد، جعبه ی پاندورای خود را به تمامی خواهند گشود و کیسه های زر انباشته از چپاولگری و بهره کشی مردمان جهان را تا آنجا که باید و شاید در راه پاسداری از منافع پلید خود بکار خواهند گرفت ...

برگرفته از یادداشت همراه با پیش بینی ام: «گامی بجا و به هنگام در برابر یورش و کودتای فاشیست ها و پشتیبانان شان در اوکرایین!»  ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ اسپند ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/03/blog-post_2766.html