صفحات

۱۴۰۴ مرداد ۱۵, چهارشنبه

من كیر خر استاده دیده ام؛ كون خر استاده ندیده ام! ـ بازپخشش

این هم خودروی ملی ما! پشت و جلوی آن، مانند خودمان یکیست.

هرچه به او گفتند، پشت فرمان بنشین تا عکس بگیریم به هر شوندی که نمی دانیم، ننشست.

ب. الف. بزرگمهر   دهم دی ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/12/blog-post_551.html

* داستانکی از جاودانه عُبید زاکانی:

خواجه ای بر خواجه عزّالدین قوهر دوی سلام كرد و بایستاد. خواجه یك دو نوبت گفت كه بنشین. نمی نشست. جلال ورامینی حاضر بود، گفت: من كیر خر استاده دیده ام، كون خر استاده ندیده ام.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

از دریافت دیدگاه ها و انتقادهای شما خرسند خواهم شد.