«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۱ مرداد ۳۰, یکشنبه

مُرد که مُرد! به تخم چپ حضرت آقا! ـ بازپخشش

مُرد که مُرد! به تخم چپ حضرت آقا! توی این ولایت مانند مور و ملخ، کارگر و کشاورز از زمین می روید؛ خوب! گاهی هم زیر دست و پا له می شوند؛ ولی، مگر چند تا آقا داریم؟! همه اش یکی! بحمدلله به دانش های زمینی و آسمانی آراسته است؛ بُرد موشک تعیین می کند و الی ماشاء الله، همه ی فوت و فن های استراتژی و تاکتیک و اینا را از بر است و هر از گاهی نیز ماشاء الله «نرمش قهرمانانه» می کند. انشاء الله سایه شان از سرمان کم نشود. البته نفت و گاز و بیت المال هم داریم. خوب! بیش از این، دیگر چه می خواهیم؟!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ فروردین ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/03/blog-post_31.html 

زیرنویس تصویر:

در پی ریزشی در «معدنِ همکار»، سه تن از کارگران زخمی شدند که یکی از آن ها به نام صفر زارع، زاده ی شهرستان راوَر، جان سپرد. (از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!