«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

حالا بحمدلله دست تان باز شد ... ـ بازپخشش

حالا بحمدلله دست تان باز شد و ازین پس، دیگران نیز چون کولبرانِ کردستان هستند؛ بزنید! تیراندازی تان هم بهتر می شود. البته ما  دانسته از کاربرد واژه هایی چون «تندرو»، «تروریست» و اینا خودداری می کنیم. کلیدواژه ی «داعش»، هم اکنون و انشاء الله در آینده بسیار بهتر، سودمندتر و کارآتر است. اینکه سودش در فرجام کار به جیب «استکبار جهانی»، «لیبرال» های خودمان و آن آخوندِ پستانِ مادر گزیده برود، جُستار دیگری است؛ ولی هم اکنون چاره ای نداریم؛ باید سوخت و ساخت.

اینکه ما عبارت «ترقّه بازی» را بکار بردیم هم منظورمان توهین به خانواده ی شهدا که انشاء الله بر شمارشان هر روز افزوده شود، نبود؛ منظورمان، همانگونه که وزیر محترم اطلاعات از زبان ما بر زبان آوردند، این بود که با این کارها «امنیت بی‌بدیل ما آسیب نمی‌بیند»! اگر توانستند دستِکم سینمایی جایی را به آتش بکشند که ۳۰۰ ـ ۴۰۰ تن درجا در آتش بسوزند و آن را به گردن «داعش» و اینا بیندازند، حرفی است.

از زبان «آقا بیشعور نظام» که به همین زودی ننگ ... دادن به «عمو سام» و بزبان کژدم گزیده و لالمونی گرفته ی خودشان: «شیطان بزرگ» را فراموش نموده و از «امنیت بی بدیل»* سخن می راند:

ب. الف. بزرگمهر    ۲۴ خرداد ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/06/blog-post_53.html

* از آن اسفناک تر، نوشته ای درج شده در تارنگاشتی است که نه تنها کوچک ترین نشانی از برخورد طبقاتی به رخدادهای سیاسی و اجتماعی در آن دیده نمی شود که سیاستی رویهمرفته همسو با سیاست امپریالیست ها بویژه امپریالیست های انگلیسی را پی گرفته و می گیرد. در آن نوشته ی دوپهلو و سردرگم، در هماوندی با یورش به ساختمان مجلس فرمایشی و آرامگاه "آمام سیزدهم" از بیم از دست رفتن «امنیت و ثبات کشور»، سخن به میان آمده است که اگر دستینه ی زیر آن نبود و نمی دانستی چنین کلی گویی بی پایه ای از مغز کدام «الف بچه سیاسی» تراوش نموده، می پنداشتی یکی از سخن سرایی های بیمایه ی «آقا بیشعور نظام» است!

این را نیز بیفزایم که آماج این یادآوری، آن چند «الف بچه سیاسی» و حتا حزب و سازمان شان نیست؛ به آن ها چشم امید برای بهبود ریشه ایِ سیاست های ورشکسته شان نمی توان داشت!

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!