«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ اسفند ۷, پنجشنبه

بی پدر مادرها به دین اسلام درآیید! ـ بازانتشار

آقا بیشعور! دهان گشادت را کمی ببند و چشم هایت را بیش تر باز کن! آمار نوزادانی که هنوز پا به جهان نگذاشته، در همان زهدان مادر پیشفروش می شوند، آن اندازه بالا رفته که «شهیندخت بانو» نیز آمار و حساب و کتاب آن را از دست داده یا رویش نمی شود، آن را بر زبان آورد. تو که برای کودکان و نوجوانان اروپایی نامه ی پر از مهربانی یا به گفته ی آن مردک پیزُری: مهرورزی می نویسی و آن ها را به اسلام آوردن فراخوانده ای، برای یادگاری هم شده، یک نامه نیز برای این نوزادان بخت برگشته بنویس تا چند سال دیگر که انشاء الله بزرگ تر شدند و انشاء الله به دبستان رفتند و انشاء الله از آنجا فراری نشدند، بخوانند و انشاء الله مستفیض شوند. زیرا روشن نیست از زهدان مادر به دامان نامادری مسلمانی فرود آیند و آبی خوش از گلوی شان پایین برود. آنگونه که در خبرها آمده، بخش سترگی از این نوزادان را باندهای گداپرور یا باندهای دیگری برای فروش آن ها به کشورهای دیگر پیش خرید می کنند. با همه ی خریّتِ سرشتی ات، بیگمان این را درمی یابی که در هر دو صورت، چه همواره گرسنه باشی یا به کافرستان فروخته شوی، این گمانه که کیش و آیین پدر و مادر نگونبخت تر از خودت را از دست بدهی، بالاست. آن رنجی که برای نوشتن نامه ای پدرانه به کودکان و نوجوانان اروپایی بر خود هموار کردی، برای این کودکان، چندان بایسته نیست؛ تنها همین بس که بنویسی:
بی پدر مادرها به دین اسلام درآیید!

ب. الف. بزرگمهر    سوم تیر ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/06/blog-post_55.html

شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده در دولت «زهدان اجاره ای»:
«آماری از تعداد این نوزادان [نوزادان پیش فروش شده در زهدان مادر] نداریم، اما آنقدر تعداد آن زیاد بوده که تبدیل به یک خبر شده است.» برگرفته از «آرمان امروز»، سوم تیر ماه ۱۳۹۵

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!