«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ اسفند ۳, یکشنبه

دخترم بیا! ترا بی قلب نیز پذیراییم! ـ بازانتشار

اعضای بدن عسل بدیعی به بیماران نیازمند اهدا میشود

عسل بدیعی بازیگر سینمای ایران که از دیروز به دلیل مسمومیت دارویی در بیمارستان لقمان تهران بستری بود، ظهر امروز دار فانی را وداع گفت. وی در نهایت به دلیل ایست قلبی و مشکلات تنفسی درگذشت. با درگذشت این هنرمند و به دلیل خواسته وی که به کرات به خانواده و اطرافیانش اعلام کرده بود، اعضای بدن وی اهدا خواهد شد (از رسانه های خبری ایران). 

***

پیوند اعضای عسل بدیعی شامل دو کلیه، کبد و قلب این بازیگر روز گذشته در بیمارستان مسیح دانشوری تهران انجام شد. قلب عسل بدیعی،  اکنون در بدن فردی به نام محمدرضا وهاب نژاد می تپد. وی در گفتگو با خبرنگاران درباره این پیوند گفت: قلبم را تقریبا شش سال پیش عمل کردم و به علت پارگی بطن و مشکل فشار خونی که داشتم، دکترها اعلام کردند که باید پیوند صورت بگیرد و از درگاه خدا برای عسل بدیعی رحمت آرزو می کنم (از رسانه های خبری ایران). 

***

روز رستاخیز

عسل بدیعی:
همه ی آنچه از من ستاندید، بجای خود. قلبم را به من بازگردانید! چگونه بی داشتن قلبی در سینه به پیشگاه خداوند بزرگ شرفیاب شوم؟!

خداوند دو جهان:
ما که خود خداوند جهانیم، قلبی در سینه نداریم که برای کسی بتپد. تنهای تنهاییم! همان روح بزرگ تو ما را بس است. آن هنگام که واپسین فرستاده ی ما دین خود را بر جِن و اِنس عرضه نمود، هنوز چنین پیشرفت های شگفت انگیزی در جهان روی نداده بود که قلب آدمی را در سینه ی دیگری بکارند یا آدم هایی «الاغ مغز» را در مسند ریاست جمهوری کشورها بنشانند. از شما چه پنهان، ما نه آن هنگام که برای ما همچنان همین هنگام است، چنین چیزهایی به اندیشه مان خطور نکرده بود و حتا درباره ی آداب نماز در قطبین کره ی زمین که در آنجا شش ماه شب و شش ماه روز است، دستورالعملی به آن فرستاده ی خود ندادیم. خوشبختانه ـ که برای ما به عنوان خداوند واژه ای بیمایه است و خوشبختی یا بدبختی آدم ها در اندیشه ی خداوندی مان یکسان بازتاب می یابد ـ ساکنین آن مناطق را دینی دیگر دادیم که سرگشته در پیِ وقت شرعی نماز و روزه و مبطلات آن نباشند؛ بویژه آنکه در آنجا آفتاب و مهتاب نیز چندان رخِ خود نمی نمایند.

 دخترم بیا! ترا بی قلب نیز پذیراییم!

ب. الف. بزرگمهر    ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/04/blog-post_1892.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!