«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ دی ۲۹, دوشنبه

می بینید؟! همان عین الله فیلم «صمد آقا» است؛ این بار از «ولایت همسایه»! ـ بازانتشار

«عین الله» هایی که بر شمارشان در حاکمیت های مافیایی منطقه هر روز بیش تر افزوده می شود

«ما اصرار داريم نيروهايی که در امور يمن دخالت می کنند از آنجا خارج شوند. برخی از ايرانی ها به سبب اين اظهارات از من انتقاد کردند. يکی از آنها نايب رئيس يکی از کميسيون های مجلس شورای اسلامی ايران و ديگری شخصی است که او را نمی شناسم. آنها در سطح من نيستند. اين افراد تعيين نمی کنند که من به ايران سفر کنم يا نه. اين که بروم يا نروم به ما مربوط می شود. ما هستيم که در اين باره تصميم می گيريم. برنامه سفر من به ايران به قوت خود باقيست؛ ولی امور يمن را نيز دنبال می کنيم.  تحولات يمن برای ما بسيار مهم است. تصميمات ما متناسب با تحولاتی خواهد بود که در آنجا روی می دهد.»  رجب طیّب اردوغان

برگرفته از «انتخاب»، ۱۱ فروردین ماه ۱۳۹۴

سخنان برگرفته در بالا از دهان رییس جمهوری یکی از کشورهای منطقه بیرون آمده است؛ تفاوتی هم نمی کند از کدام کشور؛ چون تنها این نمونه نیست. نمونه های چندی از اینگونه خودنمایی ها و برون افکندن مَنِشی فرومایه را از سردمداران و مسوولین ریز و درشت دیگر کشورهای منطقه که کمابیش همگی آن ها نیز کشورهایی با بیشینه جمعیت مسلمان هستند، گواه بوده ایم که به نوبه ی خود، نمودار تراز فرهنگی وامانده ی این کشورهاست؛ همین که چنین آدم هایی به بالاترین جایگاه های رهبری یک کشور دست می یابند، خود گواه چنین سخنی است و نشانه و گواهی بیش از آن نمی خواهد.

همین چندی پیش بود که یکی از همین نمونه ها که نام وی را «عین الله ولایت» نهادم به شکلی زننده و بیمارگونه ادعا نموده بود که:
«ما در مذاکرات فنی با نوعی بن بست مواجه بودیم و تشخیص مقامات بالاتر نظام بر این بود که بنده شخصا در مذاکرات حضور یابم و در جزییات مسایل نیز با بالاترین مقام طرف مقابل که وزیر انرژی امریکاست وارد گفت و گو شوم ... به اعتبار اینکه هم سابقه فعالیت داشتم و هم در زمینه علمی و فنی آشنایی دارم حضورم خیلی کمک کرد و می توان گفت در این دو جلسه بن بست های فنی برطرف شد.»*

اکنون، نوبت این یکی «عین الله» از «ولایت» دیگری است؛ ولایتی که در آن، گونه ای دیگر از اسلام مافیایی، نوکر سرشت و وابسته به امپریالیست ها فرمان می راند. وی با اشاره به برخی از نمایندگان مجلس فرمایشی رژیم ورشکسته ی جمهوری اسلامی می گوید:
«آنها در سطح من نيستند. اين افراد تعيين نمی کنند که من به ايران سفر کنم يا نه. اين که بروم يا نروم به ما مربوط می شود. ما هستيم که در اين باره تصميم می گيريم.» و روشن نیست که این «ما» خودش به تنهایی است یا همراه با دیگرانی چون خودش در حاکمیت تبهکار جمهوری اسلامی که هر روز بیش تر دستِ بالا می یابند. «عین الله ولایت همسایه» می گوید:
«ما اصرار داريم نيروهايی که در امور يمن دخالت می کنند از آنجا خارج شوند» که بیش تر به پریشان گویی می ماند؛ زیرا روشن است که آماج چنین سخنی، نیروهای یورشگر عربستانِ خاندانِ سُعود و شیخک نشین های شاخاب پارس و نیز «یانکی» های پشتیبان و سرور همه ی آن ها نیست؛ رژیم مافیایی ترکیه که خود وی نماینده ی آن است و از یورش آن شیخک ها و خرسک ها به سرزمین یمن پشتیبانی همه سویه نموده را نیز بیگمان نمی گوید؛ پس کدام نیروها را می گوید که باید از یمن بیرون بروند؟!

می بینید؟! همان عین الله فیلم «صمد آقا» است؛ عین الهی گستاخ و به همان اندازه نادان که به وی پیشنهاد ریاست جمهوری ترکیه را نموده اند و او آن را پذیرفته است. **عین اللهی که شاید به انگیزه هایی نیرومند و هنوز پنهانی، نه تنها آن نمایندگان مجلس فرمایشی که سرتاپای رژیم ورشکسته ی جمهوری اسلامی و به همراه آن شوربختانه، همه ی مردم ایران را کوچک و خوار شمرده است.  

«عین الله» هایی که بر شمارشان در حاکمیت های مافیایی منطقه هر روز بیش تر افزوده می شود تا آش بارگذاشته از سوی امپریالیست ها در این منطقه ی نفت خیز را همواره گرم نگهدارند؛ رژیم تبهکار فرمانروا بر میهن مان از بیش ترین شمار چنین  «عین الله» هایی برخوردار و از این سویه، نمونه است.

ب. الف. بزرگمهر     ۱۱ فروردین ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post_219.html

برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

پانوشت:

* من آن «عین الله» را بیش تر خوش دارم!

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post_32.html

** «در شهر به ما پشنهاد شد برویم دانشگاه!» (عین الله در صحنه ای از فیلم «صمد آقا»)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!