«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ بهمن ۹, پنجشنبه

دستاوردهای رژیم دزدان اسلام پیشه، یکی دو تا که نیست ... ـ بازانتشار

نوشته است:
یادتان هست در دولت احمدی نژاد، علی کردان وزیر کشور شد؟ علی کردان که ادعا می کرد، گواهی «پی اچ دی» از دانشگاه آکسفورد دارد، در حالیکه گواهی کاردانی نیز نداشت.

دانشگاه آکسفورد، هر سه ماه یکبار، واژه نامه اش را تازه و منتشر می کند. یکی از واژه های تازه افزوده شده به آن واژه نامه، «کُردانایز» (kordanize) به آرش کسی که ادعای داشتن گواهی «پی اچ دی» دارد؛ ولی هنوز گواهی کارشناسی هم ندارد است از نام آن مردک برگرفته شده است. بر بنیاد این واژه ی تازه، چهار  واژه ی دیگرِ «کُردانیفیکیشن» («Kordanification»)، «کُردانیسم» («Kordanism»)، «کُردانیک» («Kordanic») و «کُردانیکلی» («Kordanicly») هم به زبان انگلیسی افزوده شد. این رویداد را می توان یکی از بزرگترین دستاوردهای دولت محمود احمدی نژاد بشمار آورد. در پیوند زیر می توانید این واژه ها را ببینید:
http://www.urbandictionary.com/define.php?term=Kordanize

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

با خود می اندیشم:
چرا تنها دستاورد دولت «بز عزازیل نظام»؟! چرا سایر دزدان اسلام پیشه را نادیده گرفته است؟! نه! این یکی از کوچک ترین دستاوردهای کُلّ رژیم تبهکار و سزاوار سرنگونی اسلام پیشگان است و تنها این مورد نیز نیست؛ بر همان بنیاد، می توان از رخداد تلخ و شرم آور «کهریزک»، واژه ای چون «کهریزکِیشن» («Kahrizakation») یا «کهریزکِیفیکِیشن» به آرش کاربرد تجاوز جنسی به جوانان بجان آمده برای پیشبرد آنچه سگ مذهب ها، «انقلاب اسلامی» می نامند، ساخت و به جهانیان شناساند تا با گوشه ای دیگر از ماهیت چنان انقلابی دروغین که جز چیرگی ضدانقلاب بر نیروهای انقلابی بیش نبوده و نیست، بهتر آشنا شوند؛ همچنین از عبارتِ «بسته شفاهی» می توان عبارت «اورال پَکِیج» («Oral package»)یا عبارتی گویاتر از آن به آرش «قراردادهای پنهانی دور از چشم مردمی که ناخودی هستند» ساخت و جهانیان را انگشت به دهان نمود! به همین ترتیب، می توان از گم و گور شدن دکل های نفتی در میان دریا نه تنها از عبارت هایی چون «زدودن صورت مساله» («issue elimination»)۱ یا «گم شدن سرِ نخ» («Missing clues») سود جست که آن را کارِ الله یا جنّ و پری وانمود یا به گردنِ «امام زمانِ» بیگناه و نادیده ی شیعیان نهاد که گویا برای جبران هزینه های سنگین خویش به آن نیاز داشته۲ و عبارت جادویی «اَجّی مَجَّی لاتَرجّی» را به گنجینه ی واژه های انگلیسی افزود.

می توان از عبارت «بگم؟ بگم؟» به آرش «پول بده تا نگویم!»۳، واژه ی زشت و زیبای «گاوبندی» که در انگلیسی همترازی باریک ندارد را به آن زبان درآورد («Gavbandi») و چشم جهانیان را با شیوه ای از شیوه های ساخت و پاخت میان برادران دزد اسلام پیشه، روشن نمود؛ می توان از شیوه ی زندگی ساده زیستی که به کم تر از تخم و گوشت بلدرچین خشنود نیست و برای توده ی مردمی تهیدست و گرسنه از فرهنگ دم می زند، واژه ای چون «بلدرچین خوار ساده» («Quail simple eater») ساخت و ادبیات انگلیسی زبان ها و دیگر مردم جهان را پربارتر نمود.

می توان «انقلاب اسلامی» را به هر گوشه و کنار جهان، حتا آبخست های کوچک میان اقیانوس ها صادر نمود و بوته ای نشاشیده در هیچ جا برجای ننهاد. نمی دانم نام این یکی را چه بگذارم؛ به هر رو، دستاوردهای رژیم دزدان اسلام پیشه، یکی دو تا که نیست ...

ب. الف. بزرگمهر   ۳۱ خرداد ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/06/blog-post_84.html

پی نوشت:

۱ ـ بُز یادشده در بالا یکی از ویژه کاران برجسته ی رژیم دزدان اسلام پیشه در این زمینه است!

۲ ـ کم و بیش چون جریان امپریالیست ساخته و دوزخی «داعش» که افزون بر بسیاری چیزهای دیگر، چندین چاه نفت نیز از آن خود نموده یا بهتر بگویم در اختیارش نهاده اند تا هزینه هایش را جبران نموده، نیازی سرراست به «یانکی» ها، همدستان و نوکران سرسپرده اش، چون اردوغان بیشرف نداشته باشد.

۳ ـ «حق السّکوت» («Hush money»)

پی افزوده:

Kordanize

Kordanize /‘kərdənaiz/ (v.) past tense: Kordanized / past participle: Kordanized
1 To get Ph.D without having B.Sc.
2 To deceive a nation by telling them a big lie
3 To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents.
4 to try to bribe someone in order to change his mind
kordan kordanification kordanophobia kordanism kordanic kordanicly

1 In this country Ph.D is just a piece of worthless paper.If i were you i would kordanize.

2 He must be sentenced to prison after he kordanized the whole country but as he was backed by the president he could scape the justice.
3 Kordanizing proves to be the best way of becoming a minister in an eastern country.
4 Although he tried to kordanize the Parliament members but finally they voted to sack the Minister for lying about his fake degree from Oxford University.

http://www.urbandictionary.com/define.php?term=Kordanize

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!