«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ آذر ۱۵, شنبه

مردک الدنگ و امتیازهایش! ـ بازانتشار

مردک الدنگ که فرنام ریشخندآمیز «رهبر انقلاب» را نیز دانسته به کونش می بندند۱، در دیدار با خانواده های کشته شدگان ایرانی در سوریه و عراق با برشمردن "امتیازات" زیر، داغ شوی از دست دادگان، پدران و مادران و فرزندان شان را تازه تر نمود:

«حقیقتاً هم شهدای شما، هم خانواده‌ها، پدران، مادران و فرزندان آنان، حق بزرگی بر گردن همه ملت ایران دارند. این شهدا امتیازاتی دارند:

یکی این است که اینها از حریم اهل بیت در عراق و سوریه دفاع کردند و در این راه به شهادت رسیدند ...

امتیاز دوم این شهدای شما این است که اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه نمی‌کردند این دشمن می‌آمد داخل کشور... اگر جلویش گرفته نمی‌شد ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه استانها با اینها می‌جنگیدیم و جلوی اینها را می‌گرفتیم. در واقع این شهدای عزیز ما جان خودشان را در راه دفاع از کشور، ملت، دین، انقلاب اسلامی فدا کردند؛

امتیاز سوم هم این است که اینها در غربت به شهادت رسیدند، این هم یک امتیاز بزرگی است، این هم پیش خدای متعال فراموش نمی‌شود.»۲

 

چنانچه واکاویِ نیرنگبازی، بهره برداری نابجا و تبهکارانه از احساسات پاک توده ی مردم و سفسطه گری همراه با وارونه نمودن واقعیتِ نهفته در آن سه "امتیاز" برشمرده که آن الدنگ به پندار خویش، ارزانی بازماندگان کشته شدگان نمود را نادیده گرفته یا به آینده واگذاریم، چند «امتیاز»۳دیگر نیز به آن "امتیازات" می توان افزود که آن مردک بی آبرو، آن ها را ناگفته برجای نهاد یا رویش نشد و یا در گنجایش خِرَدِ ناچیزش نبود تا برشمرد. از آنجا که این «امتیاز»ها از ماهیتی زمینی تر و سودمندتر برخوردارند،۴ شمارش آن ها در دنباله ی آنچه آن دروغگوی ورشکسته بر زبان راند با «امتیاز چهارم» پی گرفته نخواهد شد؛ گرجه تا اندازه ای هم که شده به زبان کژدم گزیده ی وی بر زبان خواهد آمد:

یکی این است که ارتش اهریمنی «یانکی» ها به بهانه ی چنگ اندازی های ما و کشور دوست و برادرِ مافیایی: روسیه در سوریه، بودجه ی جداگانه و هنگفتی، افزون بر بودجه ی سرسام آور آن که به تنهایی بیش از بودچه ی نظامی دیگر کشورهای امپریالیستی و روسیه و چین است، دریافت نموده با ساز و برگ بهتر و دست و دلی بازتر پا به میدان نبرد خواهد نهاد؛

امتیاز دوم این شهدای شما این است که با پای نهادن ارتش های پوشالی عربستان و دیگر شیخک نشین های مستراح پُر کُنِ درون و پیرامون شاخاب پارس که همگی شان بر روی هم، تنها پوشش و درآمدی برای چنگ اندازی سرراست ارتش «یانکی» ها و دیگر همدستانش در سوریه خواهد بود از یکسو و موشک پرانی های بازهم بیش تر برادر مافیایی مان، جنگ در آنجا بالا گرفته و چنان «مغلوبه» خواهد شد که خر، خر را بازنشناسد و سگ صاحبش را؛

امتیاز سوم هم این است که همراه با بالا گرفتن جنگ و افزایش گمانه ی رویارویی سرراست میان روسیه با کشورهای امپریالیستی، ما با خوشخدمتی در زمینه سازی جنگ جهانی محدود و مهارشده ی دلخواهِ خداوندمان: «شیطان بزرگِ رحمان و رحیم» در منطقه ی بزرگی از آسیا و بخشی از اروپا به جایگاهی برتر از عربستان و اسراییل و دیگر نوکران و همدستان «یانکی» ها دست یافته و به عنوان نوکری تازه، پایمان را نزد ایشان که به ما جانی دوباره بخشید، استوارتر خواهیم نمود؛

امتیاز چهارم این است که با پای نهادن در جای پای «جرج دبلیوسی بوش» و پیش گرفتن سیاست «جنگ های پیشگیرانه» به شیوه ی وی، خداوندمان انشاء الله نقشی بیش از سگ زنجیری برای مان بدیده گرفته، ما را به جایگاهی که شاه طاغوتی در گذشته ی منطقه داشت، فراخواهد نشاند؛۵ 

امتیاز پنجم این است که با افزایش شمار پناهنگان به کشورهای دیگر، بویژه کشورهای اروپایی، خواه ناخواه، میخ اسلام عزیز در آنجاها بیش تر فرو خواهد رفت؛ چه باک که شماری بسیار از آن ها به ژرفای دریاها رهسپار شوند؛

امتیاز ششم این شهدای شما این است که با پیوستن شان به لقاء الله از شمارِ سرِخرهای ناخشنود از «نظام» و مویِ دماغِ نزدیکی با «شیطان بزرگ»، هرچه بیش تر کاسته خواهد شد؛

امتیاز هفتم این شهدای شما این است که خواهران شوی از دست داده و عزیزمان، دیر یا زود سر از «خانه های عفاف» در خواهند آورند تا شبانه روز به برادران رزمنده و آماده به جنگ مان در راه الله یاری رسانند.

 

البته ما می توانیم امتیازهای بازهم بیش تری برای شما عزیزان که چشم و چراغ مان هستید، برشمریم؛ ولی بیش از این وقت شما که حق بزرگی بر گردن همه ی ملت ایران دارید را نمی گیریم و تنها به برشمردن «امتیاز الی آخر» کفایت می کنیم:

با تجربه ای که بحمدلله در «توافق هسته ی» بدست آورده ایم، اگر چنانچه۶ بارِ دیگر کار به جاهای باریک بکشد، دوباره با نرمشی قهرمانانه ... خواهیم داد تا بیضه ی اسلام پابرجا بماند. این ها، گرچه پیش خدای متعال فراموش نمی‌شود، ولی هر دو چشمش را خواهد بست و ما را انشاء الله خواهد آمرزید. والسّلامُ علیکُم و رحمت اللهُ برکاته.


ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۴


http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/02/blog-post_9.html


پی نوشت:


۱ ـ بگمان نیرومند برای به فراموشی سپرده شدن روح الله خمینی!

۲ ـ برگرفته از «خبرگزاری تسنیم»، ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۴

۳ ـ پیشاپیش روشن است که برخی از چنین امتیازاتی از آنِ «یانکی» ها و دیگر کشورهای امپریالیستی است؛ برخی دیگر به جیب کشورهایی چون روسیه و ترکیه و شیخک های عرب منطقه خواهد رفت و اندکی از آن نیز دستِ تبهکاران اسلام پیشه ی فرمانروا بر ایران و شبکه ی سازمان یافته ی جاکشی و زن بمزدی زیر پوشش «شرع انور» را خواهد گرفت.

 

۴ ـ همان کژدم بیابان های عربستان که بجای نماد «شیر و خورشید» باستانی، روی پرچم سه رنگ ایران نشانده اند.

 

۵ ـ با آنچه مردک الدنگ با کودنی هرچه بیش تر در «امتیاز دوم» خویش، بر زبان رانده و باید بیگمان افزود: آرزومندانه و بلندپروازانه، ادعاهای عربستان، ترکیه و دیگر کشورهای دست نشانده ی «یانکی» ها در زمینه ی دست داشتن ایران در چالش های کشورهای منطقه را به زبان کژدم گزیده ی خویش گواهی نموده است؛ جداگانگی میان سخنور با سیاستمدار که چندی پیش آن را در یادداشتی از زبان «ایگناتسیو سیلونه»، برگرفته از کتاب «مکتب دیکتاتورها» بازگفتم، در اینجا بیش از پیش رخ می نماید:

«... زبان بازی (لفّاظی) یکی از بخش های جدایی ناپذیر کردار فرمانروایی است؛ ولی تفاوتِ سیاستمدار با سخنور این است که سیاستمدار از زبان بازی هم به عنوان یکی از ابزارهای کارش بهره می برد؛ ولی اختیار خود را به دست آن نمی دهد.» گرچه ناگفته نگذارم که چنان بلندپروازی و آرزویی را با خود به گور خواهند برد؛ زیرا دست درازی آشکار و پنهان در چالش های دیگر کشورها از سوی رژیم تبهکار اسلام پیشگان ایرانی، حتا با نادیده گرفته سویه سیاسی و تراز نیروهای منطقه ای و جهانی دم به دم دگرگون شونده، جز تقلیدی ناشیانه از امپریالیست های یانکی و نابرخوردار از توان نظامی، پشتیبانی و سازماندهی شان بیش نبوده و ناگزیر به شکست های سنگین خواهد انجامید.


۶ ـ واژه های «اگر» و «چنانچه» با اندک جداگانگی های کاربردی به یک آرش هستند و کاربرد آن ها همراه با هم نادرست است؛ گرچه این مردک، آن دو را همیشه با هم بکار می برد.

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!