«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ آذر ۲۶, چهارشنبه

اگر این عوام النّاس گذاشتند جرعه ای آب خوش از گلوی مان پایین برود ... ـ بازانتشار

اگر قرآن همیشه پیش روی ما باشد از تاریکی عبور می‌کنیم و به روشنایی می رسیم؛ پس این کتاب الهی باید سرمشق و نور راه ما در همه ی کارهای اجتماعی، سیاسی و زندگی شخصی مان باشد.* [گذشته های دورتر بکنار؛ ولی اگر در چهل سال گذشته، همچنان در تاریکی بسر برده و چه بسا روزبروز بر چگالی آن افزوده شده، گناه از سایه های سنگین خودمان با این رداهای تیره است. اگر انشاء الله، نه یکی دو تا که همه مان با هم کنار بکشیم یا دستِکم سر جای مان بنشینیم، همه جا پرنور می شود. البته خودمان چون قد و قواره ای کوتاه داریم، چندان توفیری نمی کند؛ با این همه، چنانچه کنار بکشیم، سنگین تریم. دیگران و بویژه آن درازعلی، جای خود دارد که هر جا سبز می شود، سایه روشن های چشم آزاری پدید می آورد و نمی گذارد نور قرآن، آنگونه که باید و شاید به کَلّه ی کسی بتابد و بدرون آن راه یابد.]

ما مساله ای که الان گرفتارش هستیم، این است که نابسامانی هایی که در مملکت است را به پای رهبری می گذارند؛ انگار که فعال مایشا در همه امور اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رهبری است و مجلس و دولت بیکاره هستند. باید مراقب باشیم که این نقشه شوم دشمن است و این درحالی است که رهبری پیگیری اجرای برنامه هایی برای حل مشکلات کشور است.* [البته ناگفته نگذاریم که کرم از خود درخت است و چنانچه معُظَّمُ لّه، سر در هر سوراخی فرو نمی بردند و ریز و شپش کارها را بدیگران وامی نهادند، شاید کار و بار مردم اندکی هم شده، بهتر سازمان می یافت و روشن می شد که در کجا کدام دستگاه و چه کسی پاسخگوست؛ ولی هم اکنون به هر دشواری یا چالشی که می نگری، نشانه ای از آن سایه روشن ها می یابی و نتیجه اش همین می شود که جلوی چشمان همگی ماست:
هر مسوولی از پاکدست گرفته تا تردست و اینا، هر جا کم می آورد یا گند و گُهی ببار می آورد، خود را پشت معُظَّمُ لّه پنهان می کند تا از فشار پیرامون خویش بکاهد. از همه ی این ها زشت تر و شوم تر، دشمن است که درست همینگونه کار می کند و واکنش نشان می دهد که آن مسوولین به انجام می رسانند. برای آنکه نمونه ای کوچک از نابکاری دشمن را نشان دهم به دادگاه لاهه اشاره می کنم که نمایندگان فرستاده شده از سوی دولت به آنجا، بازگشت تحریم‌های «شیطان بزرگ» را زیر پا نهاده شدنِ «عهدنامه مَوِدّت و روابط اقتصادی و حقوق کنسولی میان ایران و آمریکا در سال ۱۹۵۵» بشمار آوردند و به آن پرخاش کردند! خوب! آن ها می توانستند رُک و پوست کنده بگویند، آن پیمان با رژیم پیشین ایران بسته شده بود و این به شما هماوند نیست؛ ولی آن ها راهِ دور نرفتند و گفته های چندی پیش معُظَّمُ لّه  را بهانه کردند که چیزی در این مایه فرموده بود:
 
مشکلات مدیریتی پیامد بی تدبیری ها و ناکارآمدی هاست و ارتباطی با تحریم ها ندارد. خوب! با آنکه فرمایش معُظَّمُ لّه سر تا پا درست است و همه ی مردم ایران نیز گواه آنند، دشمنان خبیث و رذل که همیشه در جایی کمین می کنند تا همچون مگس بر روی زخم بنشینند و با سوءاستفاده از مشکلات ناشی از خطای برخی افراد، ناکارآمدی نظام و بن بست در کشور را القاء کنند تا مردم ناامید شوند، همین گفته های معُظَّمُ لّه را بهانه می کنند و پشت سر مبارک شان، سنگر می گیرند. این دیگر غوز بالا غوز است. برای همین، اینک که کار و بارمان با «شیطان بزرگ» و همدستانش، سخت گره خورده و چنان در هم پیچیده که نه از آنِ ما پیداست و نه از آنِ آن ها بهتر است ایشان، زبان بدهان بگیرند و هیچ نگویند؛ زیرا چه سنجیده سخن بگویند و چه زبانم لال، نسنجیده چیزی از دهان مبارک شان بپرانند با توجه به آنکه عملی نیز در پشت هیچیک از آن ها نیست و آب از آب تکان نمی خورد، بسود دشمن خواهد بود.]

مردم ناراضی هستند و حق دارند که ناراضی باشند؛ اما ما مسوولان باید طوری عمل کنیم که قلب آنان آرام شود و بتوانند راحت تر این شرایط را پشت سر بگذارند و سیاست پولی و ارزی درست در کشور حاکم شود و جلوی احتکار سود جویانی که خون مردم را در شیشه کرده اند، گرفته شود. این محتکران بگونه‌ای عمل کرده‌اند که حتی پوشک نوزادان را در انبارها نگه داشته اند و مردم را حتی در این زمینه دچار مشکل کرده اند. در این شرایط نباید مدیری حقوق نجومی دریافت کند ...* [هرچه رهبری پند و اندرز می دهند، کسی گوشش بدهکار نیست؛ انگار نه انگار که ایشان، رهبر این ولایت است. خوف من از فتنه ای است که هر آن ممکن است از جایی آغاز شود و چون برق و باد در همه جا گسترش یابد. دی ماه پارسال را به یاد بیاورید که چگونه عوام النّاس پای شان را از خط قرمزمان آن ورتر نهاده، بالا پایین نظام را یکی کردند. این بار، همین مانده که نوزادان نیز کون برهنه به آن ها بپیوندند و به رهبر عظیم الشان مان، بیشرف بگویند! از آن بدتر این است که دشمن، واژه های زشت دیگری بر زبان شان بیندازد و آن ها نیز دَم بگیرند پشت سر هم آن را بازگویند. نوزاد است دیگر؛ زبان که سرش نمی شود. هرچه بگویی، همان را بر زبان می آورد. گیریم پارسال و حتا امسال، مامورین پاکدست ما از پشت و جلو، نوجوانان ۱۲ ـ ۱۳ ساله را بگلوله بستند و گناه آن را بگردن «داعش» و اینا نهادند. این بار چکار خواهند کرد؟ آیا به نوزاد زبان نفهمی که تازه چهار دست و پا راه افتاده و نوکِ زبانی، «کیر خر»، «کیر خر» می گوید هم تیراندازی خواهند کرد؟ می گویند برای حفظ بیضه اسلام، آماده ی انجام هر کاری هستیم؛ ولی آیا اسلام در این یا آن زمینه، حد شرعی برقرار نکرده است؟ و آیا ما به همین بهانه، اسلام را زیر پا ننهاده ایم؟! خوب! شاید آن کتاب الهی را بخاطر اینکه در تاریکی هستیم و نمی توانیم بخوانیم، بسته ایم و به اندازه ای به تاریکی خو گرفته ایم که چنانچه روشنایی نیز در کار باشد، همگی کور خواهیم شد. آیا به همین دلیل نیست که خدا هر روز گرهی تازه بروی گره های پیشین در کارمان پدید می آورد و آزمونی به پایان نرسیده، آزمونی تازه در تاریکی جلوی پای مان می گشاید؟ خدایا پناه بر تو! کمک کن تا قلب عوام النّاس آرام شود و کم تر تن و جان مان را بلرزانند؛ کمک کن تا بتوانیم این شرایط را پشت سر بگذاریم و راهی به روشنایی بگشا تا تاریکی نشسته بر روح و روان مان را بزداییم! بر شیطان لعنت! اگر این عوام النّاس گذاشتند جرعه ای آب خوش از گلوی مان پایین برود ...]

ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ شهریور ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/09/blog-post_5.html

افزوده های درون [ ] همه جا از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر

* از پرچانگی های «نشانه خدا» احمد جنتی در پنجمین نشست مجلسِ نامور به «خبرگان رهبری»، برگرفته از «ایسنا» ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۷

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!