«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۳۱, دوشنبه

نور به مزارش ببارد که همه را آدم کرد! ـ بازانتشار

در پاسخ به دخترکی که آنجا را با کاخ یکسان پنداشته بود و چه بهتر از زبان کسی که یکشبه به جایگاه «علّامگی» بالا برده شد (همانا «نخوانده ملّا» بگونه ای دیگر!) و شرکت های زنجیره ای «یادگاری» در ایران بخت برگشته براه انداخت:
نه جانم! اینجا کاخ نیست؛ مزار کسی است که روی دست مردم به ایران آمد و می خواست آن ها را «آدم»* کند و کرد! می خواستیم، نور به اندازه ای بسنده به مزارش بپاشد، خرجش سر به آسمان زد! هنگامی که بزرگ تر شدی، درخواهی یافت چرا مردم ایران از دوران کهن به چیزهای نورانی و از آن میان، گنبدهای زرین، بیش از هر ملت دیگر جهان دلبسته اند و برای آن گاه جان می دهند؛ اکنون کمی زود است ...

ب. الف. بزرگمهر    ۲۴ دی ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/01/blog-post_92.html

* وی در نخستین سخنرانی اش در آن گورستان از آن میان، چیزی در این مایه گفت که بگوش خود شنیدم و کاش آن را یادداشت کرده بودم:
ما از شما آدم می سازیم ...

در ویدئوهای آن سخنرانی که بگمانم، همگی از روی یک نسخه برداشته شده و اینترنت را انباشته اند، آن جمله زدوده شده است. کاش کسی نسخه ی کامل آن سخنرانی را داشته باشد.

ب. الف. بزرگمهر    ۲۴ دی ماه ۱۳۹۵

تصویر و نوشته ی روی آن از «گوگل پلاس»

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!