«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ مهر ۷, دوشنبه

لزوم تناسب بین دعا و حاجت! ـ بازانتشار

بخشی از گفتگوی روزانه «نخود آش» با یکی از دوستانش

قبل از هر حاجت ۱۰مرتبه "یا الله" بگوییم

خبرگزاری مهر ـ گروه دین و اندیشه: حضرت آیت الله مجتبی تهرانی در ادامه بحث دعای خود، ویژه ماه مبارک رمضان با تأکید بر ضرورت تناسب دعا و حاجت، گفت: در تمامی حاجات، پناهگاه "رب" است.

در این جلسه می‎خواهم مطلبی را عرض کنم. انسان در زندگی، حاجات مختلف مادی و معنوی پیدا می‎کند. حاجات مادی هم اقسام خاصی دارد؛ گرفتاری‎های مختلف پیدا می‎شود. در اینجا دعا یک نوع پناه بردن است. وقتی انسان گرفتاری پیدا می‎کند و می‎بیند که تدبیرهایش کارساز نیست، می‎گردد کسی را پیدا کند که بتواند این گره را باز کند. لذا متناسب با گرهی که دارد، می‎گردد و شخص مناسبی را پیدا می‏کند. مثال‎های ساده بزنم تا مطلب روشن شود؛ مثلاً اگر گرفتاری مالی دارد، می‎رود دنبال کسی که بتواند این گره مالی او را باز کند؛ نمی‎رود دنبال طبیبی که متخصص طبّ باشد.

این کار یک نوع پناه بردن و درخواست است. دعا درخواست است، پناه بردن و درخواست کردن از موجودی است که کارگشا و گره‏گشا است. حتی در دعای غیر مأثور هم عرض کردم که مثلاً اگر کسی بخواهد از خداوند طلب عفو و مغفرت کند، به مقام غفاریت حق‏تعالی پناه می‎برد. می‏گوید: «یا غفّار الذّنوب اغفر لی»! یا مثلاً اگر بیمار است به مقام شافی بودن خدا پناه می‎برد، «یا شافی اشف»! یعنی متناسب با آن حاجت خودش، به وصفی از اوصاف پروردگارش پناه می‎برد که ما در گذشته از آن به «تناسب بین دعا و حاجت» تعبیر کردیم.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1376174

***

گرفتی حسنقلی چی میگه؟ اگه کلمه ی «غیر مأثور» رو هم درست نمی فهمی یعنی چیزی که اثر نداره. حیف! نوبت ما که رسید دعاهای مأثورش تموم شده ... هی بنشین این گوشه هر روز واسه ی خدا عجز و ناله کن که گره زندگیتو واکنه. انگار که خدای ربّ العالمین صندوق قرض الحسنه باز کرده که هر روز این گوشه بشینی، روضه بخونی. وخی! وخی! از قدیم و ندیم گفتن از تو حرکت از خدا برکت. حالا فهمیدی چی می گه. می گه واسه هر کاری باید به متخصصش مراجعه کنی ... هر وقت و بی وقت که نباید مزاحم خدا شد. تازه دیگه چی چی می خوای از این خدا. اون کارشو کرده تو شش روز آسمون و زمین و ماه و خورشید و پیغمبرای اولوالعزم و واسه تربیت من و تو درست کرده. بعد هم دیگه روز جمعه ش رسیده و دیگه وقت استراحتش شده س. یعنی اگه تو کله ت نمی ره یه جورایی بازنشسته شده. حالا این آخونده روش نمی شه که اینا رو رک و پوست کنده بگه. واسه همین می گه بین دعا و حاجت باید تناسب وجود داشته باشه. یعنی تو می تونی هرچی دلت خواست از خدا بخوای؛ اما خدا که گوشش به هر حاجتی که گنجایش نداشته باشه، بدهکار نیست. تازه واسه هر حاجتی باید کلید رمز درستشو بکار ببری وگرنه گرهِ کارِت وا نمی شه. حالا فهمیدی واسه چی دعاهات مستجاب نمی شه؟! وخی! وخی! کاش اون خدا یه خورده عقل درست و حسابی به تو داده بود ...

راستی این که نگفت واسه کمی پول و پَله که قرض و قوله مونو پس بدیم به کدوم مقام خدا باید پناه برد؟ (این آخرین جمله را نخود آش، سر درگریبان، در حالیکه زیر لب با خودش زمزمه می کرد بر زبان آورد یا اینطوری به نظرش رسید!)

از گفتگوی روزانه «نخود آش» با یکی از دوستاش 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2011/08/blog-post_9026.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!