«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۱۳, پنجشنبه

انگار چشم بصیرت نداری! ـ بازانتشار

کار نیرنگبازی و آمارهای دروغ از خود در کردن در ولایت دزدان سگ مذهب اسلام پیشه به چشم بندی و من بمیرم تو بمیری برای بزور چپاندن چیزهایی که واقعیت ندارند به ذهن توده های مردم کشیده شده است. نمونه ای گویا از چنین چشم بندی هایی از زبان آخوند پفیوز امنیتی: حسن فریدون روحانی شده در آستانه ی سال نو با برشمردن مشتی آمار و شمارگان پیشرفت های اقتصادی ـ اجتماعی کشور در دوره ی کارپردازی وی بیرون آمد که بگمانم بسیاری را شگفت زده نمود؛ وی بزبانی در کام گیر کرده از آن میان، ادعا نمود:

«از لحاظ عدالت و اجتماعی، قدم های خوبی برداشته شده است؛ گرچه باید این قدم‌ها برداشته شود. ما در طول چهار سال گذشته، همه ساله حقوق و دستمزد کارگران و کارمندان همواره از تورم بیشتر بود. این به معنی قدم در عدالت است و همواره حداقل حقوق، بیشتر از مقداری بوده که حقوق را اضافه کرده‌ایم.»*

در پی وی، «آقا بیشعور نظام»، این بار پاهایش را گشادتر نهاد و با بر زبان راندن نکته ای که تازه به مغز خویش چپانده و نوک زبانِ کژدم گزیده اش افتاده، چنین ریسید:

«در باب عدالت کارهای بسیار زیادی انجام گرفته، کارهای بسیار خوبی انجام گرفته است ... قبل از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بوده است؛ در سال ۹۴ ضریب جینی در کشور ۳۸ بوده است؛ یعنی ما این‌ مقدار ـ فاصله‌ی ۵۰ و ۳۸ ـ توانسته‌ایم فاصله‌ی طبقاتی را کم کنیم!»**

پیش از آن نیز از سوی کسانی که «مسوولین نظام» خوانده می شوند و کمابیش هر جک و جانورِ دله دزدی را دربرمی گیرد، بارها و بارها و از آن میان بویژه با نمایش های آماری کوشش شده تا به توده ی مردمی که هر روز سفره اش تهی تر می شود، نشان داده شود که شما نه تنها تنگدست تر نشده و کسی جیب تان را نزده که هر روز پیشرفت نیز کرده اید!

تصویر پیوست را که در «گوگل پلاس» دیدم، بر بنیاد آنچه در بالا آمد، گفتگوی پندارآمیز زیر میان رهگذری که تابلوی «شنا کردن در دریاچه سد ممنوع» چشمش را خیره نموده با یکی از آن جان ننه شان، «مسوولین نظام» در ذهنم جان گرفت:

ـ آقا اینجا که آبی در کار نیست!

ـ انگار چشم بصیرت نداری! آب به این زلالی را نمی بینی که موج می زند؟! اینجا البته شنا کردن ممنوع است؛ ولی خود دانی! اگر شیرجه زدی و خدای نکرده سرت به سنگ خورد، ما پاسخگوی آن نیستیم!

ب. الف. بزرگمهر   نهم فروردین ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/03/blog-post_29.html 

* برگرفته از «آخرین خبر»   ۲۷ اسپند ماه ۱۳۹۶ (با ویرایش درخور، تنها در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب؛ برجسته نمایی های متن از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر)

** از گفته های «بصیرت العظما» در نخستین روزِ سال ۱۳۹۷

زیرنویس تصویر:

خشک شدن سد شاه قاسم یاسوج

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!