«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۱۲, چهارشنبه

خدا کدام خری را تاکنون بوسیده که من و تو دومی و سومی اش باشیم؟! ـ بازانتشار

سرودوار می نویسد: 

همه ما را از
 
«چوب خدا»
ترساندند ...
ولی، یکی
به بوسه ی خدا
امیدوارمان نكرد؛
در حالیکه خداوند
کلامش را همیشه
با «بخشنده و مهربان»
آغاز می کند ...

بارش بوسه های بی مِنّت خداوند را برایتان آرزومندم ...

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش و بازآرایی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

می خواهم برایش بنویسم؛ ولی نمی نویسم:

بماند که «بخشنده و مهربان»ش را همان مالیخولیاییِ بندِ تُنبان شُل، تنها ده سال پس از بر زبان راندنش، زیر پا نهاد و شبیخون زدن و تهدید به مرگ و سر بریدن آغازید! پیروانش را که می بینید؟ از همان راه می روند ...

از این ها که بگذریم با خدا که از اینگونه شوخی های زشت و زننده نمی کنند. خدا کدام خری را تاکنون بوسیده که من و تو دومی و سومی اش باشیم؟! بوسه باران، آنهم بی مِنّت که جای خود دارد ...

ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/02/blog-post_2.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!