«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه

«آقا» تخم هایش را در دو سبد نمی چیند! ـ بازانتشار

در خبرها آمده بود که فشار بر روحانی در گزینش همکارانش برای سرپرستی دم و دستگاه پوشالی قوه ی اجرایی از سوی دفتر علی خامنه ای و بخشی از اصولگرایان، آغاز شده و هر روز اوج می گیرد.

با خود می اندیشم:
... فشار برای چه؟! این که باز هم یکی از خودشان است و قرار هم نیست کاری کارستان انجام بدهد یا شاخ غول را بشکند. آمده است که زیر نظر «آقا ولی» و «عالیجناب بوقلمون» و با همکاری آن مردک بی جربزه: «کفتر پرِ قیچیِ نظام»، کارِ تعامل با «شیطان بزرگ» را سر و سامان بدهد و به جایی برساند تا انشاء الله «بیضه ی اسلام» که از چندی پیش با بیضه ی خود آقایان یکی شده از خطر «شیطان بزرگ» در امان بماند و بیمه شود. سپس یاد آن زبانزد محافظه کارانه ی گویا انگلیسی می افتم که می گوید:«همه ی تخم ها* را در یک سبد نگذار» و با خود می گویم:
«آقا» با آنکه آدم رویهمرفته محافظه کاری است از چنین زبانزدی پیروی نمی کند و چنین کاری از بنیاد شدنی نیست؛ نه تنها به آن خو نگرفته که تخم هایش را در دو سبد بگذارد که افزون بر آن به محض آنکه به چنین کاری دست یازد با دست خویش «بیضه ی اسلام» را به باد داده است.

نه! تنها راهی که می ماند، آن است که سایرین تحم هایشان را در سبد «آقا» بگذارند و همین کار را نیز می کنند.

باز هم در اندیشه می شوم که:
... خوب! این هم بازی رسانه ای بیمزه ای است که برای بازارگرمی بیش تر راه انداخته اند تا سرِ مردم را با چنین خبرهایی گرم کنند و زمینه ی بازی های بازهم تازه تری را بریزند.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/07/blog-post_4664.html

* اشتباه نشود! منظور همان تخم مرغ است؛ نه تخم کفتر و اردک و غاز یا جانوران دیگر. من در اینجا برای کوتاه شدن، آن را همانگونه نوشته و بکار می برم که افغان ها می گویید و می نویسند: تخم!

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!