«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ مرداد ۱۱, شنبه

آنان که در این میان کلاه سرشان رفته، توده های میلیونی مردم ایران اند ... ـ بازانتشار

«تعامل سازنده با دنیا درست است ...روشن شد که سیاست برد ـ برد صحیح است ... آنان‌که فکر می‌کردند باید سر دیگران کلاه گذاشت یا آنها بر سر ما کلاه بگذارند، اشتباه می‌کردند و ما نشان دادیم که می‌توان با دنیا حرف زد و مذاکره کرد.»۱ 

این آخوند امنیتی بیشرم، درست می گوید. هم برای کشورهای امپریالیستی و ریزه خوران شان از یکسو و هم برای رژیم تبهکار اسلام پیشگان به نمایندگی از سوی کلان بازرگانان و سوداگران فرمانروا بر هست و نیست ایران از دیگر سو، این یک بازی برد ـ برد است که سود سرسام آور آن، دست کلان بهره کشان جهان را می گیرد و پشیزهایی نه چندان اندک، در سنجشی نسبی با آن سودهای سرسام آور، به جیب گَل و گشادِ کلان بازرگانان و سوداگران تبهکار چنبره زده بر اقتصاد ایران می رسد که از آن «سهم امام» و «خمس» و «زکات» خویش را نیز می پردازند تا آن "پشیز"ها پاک و پاکیزه شوند. با این تفاوت که این ها در هر داد و ستدی، دو بار سود می برند و برای شان تفاوتی نمی کند که «جنس»۲، بازمانده هایی باستانی  و بزبان توده ی مردم: «زیر خاکی» باشد یا دستاورد ارزشمند دانشمندان کنونی ایران. حتا آماده اند «کِیک زرد»ی را که از آبریزگاه آن ها بیرون آمده باشد در برابر «کیک زرد» با هزار رنج و زحمت فرآوری شده از اورانیوم ایران داد و ستد کنند؛ تنها به شرط سود دو سویه برای زالوهای اجتماعی و آخوندهای ریزه خوارشان از "ساده زیست" نیرنگباز گرفته تا آن آخوند دلقک کاشی که قرار بود «جوک حلال» برای مردم درست کند تا کمی به ریش صاحب مرده اش بخندند و سرخوش شوند! پیش تر در این باره از آن میان، نوشته بودم:
«قرار است این بار به عنوان نمونه حتا با دستی ”اورانیوم پرچگال“ (غنی شده) به بازار کشورهای امپریالیستی برده و بیگمان به رقمی ناچیز بفروشند و با دستی دیگر از همان کشورها ”اورانیوم کم چگال“ یا اورانیوم طبیعی بخرند! بسان آن است که در بازار پیش از پیدایش سرمایه داری و هماوندی های پولی در جهان که در آن داد و ستدها پایاپای انجام می گرفت، گاوی چاق و چله به بازار برده و بجای داد و ستد یا کالایی دیگر، گاوی لاغر مردنی خریده به خانه بیاوری. در آن هنگام، سده ها پیش، اگر کسی به چنین کاری دست می یازید، دیوانه اش می خواندند و اگر به پادافره کارش سزایی درخور نمی دید، دستِکم دیگر به بازار فرستاده نمی شد؛ ولی هم اکنون، در رژیم تبهکار جمهوری اسلامی و بزرگ بازرگانان سوداگر و زنهارخواه (خائن) فرمانروا بر هست و نیست ایران و ایرانی، چنین کاری دو بار سود آور است:
هم در فروش و هم در خرید، جیب آن ها پر می شود و خرسند و خوشنود، نمازهای پرآب و تاب تری به درگاه الله می خوانند ...»۳ و نمونه ای روشن از آن را در داد و ستد با مافیای روسیه و بیگمان در چارچوب قرارداد ننگین، فراقانونی و همچنان پنهان در بسیاری زمینه ها گواه بودیم. تا اینجای کار بجز با پِهِن پر کردن قلبِ نیروگاه هسته ای و شاشیدن در حوضِ آب سنگین و کارهای ناشایست دیگری که تنها از نمونه هایی چون «عین الله خودفروخته ی رژیم» برمی آید، روشن شده است که از آنچه برجای می ماند، چون کارخانه ای مونتاژ به سود کشورهای امپریالیستی سود برده شده و اورانیوم طبیعی زیر بازرسی باریک آن ها به اورانیوم پرچگال (نه با چگالی بالا و هراس برانگیز!) فرآوری شده و به آن ها بازگردانده می شود؛ و این که رُک و پوست کنده به آرش نابودی خاستگاه های اورانیوم ایران در برابر پشیزی چند است، تنها گوشه ای از ماجرای غم انگیز برای مردم ایران با میلیاردها سرمایه گذاری بیهوده و از میان رفته و بازی برد ـ برد میانِ «دزدان بغداد»۴ با «شیطان بزرگ» و سایر همدستان است؛ و نیک پیداست که سهم «علی بابا»ی پا بگور نیز در جایگاه رازدار گنجینه های ایران، هر بار کنار نهاده می شود تا پند و اندرزهای آسمانی ریسمانی اش را پی گیرد.۵

بله! آخوند آبزیرکاه و گستاخ درست می گوید؛ آنان که در این میان کلاه سرشان رفته، توده های میلیونی مردم ایران اند که تنگدستی، بیکاری و هزاران درد بی درمانِ اقتصادی ـ اجتماعی دیگر، بازهم بیش تر از گذشته، چشم براه شان است ... 

ب. الف. بزرگمهر    ۲۷ دی ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/01/blog-post_44.html

پی نوشت:

۱ ـ برگرفته از «رادیو فردا»، ۲۷ دی ماه ۱۳۹۴

۲ ـ از زبان بازاری مارگزیده شان!

۳ ـ «بازی برد ـ برد سوداگران اینچنین است: ستاندن گاوی لاغر مردنی در برابر گاوی چاق و چله!»،  ب. الف. بزرگمهر،  ۱۳ امرداد ماه ۱۳۹۴

۴ ـ مادر به ...ها را اگر با همه ی نانخورها و اَره اوره شان سرشماری کنی، صدها برابرِ «چهل دزد بغداد» می شوند.

۵ ـ گرچه گذرا و دارای تاریخ مصرف!

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!