«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ مرداد ۷, سه‌شنبه

نمودی روشن از فرهنگ ادعایی در «ولایت آقا بیشعور» ـ بازانتشار

زیر برنام «بازگشت انصار حزب الله، حرام یا حلال؟» نوشته ای را از یکی از رسانه ها درج کرده است:
«انصار حزب الله اعلام کرده است که گروه های سیار امر به معروف و نهی از منکر را روانه خیابان ها خواهد کرد تا در پارک ها، مراکز خرید و معابر مشخص شده به عنوان «محل مأموریت و نقاط توقف» فعالیت کنند.

دبیرکل «انصار حزب‌الله» گفته است که «این گشت‌ها تداخلی با گشت‌های متعارف نیروی انتظامی ندارند» و در پاسخ به این پرسش که «آیا دستگاه‌های ذیربط از فعالیت این گشت‌ها مطلع هستند و آیا در این ارتباط مجوزی گرفته اید؟» گفته است:
«این جستاری نیست که دستگاه‌های قانونی از آن بی‌خبر باشند؛ البته این‌گونه اقدامات، تجمع و یک اقدام سیاسی نیست که احتیاج به مجوز داشته باشد.»

در این باره، نکته های زیر قابل یادآوری و درنگ است:
۱ ـ در این که امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از فروع دین، وظیفه هر مسلمانی است، تردیدی وجود ندارد. اما اگر افرادی بخواهند برای تحقق هدفی، ساز و کارهایی را ایجاد کرده و در سطح جامعه فعالیت داشته باشند، نیازمند ساز و کارهای قانونی هستند. به عنوان مثال، حفظ محیط زیست وظیفه هر شهروندی است اما اگر عده ای از شهروندان بخواهند برای حفاظت از محیط زیست، دست به اقدامات جمعی بزنند باید در چارچوب قانون و مقررات فعالیت کنند و مثلاً نمی توانند در یک روز تعطیل، جلوی ورود مردم به حاشیه رودخانه فشم را با این بهانه که آنها محیط زیست را آلوده می کنند، بگیرند و بعد بگویند حفظ محیط زیست وظیفه هر مسلمانی است.

از سخنان دبیر کل تشکل انصار حزب الله چنین بر می آید که آنها برای آنچه امر به معروف سازماندهی شده می خوانند، مجوزی ندارند و لذا کارشان هر چند که ظاهر دینی دارد، خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران است.

۲ ـ در رساله همه مراجع تقلید آمده است که یکی از شروط اولیه امر به معروف و نهی از منکر،‌ احتمال اثر گذاری است؛ به عنوان مثال رجوع کنید به رساله حضرت امام خمینی"ره"، «مسأله ۲۷۹۱».

حال ببینیم آیا امر به معروف و نهی از منکرهای سازمان دهی شده از سوی «انصار حزب الله» براستی اثربخش است؟ این که چند نفر با موتور در مقابل یک پاساژ بایستند و به زنان و دختران مردم بنگرند و به هر کدام شان که تشخیص دادند گوشزد کنند، هرگز اثرگذار نیست و هیچ کس با این روش از بدحجابی به حجاب نرسیده است.

خدای متعال به انسان موهبتی به نام عقل و نعمتی به نام حافظه داده است. اگر با این دو عطیه الهی، جستار را بررسی کنیم به این نتیجه  می رسیم که اگر این روش ها اثربخش بود، بدرازای سه دهه گذشته که بارها و بارها آزموده شده، باید پاسخ می داد و امروز حتی یک زن و دختر بدحجاب هم نداشتیم. بنابراین، عقلاً و قطعاً و یقیناً و والله و بالله و تالله، این روش از امر به معروف و نهی از منکر، اثربخشی ندارد. بنابراین، کار نابجا و بیهوده چرا؟!

البته اگر هدف، چیز دیگری جز امر به معروف و نهی از منکر است و مثلاً پای بازی های سیاسی در میان است، امر دیگری است که نباید در لوای دین و امر به معروف و نهی از منکر صورت گیرد.

این نوشتار در این باره داوری نمی کند و آن را به مردم وا می گذارد. تنها پیشنهاد می شود یک گروه دانشگاهی بیطرف، ‌این جستار را مورد بررسی علمی و میدانی قرار دهد و نتیجه هر چه باشد، همه به آن گردن نهند. اگر نتیجه این بود که مردم به اسلام و انقلاب و نظام خوش بین می شوند، این کار را در یک چارچوب قانونی ادامه دهند؛ ولی اگر نتیجه این بود که کارهای انصار حزب الله مردم را بدبین می کند، اقدامات شان را برای همیشه جلو گیرند. نیروی انتظامی برای رویارویی مأمورانش با مردم، آنها را همواره آموزش می دهد و ساز و کارهای بازرسی ویژه ی خود را دارد. پرسش این است که به فرض قانونی و شرعی بودن اقدامات انصار حزب الله، افرادی که در این کالبد، «امر به معروف» و «نهی از منکر» می کنند، چه آموزش هایی دیده اند و چه بازرسی بر آنها وجود دارد؟

اگر یک مأمور پلیس خطایی کند، با نامی که بر روی جامه اش نوشته شده و نیز زمان و مکان تخلف، می توان جستار را پیگیری کرد. حال اگر آدمی با جامه ای شخصی، سوء استفاده و تخلفی بکند و برود، چگونه می توان او را یافت و درباره اش اعمال قانون کرد؟ ...

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.     ب. الف. بزرگمهر

کاری به دلیل های رویهمرفته آبکی نوشته ی بالا که به انگیزه هایی روشن به بنیاد نادرست جُستار نمی پردازد و بیش تر حاشیه پردازی است، ندارم و می نویسم:
خوب! در کشوری که بیکاری بسیار است؛ این ها هم باید به کار گمارده شوند و نانی بخورند! خدای ناکرده مگر شما مخالف نان خوردن آن ها هستید؟!

قدیم ترها آفتابه دار مسجد شاه تهران، شخصیتی برجسته بشمار می آمد. در آن هنگام که تازه کالاهای پلاستیکی رواج یافته و بازار را انباشته بود، آفتابه ها نیز از گوناگونی رنگ و شکل بیش تری برخوردار شدند: سبز و آبی و قرمز و از همه رنگ؛ و یکی از و ظایف وی، پرکردن این آفتابه ها و نهادن شان پیرامون حوض بسیار بزرگ آن مسجد بود؛ بگونه ای که مومنین برای وضو و قضای حاجت ناچار به زحمت بیش تر نشوند؛ کار شتاب بیش تری یافته و از شلوغی و گیر کردن عبای این یکی زیر صندل آن یکی و به زبان عوام الناس: خر تو خری جلوگیری شود! با این تفاوت که آفتابه دار یادشده که پس از آب و جارو نمودن و سایر کارهای خرده ریز، معمولن در آن هنگام (نماز ظهر) در گوشه ای از دیوار مشرف به حیاط و حوض مسجد لم می داد و چرت می زد، کمی پایش را بیش از گلیم وظایف خود دراز می نمود و هرگاه مومنی برای برداشتن یکی از آفتابه ها خیز برمی داشت و در همان هنگام سرگرم ورد و دعاخوانی نیز بود، وی با لحنی دستوری از همان گوشه داد می زد که این آفتابه (مثلن به رنگ آبی) را برندار و آن یکی (مثلن به رنگ قرمز) را بردار. مومنین هم پس از شاید یکی دو بار پرسش و ستیزه با او که تفاوت این آفتابه با آن یکی چیست و شنیدن پاسخ هایی بی معنی یا همراه با ترشرویی، "فرمان" هایش وی را بی چون و چرا اجرا می کردند و برای آنکه وردخوانی شان آشفته نشود یا چنانکه تنگ شان گرفته باشد به شلوار خویش نریسند، دم برنمی آوردند.

اکنون شما باید این نکته را درنظر بگیری که از انقلاب اسلامی تاکنون با آنکه برشمار مسجدها اینجا و آنجا افزوده شده و گاه یک روستای کوچک با کم تر از پانصد نفر آدم، چهار پنج مسجد داراست، بازهم نمی توان برای همه کار فراهم نمود. مگر در یک مسجد می توان دو آفتابه دار یا دو آخوند، همزمان بکار گماشت؟ بیگمان شنیده ای که دو درویش بر گلیمی بخسبند و دو آخوند در مسجدی نگنجند! تازه، این ها سوای دشواری هایی است که تحریم های «شیطان بزرگ» لعنت الله علیه از آن هنگام تا همین چندی پیش که روابط اندکی حسنه شده، پدید آورده تا «ولایت آقا» همچنان وامانده و نیازمند برجای بماند و دست کسی به دهانش نرسد.

خوب! بازهم پافشاری می کنی که نان خلق الله را آجر کنی؟ چه اشکالی دارد که مثلن یکی در خیابان به شما خانم برازنده بگوید:
بجای روسری صورتی، روسری سیاه یا راه راه گورخری سرت کن؟! یا مثلن آن پسر جوان چشم چران را که به باسن فلان مانکن چوبی پشت ویترین خیره شده از این کار حرام بازدارد؟

ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۳


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!