«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

سرِ این یکی را نمی توان با هیچ ترفندی شیره مالید ... ـ بازانتشار

ـ آفرین حسن! با آنکه تاکنون کار چندان خداپسندانه ای انجام نداده ای؛ خوب مردم را سرِ کار گذاشته ای و چپ و راست آمار از خود در می کنی. کاش به همین اندازه استعداد از خود نشان می دادی و سرِ آن غول بیابانی را هم یکجوری شیره می مالیدی که دست از سرمان بردارد؛ می دانی که او هم چون پیامبر عظیم الشّأن خودمان، بند تنبانش چندان سفت نیست ...

حسن [در حالیکه سخن ولینعمتش را می برد]:
ـ قربانت گردم؛ حمل بر گستاخی نشود، سرِ این یکی را نمی توان با هیچ ترفندی شیره مالید؛ هم پول و مال گزاف دارد؛ هم بجز آن جمیله ی رسمی، چند جمیله ی قحبه از هر رقم در آستین دارد و هم در فیلم بازی کردن، دست همه ی ما را از پشت می بندد. اگر از بنده می شنوید، بهتر از همه آنکه با او رودررو نشویم.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ تیر ماه ۱۳۹۷


***

روباه را پرسیدند كه در گریز از سگ چند حیلت دانی؟ گفت:
از صد افزون است و نكوتر از همه آنكه من و او یكدیگر را نبینیم!

جاودانه عُبید زاکانی

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!