«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ فروردین ۱۸, دوشنبه

یک «چخ بختیار» دیگر در جمهوری اسلام پناه! ـ بازانتشار

تصویری از یک «چخ بختیار» دیگر در جمهوری اسلام پناه که کم و بیش با تصویر «آسپیران غیاث آبادی» در سریال تلویزیونی «دایی جان ناپلئون» پهلو می زند را درج کرده و می نویسد:
«داشتم فکر می کردم یعنی اگر منم فامیل رهبر بودم، آخر عمری اینجوری می شدم یعنی؟!»

از «گوگل پلاس»

برایش نوشته بودم:
بهتره جوونی هاشُ در نظر بگیرید که کیف «علیا مخدره» را اینور آنور می بردند: کارمند دفتر فرح پهلوی! اون زمان هنوز اسلام مد نشده بود.

ب. الف. بزرگمهر    ششم آذر ماه ۱۳۹۲



هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!